
بحث مربوط به امنیت زرادخانههای هستهای پاکستان مدتی است که ذهن کارشناسان مسائل سیاسی و بینالمللی را به خود مشغول کرده است. گواه این مطلب که چرا این تهدید در مورد پاکستان دیده میشود و در مورد دیگر کشورهای هستهای کمتر وجود دارد یا اصلاً وجود ندارد حملاتی است که تاکنون به این تأسیسات شده است. یکی از این عملیاتها علیه تأسیسات ذخیرهسازی موشکهای هستهای پاکستان در نوامبر 2007 صورت گرفت. دومین عملیات نیز پس از گذشت یک ماه در پایگاه هستهای - هوایی و سومین عملیات هم علیه امنیت پایگاههای هستهای پاکستان در ماه اوت 2008 صورت گرفت که طی آن، ورودیهای یکی از مراکز نظامی هستهای این کشور شاهد عملیات بمبگذاری انتحاری بود.
نکته قابل توجه در مورد این حملات این است که در شرایطی زرادخانههای هستهای پاکستان مورد حمله قرار میگیرد که پاکستان گامهای زیادی را در جهت تأمین امنیت این زرادخانه برداشته است. علاوه بر آن ایالات متحده نیز اقداماتی را برای افزایش ضریب امنیتی پایگاههای هستهای پاکستان در پیش گرفته است که میتوان به شناسایی مواد حاوی رادیواکتیو در بنادر اصلی این کشور اشاره کرد. همچنین برای افزایش حراست و امنیت پایگاههای اتمی، اجزای تشکیل دهنده بمبهای هستهای از یکدیگر جدا شده و در مراکزی در زیر زمین نگهداری میشوند.
اما به رغم همه این تدابیر، نشانهها و دلایل عمدهای از نقاط ضعف در حفظ و امنیت پایگاههای هستهای پاکستان وجود دارد که در این مقاله به عوامل ایجاد این تهدیدها اشاره میشود.
کارشناسان و تحلیلگران مسائل سیاسی و امنیتی بینالمللی اولین و مهمترین دلیل نگرانی در مورد تأمین امنیت زرادخانههای هستهای پاکستان را وجود گروههای تندرو و تروریستی در پاکستان میدانند. این مسأله وقتی اسفناکتر میشود که میبینیم مراکز ارتش و پلیس پاکستان مورد حملات گسترده قرار گرفته است و جنگی تمامعیار میان آنها و ارتش در جریان است. دستیابی طالبان و تروریستها به بمب هستهای و یا حتی اورانیوم غنی شده به عبارتی بقای آنها را تضمین خواهد کرد و باعث خواهد شد که خواستههای آنها راحتتر تأمین شود و اهدافشان قابل دسترستر شود.
علاوه بر آن نکته دیگری که باعث افزایش این نگرانی در مورد زرادخانههای اتمی پاکستان میشود جابه جایی و تغییر عامل تهدید آن است. در دهه 1970 و1980 که پاکستان در حال توسعه تأسیسات هستهای خود بود یکی از اصلیترین نگرانیهای دولت وقت، خطر هند بود که با توجه به دشمنی دیرین با پاکستان و با توجه به رقابت تسلیحاتی میان این دو کشور ممکن بود این تأسیسات را مورد حمله و تهاجم قرار دهد. دولت پاکستان برای کاهش این تهدید و مقابله با آن اغلب تأسیسات هستهای خود از قبیل فاتح جنگ، گلرا شریف، کاهوتا، سیهالا، عیسی چارما، ناروانا و تاکسیلا را در مناطق شمالی و غربی ودر نزدیکی شهرهای اسلامآباد و راولپندی احداث کرد. با توجه به اینکه مرکز اصلی فعالیتهای طالبان نیز در مناطق شمالی و غربی پاکستان میباشد، نگرانی عمده در مورد موقعیت جغرافیایی این زرادخانهها در حال حاضر نزدیکی آنها به مناطق تحت تسلط طالبان و نزدیکی به القاعده است که دسترسی به آنها را برای طالبان آسانتر کرده است.
یکی دیگر از عوامل نگرانی در مورد تأمین امنیت و جلوگیری از سرقت تسلیحات اتمی پاکستان به طور بالقوه عدم ثبات دولت پاکستان است. این مسأله به نوبه خود باعث برهم خوردن تمرکز دولت بر روی مسائل خاص و باعث آسیبپذیری دولت از جنبههای مختلف میشود. احتمال کودتا توسط ارتش، وجود گروههای تروریستی و تندرو، مشکلات قومی، قبیلهای و مذهبی شدید در پاکستان، درگیریهای مذهبی و مجموعهای از مشکلات اقتصادی و فرهنگی دیگر، همگی باعث میشوند دولت نتواند تسلط و تمرکز لازم را بر روی مسائل مختلف داشته باشد و در این بین حفظ، نگهداری و تأمین امنیت زرادخانههای اتمی یکی از دغدغههای دولت است که شاید نتواند به خوبی بر آن تمرکز کند و به همین علت محتاج کمک ایالات متحده برای تأمین امنیت آن بوده است.
اگر چه اخیراً دولت پاکستان با همکاری ایالات متحده گامهای مثبتی را در جهت افزایش تأمین امنیت پایگاههای هستهای برداشته و مقامات ایالات متحده بنا به گفته رئیس ستاد مشترک ارتش از اقدامات در پیش گرفته شده توسط کابینه و ارتش پاکستان برای جلوگیری از سرقت مواد هستهای رضایت دارند اما همانطور که ذکر شد عوامل و زمینههای تهدید کماکان باعث شکنندگی و آسیبپذیری این اقدامات میشود.