کد خبر: 104946
تاریخ انتشار: ۰۲ آبان ۱۳۸۸ - ۰۸:۴۷
سازمان های اطلاعاتی غرب اختلاف نظر دارند
ماجرا زمانی شروع شد که یکی از اعضای منافقین در سال 1381 خبر داد که ایران در فعالیت‌های مخفیانه هسته‌ای خود ساخت بمب اتمی را طراحی می‌کند.‌این ‌موضوع بلافاصله شاخک‌های اطلاعاتی و عملیات روانی شبکه خبری CNN و دیگر رسانه‌های تاثیرگذار جهان را حساس کرد. ‌از این به بعد بود که سیاست‌های هسته‌ای ایران که از دهه 60 بازگشایی شده و در سال 67 سرعت گرفته بود، ‌جهانی شد و تمامی رسانه‌ها و سرویس‌های اطلاعاتی بزرگ دنیا خبرهای رسمی و غیررسمی آن را مو به مو دنبال کردند خیلی از از آنها برای به دست آوردن اطلاعات مهم‌تر جاسوسان فوق حرفه‌ای استخدام کردند.
واکنش غرب و شرق به تهران
بیش از همه مقامات آمریکا، ‌انگلیس، ‌فرانسه، ‌آلمان، ‌‌روسیه و چین نسبت به این مساله حساس شدند. ‌چهار کشور اول بیشتر به این خاطر که بتوانند دلیل بهتری برای افکار عمومی جهان بتراشند تا فشار علیه جمهوری اسلامی ایران را افزایش داده و حتی به این بهانه با حمله نظامی به خاک ایران به تغییر حاکمیت امیدوار باشند. ‌البته اسراییل را نباید در این میان فراموش کرد که تلاش‌های جاسوسی و بازی‌های رسانه‌ای را در عرصه بین‌المللی به شدت گسترش داد و با تبلیغات گسترده در سطح افکار عمومی و همچنین چانه زنی در سطوح مختلف سیاسی به دنبال حذف جمهوری اسلامی یا دست کم توقف فعالیت‌های هسته‌ای تهران بود.
دو کشور شرقی روسیه و چین نیز بیشتر به این خاطر به دنبال اطلاعات تکمیلی بوده‌‌اند تا کارت‌های بازی خود را با غرب بخصوص آمریکا ‌افزایش دهند. ‌
شکاف در سازمان‌های جاسوسی غرب
شکاف بین کشورهای غربی، ‌از همان ابتدا خود را نشان داد زیرا سرویس‌های اطلاعاتی بر اساس منافعی که برای کشور خود تعریف کرده بودند به دنبال اهدافی خاص می‌گشتند، ‌نه آنچه که واقعیت داشت و عملاً در مراکز هسته‌ای جمهوری اسلامی ایران دنبال می‌شد. ‌مشکل سیاست مردان غربی از آمریکا ‌تا اروپا از زمانی شروع شد که 16 سازمان اطلاعاتی ایالات متحده در گزارشی که فعالیت‌های هسته‌ای جمهوری اسلامی ایران را از سال 2003 تا سال 2007 رصد می‌کرد، ‌اعلام کرد که «تهران به دنبال ساخت سلاح هسته‌ای نیست». ‌از همان ساعات اولیه انتشار این گزارش که سیاست‌های ایران را در خصوص صلح آمیز بودن فعالیت‌های هسته‌ای تایید می‌کرد به مذاق بسیاری خوش نیامد. ‌گزارش سال 2007 سازمان‌های اطلاعاتی آمریکا ‌که منافع میان‌مدت و بلندمدت ایران را تایید و تأمین‌ می‌کرد، ‌دست کم در دو سطح کشورهای مخالف با سیاست‌های هسته‌ای ایران را با مشکل راهبردی مواجه کرد.
