
مصادره به مطلوب کردن آموزه هاي حضرت امام (ره) و تفسير به راي نمودن ديدگاههاي رهبري و نيز قانون اساسي به گونه اي تاکتيکي و راهبردي در ميان اصلاح طلبان و شکست خوردگان انتخابات دهم رايج شده است که درايام پس از انتخابات هم در ميان رسانه هاي افراطي اصلاح طلبان با حاشه نويسي بر « خط امام (ره) » و تحريف « خط امامي بودن» متدوال شده است.روز گذشته سايت آينده که منتسب به مهدي هاشمي است به نقل از سخنراني مرحوم حجت الاسلام مروي، مطلبي را با عنوان « روايت ناگفتهاي از رفع حصر آيتالله منتظري » در صدراخبارخودقرار داد و با مطرح کردن راهبرد مقام معظم رهبري مبني بر « جذب حداکثري و دفع حداقلي » ضمن گلايه از پيروان رهبري و به ظاهر« راه درست نشان دادن» برخورد رسانه هاي اصولگرا با رفتار و کردار منتظري را ناپسند دانست و رفع حصرمنتظري را به نوعي معطوف به علقه و عاطفه ي رهبري نسبت به منتظري دانست دريغ از آنکه مردم و مخاطبان بسي فهيم تر ازآنند که محبت و مصلحت انديشي مقام معظم رهبري دراحاله ي مسئله ي رفع حصر منتظري به شوراي امنيت ملي آنهم به دليل بيماري منتظري را به نوعي التفات عاطفي رهبري به منتظري و همراهي ايشان با وي بدانند.از طرفي ملت شريف ايران نيک ميدانند که راهبرد « جذب حداکثري و دفع حداقلي » و اصولا وحدت مورد نظر مقام معظم رهبري هيچ تناقضي با محاکمه ي سران اغتشاش و عوامل پشت پرده ي جريان فتنه ندارد چرا که محاکمه و بازخواست حقوقي و شرعي هم خواسته ي مردم و هم مورد نظر رهبري است .از طرفي مگر مي شود مطرودين حضرت امام (ره) و کساني که در ايام انتخابات با نامه ها و بيانيه هايشان در تحريک اذهان عمومي و عوامل اغتشاش از هيچ کاري دريغ نورزيدند و بارها سرسپردگي خود را به جريان غرب و معاندين نشان داده اند را جذب انقلاب و يا گفتمان رهبري نمود؟به اعتراف نگارنده همان مطلب در سايت آينده مگرهمين منتظري نبود که شب قبل از حصر هم با بي بي سي مصاحبه داشته است و يا در قبل تر از آن از سوي امام راحل در رده ي مطرودين قرار گرفت . مگر ميشود نامه ي تاريخي حضرت امام ( ره) به منتظري را از ياد برد؟ اکنون منتظري با انتقاد از مسئولان بلندپايه کشور در موضوع انتخابات دور دهم رياست جمهوري و زير سوال بردن حاکميت بارها از معترضان به نتيجه انتخابات حمايت کرده است اخيرا هم در نامه ها و بيانيه هايش سوار بر موج مطالبات پوپوليستي مير حسين و اصرار او بر دروغ تقلب گفته است که « اعلام نتايجى که هيچ عقل سليمى آن را نمى پذيرد و بر اساس شواهد موثق تغييرات عمده اى در آراى مردم داده شده است....» چرا که « حاكميتى كه بر اساس تصرف در آراء باشد هيچ نحو مشروعيت دينى و سياسى ندارد» ويا آنکه چه لزومي دارد که در کلاس اخلاق بگويد « حفظ نظام واجب نفسي نيست » و ...بسياري از توهمات و دروغ پردازي هاي وي که همواره ملت و حاکميت را آماج تهمت و نيرنگ و جفاي خود کرده است.به هر حال طرد ايشان از سوي حضرت امام (ره) و حمايت عناصر ضد انقلاب و گروهک غير قانوني نهضت آزادي و ديگرعناصر پياده نظام غرب از بيت منتظري مسائلي است که در اذهان عمومي ثبت و ضبط شده و قابل امحا نيست . حال بسيار طبيعي به نظر مي آيد که عناصر وابسته به شکست خوردگان انتخابات دهم رياست جمهوري به موازات رسانه هايي که از منتظري با عنوان« آيت ا..عظمي » ياد ميکنند دررسانه ها وحرف هاي به ظاهر اصلاح طلبانه شان از منتظري حمايت کرده وبا تطهير وي سعي نمايند هاله اي از تقدس را در حريم منتظري و حوالي بيت او بيافرينند .گرچه انتخابات دهم مايه ي آن شد تا در انظار عمومي راه حق و ناحق و گفتمان صواب و ناصواب از يکديگرتفکيک و بازشناخته شوند اما سوال عميق و اساسي درسپهر سياسي پس از انتخابات متبادر اذهان تحليلگران و کارشناسان است که اينهمه دروغ و خيانت تا به کي ادامه خواهد داشت؟.....