یکی از راههای جبران گذشته و استفاده از فرصتها، نظم دادن و برنامهریزی برای کارهای روزانه است. در روایات و دستورات دین به این نظم و برنامهریزی بسیار اشاره شده است. امام هشتم شیعیان، حضرت رضا (ع) در همین باره میفرمایند: کوشش کنید اوقات روز شما چهار ساعت باشد. یکی از راههای جبران گذشته و استفاده از فرصتها، نظم دادن و برنامهریزی برای کارهای روزانه است. در روایات و دستورات دین به این نظم و برنامهریزی بسیار اشاره شده است. امام هشتم شیعیان، حضرت رضا (ع) در همین باره میفرمایند: کوشش کنید اوقات روز شما چهار ساعت باشد. ساعتى براى عبادت و خلوت با خدا، ساعتى براى تأمین معاش، ساعتى براى آمیزش و مصاحبت برادران مورد اعتماد و کسانى که شما را به عیوبتان واقف میسازند و در باطن نسبت به شما خلوص و صفا دارند و ساعتى را به تفریحات و لذائذ خود اختصاص دهید و از مسرت و نشاط ساعت تفریح نیروى انجام وظایف ساعت دیگر را تأمین نمایید.
یکی از عوامل بینظمی و بیبرنامگی در زندگی عجله در کارها و بیصبری در رسیدن به نتیجه مطلوب است. وقتی برنامهریزی کردیم باید در رسیدن به نتیجه مطلوب صبر کنیم و الا نتیجه نمیگیریم. بعضی میوه درخت را نرسیده چیده و بعد قابل خوردن نیست، اما اگر صبر میکردند و به موقع از میوه استفاده میکردند، هم مفید بود و هم اسراف نمیشد. عجله کردن و بیصبری در رسیدن نتیجه مثل چیدن میوه زودتر از موعد مقرر است. وقتی عجله آمد، بینظمی و بیبرنامگی را به دنبال دارد. حضرت علی (ع) در نامهشان به مالک اشتر، او را از شتابزدگی برحذر داشته و میفرمایند: «تقویت صبر و بردباری برای برنامهریزی کردهایم تا رسیدن به نتیجه مطلوب.»
یکی از راههای نظم در زندگی و برنامهریزی، صبر و بردباری در حرکت در مسیر برنامهای است که در زندگی پیاده کردهایم. باید برنامه منظم خود را با صبر جلو ببریم تا نتیجه آن را ببینیم. اگر درختی را با صبر و حوصله رسیدگی کردیم، به موقع از میوههای آن میچینیم و لذت میبریم. پیامبر میفرمایند: «در برابر هر کارى درنگ کن تا (راه) درون شدن و برون آمدن از آن را پیش از آنکه در آن و امانى و پشیمان شوى نیک بشناسى.»
برای برنامهریزی باید تدبیر به خرج داد. یعنی وقت خود را با کارهای روزمره و با در نظر گرفتن کارهای ضروری و غیر ضروری اولویتبندی کنیم و کارهای ضروری را در وقت خود انجام دهیم تا غیر ضروریها جای ضروریها را نگیرد. مثلاً کسی که برای تحصیل علم برنامهریزی میکند، دروس فردای خود که ضروری است را با کارهای آخر هفته خود عوض نکند یا خود را مشغول کارهایی غیر ضروری نکند که درسهای فردای خود را از دست بدهد. امیر بیان در همین باره میفرمایند: «اى مردم! در دنیایى که تدبیرى در آن نباشد، خیرى نیست.» یعنی اگر در دنیای خود و کارهای خود برنامهریزی درست نداشته باشیم، به خیر و خوبی نخواهیم رسید و همیشه ناموفق خواهیم بود. از این جهت است که ایشان میفرمایند: «تأمل کن تا دوراندیش و منظم باشى و، چون جوانب کار روشن شد، قاطعانه انجام بده.»