مشکل اول به سیاست‌های واشنگتن در قبال ایران برمی‌گشت، ‌زیرا دولت بوش که مدام به طبل جنگ می‌کوبید و به دنبال بهانه‌ای برای عملیاتی کردن آن می‌گشت با این گزارش دست هایش را خالی دید و دیگر نمی‌توانست افکار عمومی جهان را برای حمله نظامی به ایران در یک صف قرار دهد، ‌چون در این صورت به سرویس‌های اطلاعاتی و جاسوسی خود پشت کرده بود. ‌از طرفی دیگر دولت بوش در جنگ عراق رودست خورده بود زیرا بهانه‌ای را که برای حمله به این کشور تراشیده بود نادرست درآمد. ‌از این رو مشروعیت جهانی حمله به عراق را به خاطر اطلاعات نادرست از دست داده بود. ‌بنابراین نمی‌توانست بار دیگر ریسک کند از این رو مجبور شد به منابع اطلاعاتی سازمان‌های خود اعتماد کرده و با بایگانی کردن پرونده جنگ با ایران، ‌یک گام به عقب بگذارد. ‌در واقع این گزارش در اولین گام آمریکا ‌را از دیگر کشورهای غربی که هنوز هم مدعی‌‌اند ایران به دنبال ساخت سلاح هسته‌ای است، ‌جدا کرد.
مشکل دوم نیز به نوع برخورد غربی‌ها با پیشرفت‌های هسته‌ای و علمی جمهوری اسلامی ایران مربوط می‌شود. ‌به این معنا که اگر نمی‌توان آمریکا ‌را راضی کرد که به ایران حمله کند پس چه سیاستی را باید در قبال آن اتخاذ کرد؟ زیرا یا باید دیپلماتیک برخورد شود و یا اینکه به سیاست‌های پیشین همچون تحریم، ‌هویج و چماق، ‌انزوا کردن و یا. . . ‌توسل جست که هر کدام از این‌ها امتحان خود را پس داده‌اند.
بنابراین کشورهای باقی مانده مثل انگلیس، ‌فرانسه، ‌آلمان و همچنین رژیم صهیونیستی با رد گزارش منابع اطلاعاتی و جاسوسی آمریکا ‌تأکید‌ می‌کنند که بر اساس اطلاعاتی که خود جمع‌آوری کرده و در دست دارند ایران هنوز به دنبال سلاح هسته‌ای است. ‌بنابراین گزارش سرویس‌های اطلاعاتی آمریکا ‌نمی‌تواند موثق باشد. ‌این شبهه افکنی پس از اعلام تاسیس دومین مرکز غنی‌سازی اورانیوم ایران در قم (فوردو) شدت بیشتری به خود گرفت.
MI6 (سازمان اطلاعاتی انگلیس) روز شانزدهم اکتبر (24 مهر) ادعا کرد بر اساس اطلاعاتی که در دست دارد جمهوری اسلامی ایران از اواخر سال 2004 و یا حداقل اوایل سال 2005 فعالیت‌های خود برای تولید کلاهک هسته‌ای را که در سال 2003 متوقف کرده بود، ‌از سر گرفته است. ‌فرانسه، ‌آلمان و رژیم صهیونیستی نیز به شدت از این گزارش حمایت کردند. ‌روزنامه‌های فایننشال تایمز و نیویورک تایمز با پوشش دادن این خبر تأکید‌ کردند ایران هنوز به دنبال سلاح است. ‌چنین اخباری باعث شد تا کشورهای انگلیس، ‌فرانسه، ‌آلمان و رژیم صهیونیستی از سازمان‌های اطلاعاتی آمریکا ‌بخواهند در گزارش سال 2007 خود مبنی بر صلح‌آمیز بودن فعالیت‌های هسته‌ای ایران تجدید نظر کنند.
