
مهدی امامقلی
بهرغم گذشت بیش از چهار ماه ازانتخابات اخیر ریاستجمهوری، شاهد آنیم که در ایام برپایی نمایشگاه مطبوعات همچنان جریان شکست خورده انتخابات درصدد تخریب دولت و زیر سؤال بردن سلامت انتخابات و همسویی و همراهی با جریانات اپوزیسیونند و در این مسیر با بهرهگیری از تمامی ظرفیت تشکیلاتی و رسانهای همسو از هیچ عملی دریغ نمیکنند.«قهرمانسازی»،«مظلومنمایی»، «نمادسازی« و«شکستها را پیروزی نشان دادن» جزو لاینفک تاکتیکهای مدرن امروزی درعرصه سیاستبازی و سیاسیکاریها شده است که «اصلاحطلبان بعد از انتخابات» با «توهم» و «سادهانگاری» این شیوهها را در رسانههایشان بسیار متداول کردهاند بیآنکه بپذیرند ملت ایران راه عدالتخواهی را در پیش گرفته است و گفتمان اصلاحطلبی با چالشهای فکری و شکستهای مکرری روبهرو بوده است. نگاهی گذرا به انتخابات نهم و دهم و بررسی تطبیقی با انتخابات گذشته و مطالعه کم و کیف آن مدلول آشکاری بر این ادعاست که گفتمان اصلاحطلبی از سوم تیر با عدم اقبال عمومی و چالشهای جدی روبهرو شد، به گونهای که در انتخابات چند دوره بعد از آن (مجلس شورای اسلامی و شوراهای شهر و روستا)، جریان اصلاحطلب با شکستهای پیدرپی رو به رکود نهاد و اکنون در انتخابات 22 خرداد پس از شکست و گسستهای تشکیلاتی دچار اضمحلال و مرگ سیاسی شده است.
انتخابات دهم، افزایش آگاهی سیاسی رأیدهندگان
دوم خرداد 76 برآمد دوران سازندگی و گذشت قریب به دو دهه از حیات انقلاب اسلامی بود. در دهه اول و دوم انقلاب ملت شریف ایران تمام هم و غم خود را برای حفظ و بقای نظام در طبق اخلاص نهادند و با پذیرش گفتمان ایثار و گذشت برای بازسازی کشور و اعتماد و اتکای عمومی نسبت به حاکمان و دولتمردان در آستانه تحولی اجتماعی در فضای سیاسی کشور قرارگرفتند. بنابراین در این دوران بسیار طبیعی به نظر میرسید که فضای سیاسی و مرزبندیهای جناحی شفاف نبوده است. سید محمد خاتمی در نظر مردم در ردیف دیگر دولتمردان قرار گرفت و به لحاظ سردادن شعارهای آزادیخواهانه و ایجاد فضای هیجانی و احساساتی، مطلوبتر از دیگر کاندیداها عرض اندام نمود. اصلاحات آنتی تز دوران سازندگی شد( البته در همان دوران اصلاحات) و مردم با شعار سه سید فاطمی در پای صندوقهای رأی حاضر شدند و خاتمی را برگزیدند. در انتخابات 80 هم گرچه رخدادهایی چون 18 تیر و کنفرانس برلین و قتلهای زنجیرهای را در سپهر سیاسی اصلاحات شاهد بودیم اما به دلیل مبهم ماندن علل و عوامل آنها در انظار عمومی باز هم خاتمی ردای اصلاحات را بر تن کرده و مردم فرصتی دیگر را به وی اعطا کردند. مراد نگارنده آن است که هنوز در آن دوران (76 و 80) در میان انظار عمومی مرزبندی مشخصی بین اصلاحطلبان و اصولگرایان و حتی بعدها شرق و کیهان یا مشارکت و مؤتلفه وجود نداشت، بهرغم وقوف قشر تحصیلکرده باز هم فضای سیاسی مشخص و روشنی نبود اما در 3 تیر 84 فضای سیاسی و لزوماً آگاهی سیاسی مردم فزونی یافت به طوری که در مرحله دوم هم بین هاشمی و احمدینژاد مردم برای آخرین فیلم شب تبلیغاتی هاشمی اشکی نریختند و شهردار تهران را به ریاستجمهوری برگزیدند. خلاصه آنکه در آن دوره (3 تیر 84) فضاهای سیاسی مشخصتر، مرزبندیها آشکارتر و آگاهی سیاسی و انتخاباتی مردم بیشتر از دورههای گذشته بود و مطمئناً در 22 خرداد 88 به دلیل شدت و حدت فضای سایبر و رسانهای و نیز مناظرههای تلویزیونی که برای اولین بار از صدا و سیمای جمهوری اسلامی برگزار شد عمق آگاهیهای سیاسی و اصولاً معرفت سیاسی به شدت افزایش یافت. بنابراین در این انتخابات میزان دسترسی انتخابکنندگان به رسانه و منابع خبری اطلاعاتی گوناگون بیشتر و مطلوبتر بوده است و آرای ملت از کیفیت و معرفت سیاسی بیشتری برخوردار بوده است.
