از راههای کسب آرامش در زندگی، ترک ظلم و آزار و اذیت دیگران است. هرچند ایمان به خدا برای انسان یک امنیت و آرامش نسبی میآورد، اما ایمان اگر با همه ابعادش مورد توجه قرار گیرد میتواند برای انسان آرامشی مثالزدنی به ارمغان آورد. اگر ایمان رفتار ما را تحت تأثیر قرار ندهد، به همان اندازه از آرامش ما کم میشود. از راههای کسب آرامش در زندگی، ترک ظلم و آزار و اذیت دیگران است. هرچند ایمان به خدا برای انسان یک امنیت و آرامش نسبی میآورد، اما ایمان اگر با همه ابعادش مورد توجه قرار گیرد میتواند برای انسان آرامشی مثالزدنی به ارمغان آورد. اگر ایمان رفتار ما را تحت تأثیر قرار ندهد، به همان اندازه از آرامش ما کم میشود. برای اینکه این مطلب بهتر برای ما مشخص شود، بهتر است به معنای ایمان بیشتر و بهتر توجه کنیم. ائمه معصومین (ع) در تعریف ایمان در روایتی فرمودهاند: الایمان معرفه بالقلب: یعنی «مرحله اول ایمان شناخت قلبی است.» یعنی با دل و قلب خود خدا را قبول کنی. در مرحله بعد اقرار به آنچه در دل و قلب خود قبول کردهای است. یعنی همان نیت قلبی خود را با اعتقاد به زبان جاری کنی. همین مرحله از ایمان نیز اثر خود را دارد، اما مهمترین مرحله ایمان که میتواند آثار زیادی از جمله آرامش در وجود انسان ایجاد کند، مرحله سوم است. یعنی انسان در عمل و رفتار آنچه بر زبان جاری کرده است، پیاده کند. اما درخت ایمان نیز نیاز به مراقبت از آفات دارد وگرنه آدمی دچار خطا میشود. چرا اگر در ایمان انسان ظلم ظاهر شود، آرامش را از ما سلب میکند؟ و این نکته مهمی است که ابعاد آن را با هم میخوانیم.
مراقب باشید در دام کینهتوزی نیفتید
وقتی انسان نسبت به دیگران ظلم کند، در واقع به دنبال حل مشکل نیست، بلکه به دنبال انتقام است. کسی هم که به دنبال انتقام است، در درون او نوعی کینه و بددلی نسبت به کسی که به او ظلم کرده یا خطایی کرده، صورت میگیرد که همین امر باعث ناآرامی در زندگی میشود. چرا در مواقع دیدن ظلم در زندگی، ظلم نکردن آرامش میآورد؟ وقتی شخصی نسبت به ما خطایی کرد یا از روی نادانی برخورد ناشایستی با ما کرد، ما نباید مقابله به مثل کنیم. برای اینکه آرامشی در وجود ما ایجاد شود باید ظلم را بررسی کرد. اگر مشکل شخصی است، باید روحیه عفو و بخشش از خود نشان داد؛ چراکه این عفو و گذشت خود باعث آرامش میشود و بذر کینه را از دل بیرون میبرد. خدای متعال چه زیبا فرمودهاند: نسبت به اشتباه دیگران روحیه عفو داشته باشید. آیا دوست ندارید خدا نیز از خطای شما بگذرد؟ در حالی که خدای متعال بسیار بخشنده و مهربان است. پس شما نیز ببخشید.
انسانهای با گذشت روح بزرگی دارند؛ چراکه توانستهاند در برابر ظلم دیگر افراد، خود را مدیریت و آرامششان را حفظ کنند. از این رو در روایات گویند انسان با گذشت قدرتمند است. بردبار کسی است که قدرت داشته باشد انتقام بگیرد، اما عفو کند. به خاطر همین، روح انسان با گذشت بزرگ است و همین باعث آرامش اوست. وقتی در زندگی بین زن و شوهر نیز روحیه عفو و گذشت حاکم شد، روحیه ظلم و انتقامجویی میرود.
درصدد انتقام نباشید
دلیل دیگری که ظلم باعث ناآرامی میشود، این است انسانی که ظلم میکند، در واقع دارد حق کسی را پایمال میکند و وقتی حق کسی پایمال شود، طرف مقابل در مقابل این رفتار ساکت نمیماند و درصدد انتقام برمیآید. همین امر باعث میشود هر دو به دنبال انتقام از یکدیگر باشند. در این صورت فکر آنان به جای اینکه به مسائل دیگر زندگی مشغول شود و نعمتهای دیگر را در زندگی ببینند، به انتقام و غلبه بر یکدیگر مشغول میشوند و همین امر باعث ناآرامی میشود.