این شکاف نه تنها در بین سازمان‌های جاسوسی کشورهای غربی بلکه در بین سیاست‌مردان نیز خود را نشان داد. ‌جان بولتون به عنوان یکی از نومحافظه‌کاران تاثیرگذار در تصمیمات جنگ طلبانه آمریکا ‌که در دوره بوش سفیر آمریکا ‌دولت در سازمان ملل بود، ‌در واکنش به انتشار گزارش 16 سازمان اطلاعاتی که از سوی کشور خودش ارائه شده بود گفت که این گزارش نشانه «سیاسی کاری غیرقانونی» است و «من افرادی را که این برآورد اطلاعاتی را نوشته‌اند می‌شناسم. ‌آنها از اعضای سازمان اطلاعاتی ما نیستند و جزو افراد وزارت امور خارجه محسوب می‌شوند. ‌این سندی به شدت سیاسی‌شده است که از سوی افرادی با مقاصد سیاسی کاملا مشخص نوشته شده است.» زیرا «در حالی که برنامه هسته‌ای ایران در حال توسعه یافتن است، ‌گزارش اخیر اثر مخربی بر تلاش‌های جهانی ما برای وارد آوردن فشار بر ایران گذاشته است. » (روزنامه اورشلیم‌ پست ـ 1/11/1386)
سازمان‌های اطلاعاتی آلمان و فرانسه نیز در این زمینه بی‌‌کار ننشستند. ‌رئیس سازمان اطلاعات خارجی آلمان (BND) در گفت‌و‌گو با هفته نامه فوکوس گفته بود که بیش از صد شرکت ایرانی در آلمان سرگرم فعالیت برای تهیه وسایل فنی برای سیستم موشکی و برنامه اتمی ایران هستند.
نیکولا سارکوزی، ‌رئیس جمهور فرانسه هم در جلسه شورای امنیت که بیست و چهارم سپتامبر 2009 برگزار شد ایران را خطر اتمی قریب الوقوع خواند و خواهان اتخاذ تدابیر جدی جهانی علیه آن شد؛ ‌زیرا در غیر این صورت «ایران جامعه جهانی را به ورطه‌ای خطرناک می‌کشاند».
هروه مورن، ‌وزیر دفاع فرانسه هم در ملاقات با مقام های آمریکایی در واشنگتن گفت که این کشور «سرنخ هایی اطلاعاتی» در دست دارد که نشان می‌دهند تهران «برنامه ساخت سلاح هسته‌ای خود را متوقف نکرده است.»
او قبل از گزارش 16 سازمان اطلاعاتی آمریکا ‌هم تأکید‌ کرده بود که فرانسه «مدارکی در اختیار دارد» که ثابت می‌کند برنامه‌های هسته‌ای جمهوری اسلامی اهدافی نظامی دارند.
رژیم صهیونیستی و دروغ‌پردازی هسته‌ای
در این بین ادعای افسارگسیخته و ضد ایرانی رژیم صهیونیستی و در گزارش‌های پی در پی آن نه تنها به این اختلافات اطلاعاتی افزود، بلکه این شکاف را حتی در آژانس بین‌المللی انرژی اتمی مدیریت کرد تا مقامات آمریکایی را قانع کند که فعالیت‌های هسته‌ای ایران صلح آمیز نیست.
روزنامه هاآرتص در مرداد سال جاری به نقل از منابع جاسوسی رژیم صهیونیستی و همچنین مقامات سیاسی این رژیم در پایگاه اینترنتی خود نوشت بر خلاف آنچه دبیر کل آژانس انرژی اتمی درباره صلح آمیز بودن فعالیت‌های هسته‌ای تا کنون منتشر کرده است، ‌ما مدارکی در دست داریم که نشان می‌دهد روند این فعالیت‌ها به سمت ساخت بمب پیش می‌رود و محمد البرادعی با توافقات پشت پرده‌ای که با جمهوری اسلامی ایران انجام داده است این اطلاعات را مخفی نگه داشته است.
انتشار این خبر جنجالی قبل از گزارش آژانس و همچنین انتشار خبر راه اندازی دومین مرکز غنی‌سازی ایران در قم (فوردو) قبل از نشست گروه 1+5 با ایران که در اول اکتبر انجام شد، ‌می‌توانست تاثیر زیادی بر نوع موضع گیری کشورهای 1+5 بگذارد و اتفاقاً همین هم رخ داد؛ ‌زیرا اگر چه دولت آمریکا ‌بر اساس اطلاعاتی که از گزارش 16 سازمان اطلاعاتی خود به دست آورده بود و همچنین حسن نیتی که پس از سه دور مذاکرات پنهانی با مقامات ایران به دست آورد، ‌خواهان پیدا کردن راه حلی برای این بن‌بست سیاسی (نه حقوقی) در عرصه بین الملل بود اما دو کشور انگلیس و فرانسه در نشست 1+5 به شدت با ایران به مخالفت پرداختند به گونه‌ای که این مذاکرات بیش از هفت ساعت طول کشید اما در پایان نشست به‌رغم کارشکنی‌های لندن و پاریس توافقات اولیه به دست آمد و این روند با وجود خروج فرانسه از فهرست فروشندگان سوخت به ایران در نشست وین ادامه پیدا کرد.
