
سیدعلی اصغر حسینی
آیا میتوان نظام یکپارچه ولی دارای انعطافی برای نظام حوزههای علمیه سراسر کشور – و حتی جهان - طراحی کرد؟ پاسخ به این سؤال «آری » است و این نوشته تلاش دارد به اثبات این موضوع بپردازد و نویسنده آن نیز امیدوار است با بررسی این طرح توسط مدیران تصمیمگیر حوزههای علمیه، امکان ایجاد «نظام جامع حوزههای علمیه شیعی» فراهم شود تا حوزههای علمیه شیعی بتوانند با توان بیشتر و با برنامهای مدونتر اهداف عالی خود را پیگیری کنند.
حوزه علمیه؛ کهن ولی ماندگار
روشن است که هر ساختاری اگر دارای مدیریت یکسان و قوانینی مدون – ولو غیر مکتوب- باشد و توانمندی انعطاف با محیط خود را داشته باشد به راحتی میتواند در طول سالها و قرنها دوام یابد همانگونه که حوزههای علمیه ثابت کردهاند که این گونهاند.
در طول بیش از 10 قرن از ایجاد حوزه علمیه شیعی در جهان اسلام، بر خلاف تمامی فشارها و محرومیتها، این مرکز علمی توانسته است به خوبی خود را اداره کند و ثمرات فراوانی را برجای بگذارد، این شیوه مدیریت در طول این فعالیت هزار ساله محورهای فراوانی داشته است: اولین محور این مدیریت مراجع تقلید بودهاند، در تمامی این دوران حوزه علمیه نهادی مستقل از حاکمیت بوده است که با مدیریت عالی مراجع معظم تقلید هدایت و نظارت میشد، این گروه از عالمان پر نفوذترین اصناف در میان مردم بودند و روشن است که این نفوذ در میان صنف روحانیت بیش از دیگر مردمان بوده است، مراجع تقلید از سوی دیگر، به عنوان متولیان وجوهات شرعی، از قدرت مالی برای هدایت این نظام مدیریت برخوردار بوده و این موضوع عدم نیاز به ارتباط تشکیلاتی با نظامهای حکومتی را تقویت میکرد، بنابراین حضور مراجع تقلید به عنوان مدیران عالی این نهاد دینی، نقشی محوری و کلیدی داشته است، از سوی دیگر، کلیات دروس ارائه شده در این تاریخ هزار ساله، همواره محفوظ مانده است، همه کسانی که تمایل به حضور در این مراکز علمی بودند، باید ابتدا به زبان عربی – به عنوان زبان علمی این مراکز- مسلط میشدند، سپس به دیگر علوم مرتبط با دروس حوزوی میپرداختند، حفظ این کلیات شامل علومی مانند ادبیات عرب، حدیث، تفسیر، فقه، کلام و عقاید همواره در حوزههای علمیه رواج داشته است و تنها به تناسب نیازها و ظرفیتها، یا شیوه ارائه این درس تغییر میکرد یا دروس جدیدی بر حسب نیازهایی که این مراکز علمی با آن در ارتباط بودند، به این مجموعه اضافه شد، اما همواره کلیات آن محفوظ بوده است، از دیگر اصول این نظام آموزشی کهنسال – همانند دیگر مراکز آموزشی – نظام استاد شاگردی بوده است اما این نظام با دیگر نظامهای مشابه تفاوتهای فراوانی داشته است، که به عنوان نمونه میتوان از حفظ دائمی و همیشگی احترام به استاد به همراه نقد علمی نظریات نام برد، تکلیف محوری و توجه به وظایف شرعی در تمامی دوران تحصیل و حیات، بهرهوری نهادینه شده در این نظام آموزشی و توجه به حفظ سنت زندگی «طلبگی» همراه با توجه به تغییرات اجتماعی برخی از نشانههای این نظام اداری و آموزشی است که هم اکنون نیز در حوزههای علمیه مورد توجه جدی است.
نظام جدید حوزه
با تأسیس نظام اسلامی و ایجاد نیازهای علمی و اداری جدید برای حوزههای علمیه، این نهاد تلاش کرد با حفظ استقلال خود، اقداماتی متناسب با این تغییرات انجام دهد، این تغییرات در یک تلاش 30 ساله، هم اکنون در دو قالب یک نهاد کلان به عنوان « شورای عالی حوزه علمیه قم » قابل معرفی و بررسی است، در این نظام جدید، اعضای شورای عالی حوزه به عنوان بالاترین نهاد تصمیمگیر حوزه، با معرفی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و با تایید مراجع تقلید – به عنوان مدیران عالی حوزه – فعالیت خود را آغاز میکنند تا نظارت، هدایت و مدیریت دو مجموعه کلان خود شامل « مرکز مدیریت حوزه علمیه قم » به معنای مرکز مدیریت حوزههای علمیه برادران سراسر کشور و «مرکز مدیریت حوزههای علمیه خواهران» را بر عهده گیرد، برنامهریزی کلان آموزشی، پژوهشی، تبلیغی و مدیریتی برای این دو نهاد به همراه تعیین مدیران این دو مرکز، همچنین تایید قائم مقام و معاونین این دو مرکز نیز از وظایف شورای عالی حوزه است، از سوی دیگر برخی از اختیارات ارائه شده به شورای عالی حوزه ازسوی مراکز مختلف مانند شورای عالی انقلاب فرهنگی، حلقه واسط توانمندی برای ارتباط « رسمی» میان حوزه و بیرون از حوزه فراهم کرده است، این ارتباط رسمی در کنار ارتباطات سنتی و غیر رسمی میان حوزویان و دیگران نیز توانسته است زمینه مناسبی به ویژه در فعالیتهای تبلیغی و علمی فراهم سازد، بنابر این هماکنون حوزه با سازمانی متمرکز برای هدایت برنامهها و آموزشها تبدیل شده است اگر چه تداخلهای موجود مانند عدم تمرکز در اعزام مبلغ به نقاط مختلف کشور از نقاط غیرمطلوب این تمرکز است اما آنچه در این میان به میزان فراوانی تمرکز یافته است، نظام مدیریت و آموزشی است، هم اکنون همه طلاب خواهر و برادر در یک نظام مدیریتی و آموزشی قرار دارند که با تفاوتهایی که براساس نیازها و ضرورتها میان وظایف طلاب خواهر و برادر وجود دارد، آموزش میبینند.
