به گفته نویسنده کتاب «من محافظ حاج قاسمم» ادبیات میتواند رسالت و اهداف مدافعان حرم و عواقب حضور یا عدم حضورشان در این عرصه را شفافسازی کند.
هاجر پورواجد، نویسنده کتاب «من محافظ حاج قاسمم» که در قالب داستان کوتاه به نگارش درآمده و به خاطرات شفاهی شهید وحید زمانینیا از خانواده، دوستان، همکاران و همرزمان پرداخته است، به ایبنا میگوید: نوشتن این کتاب یک توفیق الهی بود که روزی بنده شد. وحید زمانینیا با گذشتن از زیباییهای زندگی نشان داد در تمام ادوار، حنظلههایی ظهور میکنند تا ثابت کنند اسلام امروز همان اسلام عمارها، ابوذرها، سلمانها و سمیههاست.
وی در پاسخ به این سؤال که شهید وحید زمانینیا که زندگی او را روایت کردهاید چه ویژگی خاصی داشته است؟ توضیح میدهد: آنطور که بنده درک کردم، عاشقانههای ایشان در رابطه با اهلبیت (ع) بهویژه امام حسین (ع) چونان چشمه زلال از عمق وجودشان تراوش داشته، بهگونهای که از سن سه سالگی قدم در این خانه میگذارد. وحید زمانینیا بهدنبال شهرت و معروف شدن نبود و این همان وعده خداوند است که کارهای نیک بندگان خود را به زیباترین شکل متجلی میسازد. این نویسنده حوزه مقاومت در پاسخ به این سؤال که پس از جنگ تحمیلی در حوزه ادبیات دفاع مقدس شاهد اتفاقات نسبتاً خوبی بودیم و اکنون چند سالی است که درباره مدافعان حرم هم ژانری به وجود آمده است. در این مسیر با چه چالشهایی مواجه بودهاید؟ میگوید: بهنظر من در این زمینه با دو چالش عمده مواجه هستیم؛ اول اینکه به لحاظ امنیتی اجازه دریافت و مکتوب کردن وقایع سوریه را به لحاظ زمانی و مکانی نداریم، لذا راه تحقیق میدانی برای ما کاملاً مسدود است، دوم اینکه متأسفانه مبحث مدافعان حرم هنوز برای عدهای از مردم شهیدپرورمان جا نیفتاده است.
شایسته است رسالت و اهداف مدافعان حرم و عواقب حضور یا عدم حضورشان در این راستا شفافسازی شود. چه بسا با مکتوب کردن اتفاقات مهم، پرده از یکسری ابهامات کنار رود. در بحث مدافعان حرم میبینیم جوانان عاشقانه به سوریه میروند، به دفاع از حرم بیبی زینب (س) در مقابل نیروی داعش میایستند و بعضاً به شهادت میرسند. مؤلفان خاطرات این عزیزان را طبق روایت راویان از بدو تولد تا شهادت به نگارش درمیآورند. متأسفانه رسالت این شهدا و حضورشان در آن سوی مرزها دقیق و شفاف برای مردم روشنگری نمیشود. خاطرات شفاهی بر سندیت استوار است. متأسفانه در هر دوره شکافهایی ایجاد میشود و یکسری از وقایع حقیقی و تاریخی نشت میکند و از دست میرود. جنگ در سوریه بین نیروی داعش و «فاتحین، فاطمیون، زینبیون و نُجبا» سالها محرمانه بود و اخبار دقیقی ابلاغ نمیشد، لذا درباره مدافعان حرم نیز چنین مشکلاتی مشاهده میشود.
نویسنده کتاب «من محافظ حاج قاسمم» در پاسخ به این سؤال که در بحث مدافعان حرم، کتاب رسانه پیشروتر است، شاید در این زمینه رسانه و فیلم عقبتر باشد. این موضوع کار مؤلفان این حوزه را سخت نمیکند؟ عنوان میکند: هر کدام از حوزهها وظایف خاص خود را بر عهده دارند و میتوانند جدای از یکدیگر موفق باشند، اما چنانچه رسانه و فیلم، پیشروتر میبود مؤلفان با درک بیشتری از قضایا به نگارش میپرداختند.
از این نویسنده سؤال میشود که اگر به لحاظ زمانی از این بحث فاصله بگیریم، چه تغییراتی در ژانر کتابهای مدافعان حرم بهوجود میآید؟ و او اینگونه پاسخ میدهد: اگر به لحاظ زمانی از موضوع مدافعان حرم فاصله بگیریم، همان اتفاقی خواهد افتاد که در حوزه دفاع مقدس دارد میافتد. فاصله زمانی، روایتگران دلسوخته و قهار را از جامعه نویسندگان ربوده و شکاف حاصله از گذر زمان موجب ضعف یا فراموشی خاطرات شده است و این یعنی ابترماندن سفارش شهدا که فرمودند: «ما رفتیم باقی راه با شما» ولی ما نتوانستیم مکمل رسالت آن عزیزان باشیم. در مجموع، مطالعه در کشور ما به حداقل رسیده است و از طرفی مخاطبان حوزه شهدا قشر خاصی از مردم هستند، لذا ابتدا انتظار میرود بحث کتابخوانی در کشور تقویت شود و به فراخور آن کتابهای حوزه مقاومت هم جایگاه خود را در بازار به دست میآورند و حق مطلب بهتر ادا میشود.