زن و شوهری که در زندگی نسبت به یکدیگر ظلم کنند، آرامش ندارند، اما اگر یک نفر اشتباهی کرد، ظلمی کرد یا رفتار ناشایستی داشت، نباید دیگری نیز روش او را در زندگی ادامه دهد، بلکه باید او با اخلاق و رفتار شایسته جلوی ظلم را بگیرد. اگر به دنبال ظلم و انتقام نباشد، یقیناً این رفتارها متوقف میشود و حداقل به اختلافات شدیدتری تبدیل نمیشود. ایمان باعث میشود انسان در جایی هم که حقی از او پایمال شده، برای رسیدن به حق خود دست به کارهای خلاف شرع و دین نزند و همین امر باعث آرامش او میشود. نباید انسان در برابر رفتار ناشایست عمل ناشایست انجام دهد وگرنه خود او نیز شایسته مذمت و نکوهش میشود.
ظلم به دیگران دلمان را ناآرام و تاریک میکند
ظلم، فرصت جبران را از انسان میگیرد و ناآرامی میآورد. دلیل اینکه ظلم باعث ناآرامی میشود، این است که وقتی انسان به کسی ظلم میکند، این ظلم، تاریکی دل میآورد. یعنی کسی که ظلم میکند مشخص است نسبت به تبعات این کارها غافل است و وقتی انسان غافل شد، دل او تاریک میشود. در این صورت است که آرامش ندارد. انسانهایی که ایمانشان را با ظلم آلوده نمیکنند، دلی نورانی دارند و اگر هم جایی ظلمی کردند، درصدد جبران آن برآمده و جلوی ظلم دیگری را نیز میگیرند. انسان با ایمان دنبال جبران اشتباهات خود است و همین باعث آرامش بیشتر در زندگی او میشود. قرآن میفرماید: خداوند سرنوشت قومی را تغییر نمیدهد تا آنها خودشان وضع خود را تغییر دهند. یعنی اگر بخواهیم زندگی آرامی داشته باشیم، باید خودمان درصدد ایجاد تغییرات در خودمان باشیم. فقط کافی است کمی در احادیث و روایات ائمه و معصومین دقیقتر شد تا بهتر بتوان محتوای اخلاقی این روایات را فهمید. آن وقت به راحتی جلوی بسیاری از ظلمها گرفته و روحیه گذشت و عفو در وجود انسان تقویت میشود.
رضایت از وضع موجود زندگی
از راههای مهم ایجاد آرامش در زندگی، راضی شدن به قضا و قدر و تقدیرات الهی است. یعنی اینکه گاهی اوقات انسان در زندگی با شرایطی روبهرو میشود که به طور طبیعی اسباب نارضایتی و ناآرامی برایش فراهم میشود. مثلاً یا از همان اول زندگی و چشم باز کردن به دنیا به خاطر شرایط خانوادگی از نظر مالی و اقتصادی یا از نظر جایگاه اجتماعی و مواهب الهی در تنگناست یا در طول زندگی شرایط برایش طوری رقم میخورد که از نظر اقتصادی و نیازهای جسمی وضعیت مطلوبی ندارد. در حالی که به زندگی هم ادامه میدهد، اما در این حالت در درون او یک احساس نگرانی و نارضایتی از وضع موجود به وجود میآید که همین امر باعث نگرانی و اضطراب شخص میشود و او را مضطرب میکند. در این حالت است که انسان میتواند با همین وضع موجود با رضایت از همین امکانات در مسیر آرامش قدم بردارد.
بنا بر آنچه گفته شد، یکی از راههای کسب آرامش در روایات و آیات قرآن، راضی شدن به قضا و قدر الهی و تطبیق دادن خود با وضع موجود است. به طور مثال در آیه ۲۳ از سوره مریم، وقتی حضرت مریم در فشار و سختی زندگی قرار گرفت، از خدای متعال در آن شرایط سخت زندگی ناامید نشده و از وضعیت موجود اظهار نارضایتی نکرد، بلکه در مناجاتش از خدا نسبت به سختیها با این جملات کمک تقاضا کرد. در این حالت بود که خدای متعال به سبب فرزندش به او آرامش میدهد. این آرامش را این طور برای حضرت مریم به خاطر تسلیم به قضا و قدر الهی به او عنایت میکند و در آیه ۲۴ میفرماید: ناگهان از طرف پایین پایش او را صدا زد که «غمگین مباش! پروردگارت زیر پاى تو چشمه آبى گوارا قرار داده است.» این نمونه قرآنی برای کسی است که نسبت به وضعیت موجود و مشکلات احساس نارضایتی نمیکند و نسبت به قضا و قدر الهی تسلیم است. هر کسی هم در سختیهای زندگی ایمان خود را با رضایت به خدای متعال حفظ کند، خدا به او آرامش میدهد و او را از نگرانی خارج میکند. از این رو در روایتی از کتاب شریف بحارالانوار جلد ۶۸ صفحه ۱۵۹ از وجود نورانی امام صادق (ع) است که فرمود: آسایش و آرامش در رضا و یقین است. حزن و اندوه در حالت تردید و دودلى و راضى نبودن به قضای الهى است.
