سست و کرخت، بیهدف؛ قدمزنان این سو و آن سو نیمنگاهی میاندازد، هیچ اهمیتی برای خودش قائل نیست چه برسد به اطرافیان و یک ور غریبهترها.... توقعی نیست، زندگیاش از ساختار طبیعی خارج شده و دیگر بیحس شده کاملاً بیتفاوت، بیاهمیت، بیتوجه، «که چه بشود». ساختار که به هم بریزد، نتیجهاش همین است؛ بیحوصلگی. حالا اگر این به هم ریختگی برای شهر باشد، نتیجهاش میشود برای میلیونها شهروند.
عملاً شهروند مشارکتپذیر را به شهروند مقاومتپذیر بدل کردیم و نشستهایم در انتظار معجزه؛ معجزهای به نام شهردار بعدی تهران. حقیقت این است که نام هرکس به قرعه بیفتد، باید این موارد را در پوشه قرمز فعالیتهای اورژانسی شهر قرار دهد.
«آقا یا خانم شهردار بعدی» شهر بیحوصله است، مردم بیحوصلهاند، پایتخت بیحوصله است و ۶۰ هزار پرسنل شهرداری منتظر تحول.
امروز شهرمان:
شده نارضایتی مردم از رفت و روب و کمکاری در وظیفه ذاتی مدیریت شهری
شده ظاهر نازیبا و عدم بهکارگیری جذابیت، هنر و خلاقیت در دیوارههای شهر
شده مبلمان شهری بیتناسب با پایتخت و فراموشی فرهنگ، تمدن، تاریخ
شده حمل و نقل عمومی خسته با طرح ترافیک ثانی و معطلی نگهداشت زیرساختهای ترافیک شهری
شده استنشاق هوای مملو از ذرات آلوده با رشد تصاعدی بیماران قلب و ریه
شده درجا زدن در درآمد پایدار
و حالا مواجهیم با آفتی به نام «شهربی حوصله»
همه را گفتم تا بگویم سامانبخشی ساختار درون شهرداری که تحقق آن در مدیریت منابع انسانی و اهمیت دادن به این ذخیره ارزشمند نمود دارد، میشود انگیزه، خلاقیت، هنر، مسئولیتپذیری، وجدان، ایده و در نهایت اصلاح ساختار بیرونی و شهری سربلند به نام تهران زنده، شاد، قوی با شهروندانی راضی.
شهروند هم جدا از ساختار درون شهرداری نیست، جزولاینفکی است که بدون همراهیاش نمیتوان موفق بود.
اگر برنامهریزیها به سمت همراهی شهروندان با مدیریت شهری سوق دادهشود و تکتکشان حس کنند که در پیشرفت شهرشان سهیمند، یکی از منابع درآمدی شهرداری از طریق پرداخت به موقع عوارض از سوی همگان، به راحتی مرتفع میشود و اجرای طرحها و برنامهها با مشکل مواجه نخواهد شد. فقط مردم میخواهند بهبودی اوضاع را ببیند و حس کنند؛ حتی در حد نظافت روزانه کوچه محل سکونتشان.
اساس مشکل نارضایتی مردم از وضعیت موجود، عملکرد ناقص، غیرشفاف و پویشهای اجتماعی بیثمر و نمادین است. همیشه میگویند پیشگیری بهترین درمان است ولی در شرایط امروز دیگر جایگاهی ندارد. باید گفت علتیابی، رمزگشایی و ریشهیابی و در یک کلام تشخیص فوریتها، تنها راه باقیمانده برای درمان این شهر سست، کرخت و بیهدف است.
فعال رسانهای و کارشناس امورشهری