یکی از دلایل مهم بینظمی و بیبرنامگی، تنبلی است. کسانی که تنبل هستند یا برنامه منظم ندارند یا حوصله اجرای برنامهای که به آنان داده میشود را ندارند، اینگونه افراد همیشه کسل هستند و حوصله تمام کردن کارهای خود را ندارند. حتی نسبت به کمک به دیگران نیز با مشکل روبه رو هستند و دائماً حسرت کارهای انجام نداده خود را میخورند، در حالی که حسرت دردی را دوا نمیکند. پس باید از کسالت و تنبلی دوری کرد، چراکه دشمن انسان، کارهای اوست. پس بیاییم به گفته ائمه و معصومین جامه عمل بپوشانیم و از کوتاهی و کم کاری بپرهیزیم، چون در حسرت و ندامت گرفتار میشویم، آن گاه که حسرت سودی نبخشد.
بعضی اوقات بیبرنامگی یا به نتیجه نرسیدن برنامه، به خاطر مقدم کردن کارهای غیر ضروری بر کارهای ضروری و مهم است. وقتی انسان وقت خودش را مشغول کارهای بیهوده کند، طبیعتاً نمیتواند برنامه منظمی داشته باشد و کارهای مهم خود را مدیریت کند. کسی که فکر و نیروی خود را به کارهای غیر مهم مشغول کند، کارهای مهم را تباه میکند.
باید فکر و ذهن خود را مشغول کارهای مهم کنیم تا بتوانیم هم نظم در زندگی داشته باشیم هم کارهایمان را به سرانجام برسانیم. امیرالمؤمنین (ع) میفرمایند: «همانا فکر و اندیشه تو، گنجایش همه کارها را ندارد. پس آن را برای کارهای مهم فارغ ساز.» برای اولویتبندی در کارها باید هر کاری را در وقت خود انجام داد. یعنی بعد از برنامهریزی، همان کاری که در برنامه هست را انجام دهیم و وقت آن را به تأخیر نیندازیم، چراکه اگر کاری در وقت خود انجام نگیرد، تمام نمیشود. علت بعضی از کارهای نیمه تمام هم همین است. امام صادق (ع) در همین باره میفرمایند: «کسى که به کارى جز در وقت آن آغاز کند، تمام شدن آن در وقت خود نخواهد بود.»
یکی از عواملی که باعث بیبرنامگی یا بینظمی در زندگی میشود، قیاس کردن زندگی خود با دیگران و مشغول شدن فکر به زندگی دیگران است. این باعث میشود انسان نتواند برای زندگی خود برنامهای داشته باشد.
حضرت علی (ع) خطاب به این قبیل افراد میفرمایند: «فکرت را به آنچه بر تو لازم است، اختصاص ده تا سالم بمانی و از فرو رفتن در کاری که مربوط به تو نیست، بگریز تا ارجمند باشی.» از این جهت نباید انسان در کاری که مربوط به خودش نیست، دخالت کند، چراکه هم وقتش گرفته میشود هم به برنامههای خود نمیرسد. حضرت در روایتی دیگر میفرمایند: «همت خود را بر آنچه لازم و مربوط به توست، منحصر ساز و در آنچه از تو نخواستهاند، فرو مرو.»
پس غافل نشویم. وقتی در هر کاری دخالت کردیم و به جای پرداختن به برنامهریزی و نظم خود در زندگی، به کارهای نامربوط وارد شدیم، یقیناً به برنامههای خود در آینده نمیرسیم. چون کسی که به کارهای گوناگون بپردازد، نقشهها و پیشبینیهایش به جایی نمیرسد. یکی از عوامل بینظمی در زندگی، نداشتن یک برنامه منظم و حساب شده در زندگی است. بعضی از برنامهها در زندگی به صورت طبیعی وجود دارد. مثل توجه به ساعات غذا و خوراک. اما برای مدیریت زندگی و استفاده صحیح از فرصتهای عمر، غالباً انسانها برنامه دقیقی ندارند. به طور مثال وقتی خانوادهای که زمینه کارهای مطالعاتی دارند، برنامهای نداشته باشند، برای استفاده از این ظرفیت چه بسا نمیدانند چطور از وقت خود استفاده کنند و آن را به بطالت میگذرانند، در حالی که با اندک دقتی و یک برنامه منظم، میتوانند از لحاظ فکری رشد بالایی پیدا کنند. از این ظرفیتها در زندگی بسیار زیاد است، اما متأسفانه به خاطر بیفکری و عدم توجه به ظرفیتهای خود، از این امر غافل میشوند.
*کارشناس مذهبی و پژوهشگر سبک زندگی