پس بدانیم یکی از عوامل مهم حزن و اندوه و غصه خوردن در بعضی افراد، یقین نداشتن به عنایات خداوند و راضی نبودن در زندگی نسبت به وضع موجود و همچنین اظهار گلایه و تردید و شک نسبت به لطف خدا و یاری خدا در زندگی است و راه خروج از این ناآرامی، یقین به لطف خدا در همه حالات زندگی مخصوصاً مشکلات است و این محقق نمیشود مگر به تقویت روحیه راضی بودن به قضا و قدر الهی در زندگی.
آثار رضایت از خداوند در زندگی
برای تقویت روحیه رضایت در زندگی که منشأ بسیاری از برکات از جمله آرامش در زندگی است، به سه اثر از آثار رضایت از خدا در زندگی که باعث آرامش میشود، اشاره میکنیم. اثر اول این است که رضایت از خدا انسان را در زمره صدیقین قرار داده و مقدرات را به نفع او رقم میزند. خداوند مؤمنان راضی به سختی و راحتیهای زندگی را در زمره صدیقان و دوستداران خود قرار میدهد و همه مقدرات را به نفع او رقم میزند.
خداوند متعال خطاب به پیامبر (ص) میفرمایند: سوگند به عزت و جلال خودم، مخلوقى محبوبتر از بنده مؤمن را نیافریدم و از این رو وى را به نام خود مؤمن نام نهادم. اگر بین مشرق و مغرب را به او حرام کنم یعنی محرومش کنم برایش خیر است. اگر هرچه بین مشرق و مغرب است را در اختیار او قرار دهم باز هم براى او خیر است. او باید به سرنوشتى که برایش معین کردهام راضى باشد و در گرفتاریها صبر کند و از نعمت هاى من سپاسگزارى نماید، اى محمد در این صورت او را از صدیقان قرار خواهم داد.
اثر دوم این است که رضایت از خدا باعث لذت بردن از عبادت میشود که خود آن نیز آرامبخش است. راضی نشدن از خدا در زندگی به دنبالش غم اندوه خوردن بر مسائل دنیایی و غفلت از خدا را دارد و همین امر باعث ناآرامی میشود در این صورت است که لذت ارتباط با خدا را در زندگی از دست میرود در حالی که اگر در مشکلات صبر و رضایت را سرلوحه کارهای خود قرار دهد در آرامش به سر میبرد.
اثر سوم اینکه رضایت از خدا در مصیبتها انسان را محبوب خدا میکند. یکی از مواردی که انسان باید در آن راضی باشد، مصیبتهایی است که در زندگی به او میرسد. این مصیبتها چه بسا از دست رفتن عزیزی یا از دست رفتن مالی باشد و در یک کلام هر چه محبوب انسان باشد، در این صورت انسان بیقرار و ناآرام میشود. در این صورت است که رضایت از خدا و تسلیم در برابر مقدرات در این مواقع باعث آرامش دل میشود. برعکس، اگر کسی تسلیم قضا و قدر الهی نشد و خواهشهای خود را بر خواهشهای خدا مقدم کرد، مورد غضب خدا واقع میشود و آرامش را در زندگی از دست میدهد.
نکته پایانی اینکه مواظب باشیم بعضی اوقات انسان در زندگی مدیریت صحیحی ندارد و همین امر باعث مشکلاتی میشود. مثلاً احتیاط نمیکند و باعث صدمه زدن به خود میشود. در واقع نمیشود این را به گردن خدا انداخت و گفت خدا میخواست این طور شود، ولی در این مشکلات هم باید راضی باشیم، ولی مدیریت شایسته داشته باشیم، تا با دست خود برای خود گرفتاری ایجاد نکنیم.
چه خوب است در این مشکلاتی که این روزها گریبان خیلی از افراد جامعه را گرفته است ارتباط خود را با خدا بهتر و تلاش کنیم نسبت به نعمتهای خدا در زندگی احساس رضایت کنیم و به دنبال رفع نواقص و جبران گذشتههای خود باشیم، چراکه بعضی مشکلات را خودمان برای خود فراهم میکنیم و آن را به گردن تقدیر میاندازیم. فراموش نکنیم رضایت از خدا در زندگی، با نگاه قدرشناسانه به نعمتها و ارتباط درست با خداوند تبارک و تعالی به دست میآید.
*کارشناس مذهبی و پژوهشگر سبک زندگی