از سویی اگر چه البرادعی انتشار خبر هاآرتص درباره مخفی گذاشتن برخی اطلاعات در آژانس را درباره فعالیت‌های هسته‌ای ایران تکذیب کرد و در مصاحبه با مجله بولتن علوم هسته‌ای که در شیکاگو منتشر می‌شود، ‌در اول ماه سپتامبر اظهار داشت که در بسیاری موارد در این مورد درشت‌نمایی شده است. ‌اما هاآرتص با این خبر توانست شکاف و چالش اطلاعاتی را در آستانه بازنشست شدن البرادعی در آژانس که در پایان نوامبر سال جاری (حدود یک ماه بعد) صورت می‌گیرد، ‌به این سازمان بکشاند. ‌به گونه‌ای که البرداعی معاون خود را نسبت به انتشار برخی اطلاعات تایید نشده در آژانس بازخواست کرد. ‌هاینون، ‌معاون البرادعی که گفته می‌شود به سیاست‌مردان غربی و خصوص اسراییلی وفادار است در حالی که البرادعی برای یکسری مذاکرات درباره نحوه بازرسی‌های آژانس از مرکز غنی‌سازی جدید ایران (فوردو) به تهران سفر کرده بود، ‌دست به انتشار یکسری اطلاعاتی زد که در صحت آن شک و تردیدهای جدی وجود دارد. ‌این مسأله با واکنش شدید دبیرکل آژانس مواجه شد. ‌این در حالی بود که رسانه‌های صهیونیستی و غربی به‌خصوص هاآرتص و نیویورک تایمز به شدت از آن استقبال کرده و بر اساس همان اطلاعات مشکوک و تایید نشده ادعا کردند که در آژانس اسنادی وجود دارد که نشان می‌دهد ایران به اطلاعات قابل توجهی برای ساخت بمب‌هسته‌ای دست پیدا کرده است.
جمع‌بندی و نتیجه
فعالیت‌های هسته‌ای ایران از دهه 1950 میلادی پس از اعلام برنامه‌ای از آیزنهاور، ‌رئیس‌جمهور وقت آمریکا ‌تحت عنوان «برنامه اتم برای صلح» آغاز به کار کرد و عاملی شد تا ایران در سال 1958 (1337) به آژانس بین‌المللی انرژی اتمی پیوسته و در سال 1345 اولین رآکتور تحقیقاتی خود را با توان 5 مگاوات توسط یک شرکت آمریکایی در دانشگاه تهران، ‌راه اندازی کند. ‌اما همه این فعالیت‌ها در نتیجه انقلاب اسلامی و اتخاذ شعار نه شرقی نه غربی، ‌با بن بست مواجه شود. ‌اما این فعالیت‌ها از دهه 1360 بازآفرینی شده و شروع به کار کرد که از سال 1381 در یک چرخه سیاسی ضد ایرانی افتاد. ‌این امر سبب شد سرویس‌های جاسوسی کشورهای غربی، ‌تهران را به تلاش برای ساخت بمب اتمی متهم کنند و با وجود اعلام چندباره جمهوری اسلامی ایران و همچنین آژانس بین‌المللی انرژی اتمی مبنی بر صلح‌آمیز بودن این فعالیت‌ها، ‌جاسوسان خود را مامور به فعالیت و «ساختن» اطلاعات کرده تا قدرت‌ها و افکارعمومی جهان را علیه ایران در یک صف قرار دهند. ‌اما انتشار گزارش 16 سازمان اطلاعاتی ایالات متحده با این عنوان که فعالیت‌های هسته‌ای ایران در قالب نظامی نمی‌گنجد، ‌آب سردی بر تن آنها پاشید تا پیش‌درآمدی باشد بر اتفاق نظر ایران با کشورهای بزرگ جهان در ژنو و وین. ‌


رضا حجت شمامی
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار