داود مدرسیان در کانال تلگرامی خود نوشت: رهبر انقلاب در مراسم تنفیذ فرمودند که «دولت باید مظهر وفاق باشد.» ایشان این نکته را به خوبی در سخنرانی کوتاه خود تبیین کردند، اما متأسفانه نه در رسانه ملی میزگردی برای تبیین این نکته فراهم شد و نه در خبرگزاریها و رسانههای دیگر. برداشتی که بعضاً در مجازی نیز از این سخن مطرح میشود با معنا و مفهومی که رهبری ارائه کردند بسیار متفاوت است.
برخی خیال میکنند منظور رهبری این بوده که یک دولت فراجناحی و متشکل از جریانات سیاسی گوناگون تشکیل شود؛ به احزاب و جریانات سیاسی سهم داده شود و هر حزبی سهمیهای داشته باشد. بهنوعی همان شرکت سهامی! در حالی که بیانات رهبری واضح و روشن است.
رهبر انقلاب در همین سخنرانی میگویند که کلید اصلی حل مشکلات، حضور مردم در «همه مسائل» است و هنر امام و انقلاب این بود که این زمینه را فراهم کردند و مردم را متحد و وارد میدان کردند. «امام بزرگوار با آن حرکت الهی و معنوی خودش توانست این توده متفرق و پراکنده را به یک مجموعه واحد و به معنای حقیقی کلمه به یک جمع متحد تبدیل و وارد میدان کند.»
در ادامه میفرمایند هر چیزی که بتواند این ملت را متحد و پرانگیزه کند، مغتنم است: «هر چیزی که بتواند ملّت را به یک جمعیت متحد، پُرشور، پرانگیزه، وارد میدان تبدیل بکند و کمک به این قضیه بکند، چیز مغتنم و مهمی است.»
حالا آن چیزهایی که میتواند مردم را متحد و پرشور و پرانگیزه کند، چیست؟ آیا تشکیل دولت سهمیهای است؟ یا دولت حداقلی؟ یا دولت فراجناحی؟ در ادامه چند مورد را که میتواند موجب اتحاد و انسجام و انگیزه ملت شود، شرح میدهند.
اول، رئیسجمهور و دولتمردان باید در کنار مردم و در میان مردم باشند. «مردم از هر طبقه شغلی و صنفی و... بتوانند به وی دسترسی داشته باشند. نه اینکه یک حلقه بسته اجازه دسترسی به رئیسجمهور را ندهند! «دولت مردمی» را که شعار ایشان بود، در واقعیت محقق کنند و به معنای واقعی کلمه با مردم، در کنار مردم، در میان مردم باشند.»
دوم، صداقت با مردم: رئیسجمهور و دولتمردان باید صادقانه با مردم حرف بزنند. چیزی را از مردم نپوشانند. به مردم دروغ نگویند. واقعیات را بیکم و کاست به مردم بگویند.» گفتوگوی صادقانه با مردم هم یکی از همین کارهایی است که به مردمی بودن کمک میکند. حرف زدن با مردم از روی صداقت، با قطع نظر از پیرایههای سیاسی و مانند اینها؛ صادقانه با مردم حرف بزنند، مشکلات را به مردم بگویند، راهحلها را به مردم بگویند، توقعات را از مردم ابراز کنند و کمکهای لازم را به مردم تقدیم کنند.»
سوم، «مبارزه با فساد»: یکی از مهمترین چیزهایی که کمک میکند تا دولت مظهر وفاق و اتحاد ملی باشد مبارزه بیامان با فساد است. «یک جنبه دیگر از مردمی بودن عبارت است از مبارزه با فساد. اگر ما به معنای واقعی کلمه میخواهیم در کنار مردم باشیم، باید بیامان با فساد و مفسد مبارزه کنیم. این فرارهای مالیاتی، انحصارهای بیدلیل، سوءاستفاده از ارز ترجیحی، فعالیتهای ناسالم سوداگرانه، قاچاق و امثال اینها.»
چهارم، نگاه لطیفانه و با محبت به مردم و تضعیف برخی دوقطبیسازیهای غلط: مثل همین اصولگرا و اصلاحطلب. «بعضی از این تغایرهای موهومی را که در بین مردم وجود دارد، باید با نگاه وفاق آمیز و نگاه ملاطفت به عموم مردم این توهمات را تضعیف کرد.»
متأسفانه برخی این همه توصیه و تبیین را رها کردند و فکر میکنند دولتی که باید مظهر وفاق باشد، حتماً دولت فراجناحی سهمیه است! خیر، عناصر دولت باید از جوانان انقلابی، کارآمد، فسادستیز، پاکدست، عدالتخواه، مدیر و مردمی باشند؛ دولت باید متشکل از عناصر جناح مؤمن باشد نه سهمیه احزاب و گروههای اصولگرای اصلاحطلب! اگر غیر از این بود دهها بار ایشان طی دوسه سال گذشته نمیگفتند دولت جوان حزباللهی!