حوزه حزبی و رسانهای و ناکامی جریان گسترده فتنه
جنس شعارهای سید محمد خاتمی و برآمدن مفاهیمی چون آزادی و اصلاحات فرصتی را فراهم آورد تا عناصر لیبرال و سلطنتطلب و گروههای ملی مذهبی، گروهک غیرقانونی نهضت آزادی و سازمان مجاهدین هم طلایهدار اصلاحطلبی در دانشگاهها و حوزههای مدنی شوند. فضای سیاسی آن زمان و لزوماً زاییدهشدن احزاب و تشکلهای قارچی اصلاحطلب و رسانههای یکدست و تکساخت و روزنامههای زنجیرهای و... موجب آن شد تا آنها برای ادامه گفتمان اصلاحطلبی، در انتخابات 80 نیز به میدان بیایند (بهرغم آنکه تمام رسانههای غربی هم در این دوره از خاتمی جانبداری کردند). جریان اصلاحطلبان رادیکال به موازات گروههای اپوزیسیون و شبکههای غربی در دوره انتخابات نهم (3 تیر 84) نیز همه با تمام توان به میدان آمدند و از کاندیدای این جریان - مصطفی معین – حمایت کردند. در حالی که در جبهه احمدینژاد حزب و رسانهای نبود و احمدینژاد تنها به میدان آمده بود.
هرچند در دور دوم انتخابات نهم برخی از گروههای اصولگرا به طور غیرهماهنگ و دست و پاشکستهای از وی حمایت کردند اما احمدینژاد خود رسانهاش بود! در انتخابات اخیر هم همان عناصر با همپالگان غربیشان تازشگر فضای تبلیغاتی و رسانهای انتخابات شدند و در حمایت میرحسین موسوی تا مرز خودکشی سیاسی هم پیش رفتند. گرچه اینبار احزاب و رسانههای اصولگرا از احمدینژاد حمایت کردند اما حجم احزاب و رسانههای جانبدار مصطفی معین (دور اول84) و هاشمی (دور دوم84) و میرحسین موسوی (88) چندین برابر جبهه احمدینژاد بوده است.
22 خرداد، شکست تاریخی اصلاحطلبان
حضور هاشمیرفسنجانی به عنوان وزنه سنگینی در انتخابات نهم بسیار مهم به نظر میرسد چرا که در دو دوره گذشته (هفتم و هشتم) نه تنها رقیبی به اهمیت هاشمیرفسنجانی در مقابل خاتمی قرار نگرفته نبود بلکه به زعم برخی تحلیلگران یکی از دلایل شکست ناطق نوری در انتخابات هفتم سخنرانی هاشمیرفسنجانی در نمازجمعه قبل انتخابات و حمایت تلویحی وی از خاتمی بوده است. در دوره نهم (جدای از قالیباف و لاریجانی) حضور هاشمیرفسنجانی و ویژگی برخی کاندیداها بسیار حائز اهمیت است ازطرفی مصطفی معین، کاندیدای به ظاهر پروزن جریان اصلاحطلبان... مهدی کروبی، کاندیدایی که اعطای 50 هزارتومان به جوانان را وعده میکرد و هاشمیرفسنجانی به عنوان کسی که یار و یاور امام(ره) و مقام معظم رهبری معرفی میشد، کاندیدای یک جریان شدند و در جبهه دیگر محمود احمدینژاد (شهردار تهران) نسبت به دیگر کاندیدای اصولگرا در صدر آرا قرار گرفته بود. نهایتاً در انتخابات 84 رأی مردم به نام احمدینژاد در صندوقها ریخته شد. در انتخابات اخیر نیز همان ویژگیها و جنس رقابتی کاندیداها صورتبندی شد و با حضور میرحسین موسوی که به عنوان یاور امام(ره) و نخستوزیر دوران دفاع مقدس شناخته میشد و از سوی خاتمی و هاشمی حمایت میشد ترازوی نابرابر انتخابات در کفه اصلاحطلبان سنگینی کرد و حتی در مناظرههای تلویزیونی به اوج حدت و شدت خود رسید. ولی مردم شریف و آگاه ایران در 22 خرداد حماسه پیروزی را چون سوم تیر با انتخاب محمود احمدینژاد رقم زدند .
بنابر آنچه در فوق آمد میتوان نتیجه گرفت که 1 – به دلیل فضای سیاسی موجود و گستره رسانهای و نیز افزایش معرفتهای اجتماعی - سیاسی جامعه در بازه زمانی، رأی مردم به محمود احمدینژاد نسبت به انتخابات گذشته با کیفیتتر وآگاهانهتر بوده است.
2- ناکامی تشکیلات حجیم تبلیغاتی و رسانهای در جبهه اصلاحطلبان و رسانههای بیگانه و رأی به محمود احمدینژاد دلیل واضحی برای شکست طراحان و عوامل جنگ نرمافزاری و عدم اقبال عمومی به گفتمان اصلاحطلبی و رسانههای ایشان است.
3- پیروزی محمود احمدینژاد در 22 خرداد 88 ، مدلول این ادعاست که عدالتخواهی گفتمان مورد نظر جمهوری اسلامی و مردمی است که هرگز در انتخاب رئیسجمهورشان به هویت کاریزمایی یا سابقه مثبت و مطلوب یک کاندیدا که در قواره اصلاحطلبی قد علم کرده است وقعی نمینهند.
حال ادامه «مسیر انحراف» از سوی برخی گروههای رو به انحلال اصلاحطلبان و اصرار بر «دروغ تقلب» و شعارهای میرحسینی! در نمایشگاه مطبوعات که حتی خنده کودکان رهگذر را نیز به همراه دارد نشاندهنده آن است که اکنون اصلاحطلبان چیزی برای از دست دادن ندارند و خود نیز به خوبی میدانند که مردم آگاه و شریف ایران عدالت و اصولگرایی مطلوب رهبری را سرچشمه پیشرفت و توسعه میهن اسلامی خود میدانند.