زندهیاد حـجـتالاسـلام والمسلمین حاجشیخ غلامرضا حــسنی، در کشاکش تاریخ پرفراز و نشیب ۷۰ سال اخیر شهر ارومیه، حضور و نقشی غیرقابل انکار داشتند زندهیاد حـجـتالاسـلام والمسلمین حاجشیخ غلامرضا حــسنی، در کشاکش تاریخ پرفراز و نشیب ۷۰ سال اخیر شهر ارومیه، حضور و نقشی غیرقابل انکار داشتند. خارج از شخصیت علمی، که یک عالم روشنضمیر و فقیه آشنا به مبانی فقه و اصول و کلام و فلسفه بودند و ضمن تحصیلات مقدماتی در حوزه علمیه ارومیه، برای کسب معارف و ادامه تحصیلات عالی به قم عزیمت و حدود شش سال دروس رسائل و مکاسب را، در محضر مرحوم آیتالله حاج سیداسماعیل موسوی زنجانی و آیتالله حاج سیدابوالفضل میرمحمدی و درس خارج فقه و اصول را نزد حضرت امام خمینی (ره) و مرحوم آیتالله محقق داماد گذراندند، در سال ۱۳۳۷ به شهرستان ارومیه مراجعت کرده و علاوه بر تبلیغ و فعالیتهای مذهبی و فرهنگی، برخلاف رویه علمای منطقه، روش تبلیغی ابتکاریای را آغاز و با برگزاری نماز جمعه در زادگاه خود، یعنی روستای بزرگآباد، روح تازهای در کالبد منطقه میدمند. ایشان برای کمک به پیرمردان و افراد ناتوان، با تشکیل گروههای مردمی، نسبت به مساعدت آنها در فعالیتهای کشاورزی و تولیداتشان اقدام مینموده و در کارهای خیریه از جمله ساختن پل و لایروبی مسیر رودخانهها، ساختن جادههای بین روستایی و کانالکشی آب به روستاها، تلاش داشتند. به دلیل روحیه مبارزاتیای که از دوران جوانی و نوجوانی داشتند، بعد از حضور در ارومیه علاوه بر اموری که در فوق به آنها اشاره شد، به سازماندهی تعدادی از افراد مورد وثوق پرداخته و با آموزش نظامی به آنها، یک گروه مسلح زیرزمینی نیز تشکیل دادند، که بعداً این گروه به عنوان قدرت نظامی در مواقع مورد نیاز، در کنار آقای حسنی حضور داشتند. در دوران انقلاب و بعد از پیروزی آن، هسته مرکزی فعالیتهای مسلحانه آقای حسنی علیه رژیم ستمشاهی، رویاروی گروهکهای تجزیهطلب بعد از انقلاب وارد عمل شد، که نقشی ویژه در دفاع از امنیت، تمامیت ارضی کشور و جان، مال و ناموس مردم منطقه برعهده داشت. در اثر «خاطرات ملاحسنی و گذری بر تحولات یک قرن اخیر منطقه»، در نظر داریم ضمن پرداختن به تاریخ سیاسی دوران جنگ جهانی اول و دوم در منطقه ارومیه و عدم موقعیت و وظیفهشناسی بزرگان آن دوران- که به کشته شدن هزاران نفر از مردم بیگناه این منطقه توسط یاغیان و تجزیهطلبان انجامید- به این نکته بپردازیم، که اگر در روزها و ماههای اول پیروزی انقلاب اسلامی، این مجاهد دوراندیش در صحنه نبود، چه جنایتهایی در حق مردم منطقه ارومیه، نقده و سایر مناطق استان که صورت نمیگرفت! ولی ایشان با سازماندهی غیور مردان منطقه، با قدرت تمام توطئه گروهکهای تجزیهطلب را نقش بر آب نمودند. آنچنانکه گفته میشود، یکی از رهبران این گروهکهای تجزیهطلب، اعتراف کرده بود:
«ما در اوایل سال ۵۸، برای تسخیر شهرهای نقده و ارومیه، کاملاً بر اساس اطلاعات دریافتی، با برنامه ریزی اقدام کردیم و میدانستیم سازمان نیروهای نظامی و انتظامی ازهم پاشیده و نهادهای تازهتأسیس نیز، توان چندانی برای مقابله با ما را ندارند و به راحتی میتوانیم شهر نقده را اشغال و پادگان لشکر ۶۴ و شهر ارومیه را نیز، اشغال کنیم و بر همین اساس نیز، به نیروهایمان اجازه این کار را دادیم، ولی یک مورد را در محاسبات خودمان در نظر نگرفته و به آن فکر نمیکردیم و آن ملاحسنی و نیروهای مسلح وی بودند، که با سازماندهی نیروهای مردمی در مقابل ما، مقاومت و ما را در رسیدن به اهدافمان با شکست مواجه کردند...». بررسی مسائل آن روزها نشان میدهد، که اگر آقای حسنی در این دوران به موقع وارد عمل نمیشدند، چه فجایعی صورت گرفته و اگر دیر به یاری غیورمردان نقدهای میشتافتند و یا با اقتدار در جنگهای منطقه نازلو و بند ارومیه، ضربه سنگینی به تجزیهطلبان نمیزدند و با حضور به موقع در منطقه پیرانشهر و پادگان آن منطقه، نیروها را سازماندهی نمیکردند و دشمنان داخلی، را تا منطقه مرزی تعقیب نمیکردند، چه اتفاقهایی که نمیافتاد! یادش گرامی باد.