ایجاد نظام جامع حوزههای علمیه شیعی
هم اکنون اعضای « شورای عالی حوزه » با مجوز مراجع تقلید و به نمایندگی از آنان، عالیترین مدیران سنتی و رسمی حوزه هستند، بنابراین باید از این شورا درخواست کرد تا گامهای اولیه را برای ایجاد نظام جامع حوزههای علمیه شیعی بردارد، نظامی کلان با دو زیر ساختار شامل حوزه علمیه خواهران و برادران، آنچه این امکان را هموارتر کرده است فعالیت یک شخص به صورت همزمان در سمت قائم مقامی هر دو مرکز است، حجت الاسلام جمشیدی قائم مقام مرکز مدیریت حوزه علمیه خواهران با مدیریت آیت الله شرعی است که با توجه به وضعیت جسمانی ایشان، اغلب فعالیتهای مرکز توسط حجت الاسلام جمشیدی هدایت میشود، از سوی دیگر وی قائم مقام آیتالله مقتدایی مدیر مرکز مدیریت حوزههای علمیه قم به عنوان مرکز مدیریت حوزههای علمیه برادران است و به صورت فعال در این مرکز حضور دارد، از سوی دیگر شورای عالی حوزه نیز در دوران جدید فعالیت خود به تمرکز فعالیتها و جلوگیری از موازیکاریها اهتمام جدی دارد که نمونه آن را در طرح ایجاد «پورتال جامع حوزههای علمیه کشور» دانست که تلاش دارد تمامی فعالیتهای سایتهای مرتبط با حوزه را در قالب یک بستر واحد ارائه دهد، همین دیدگاه نیز از سوی دیگر مرکز مدیریت حوزه با مدیریت آیت الله مقتدایی اجرایی میشود؛ به عنوان نمونه کلیه انتشارات مرتبط با مرکز مدیریت که در ساختار قبلی به صورت غیر متمرکز انجام میشد، هم اکنون در مرکز انتشارات مرکز مدیریت متمرکز شده است، تغییرات ساختاری که در طول دو سال گذشته در مراکز مدیریتی حوزههای علمیه خواهران و برادران نیز با همین هدف طراحی شده است، بنابراین باید گفت که مقدمات لازم برای ایجاد نظام واحد حوزوی با تأکید بر تفاوتها و نیازها برای حوزههای علمیه خواهران وبرادران فراهم شده است. وضعیت بحران زده ولی رو به رشد حوزه علمیه نجف به عنوان یکی از مراکز حوزوی مهم تشیع در جهان نیز، ضرورت ایجاد این نظام توسط حوزه علمیه قم را به عنوان سازمانی دارای مدیریت منسجم ضروری کرده است.
طلاب غیر ایرانی
در این طرح نباید از طلاب غیر ایرانی که در قم یا دیگر مراکز حوزوی وابسته به ایران مشغول به تحصیل هستند، یاد نکرد، برای این گروه از افراد بیش از دیگر طلاب این نکته قابل اهمیت است که پس از سالها تحصیل در حوزه، مدرک معتبری که در کشور آنها نیز دارای ارزش علمی باشد، ارائه شود تا برای آنها امکان ارائه فعالیتهای آموزشی یا اداری در کشورهای خود فراهم شود، اعلام اعتبار این مدارک نیز باید توسط یک مرکز علمی رسمی و شناخته شده در سطح بینالمللی باید انجام شود که این وظیفه هم اکنون براساس قانون و با مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی در اختیار وزارت علوم، تحقیقات و فناوری قرار گرفته است، این وزارتخانه نیز همانند دیگر مراکز آموزشی عالی، به «جامعه المصطفی العالمیه» مجوزهای لازم برای صدور مدارک علمی را ارائه کرده است، حال اگر امکان صدور این مدارک علمی برای طلاب غیر ایرانی، همانند صدور مدارک طلاب ایرانی، توسط شورای عالی انقلاب فرهنگی، به شورای عالی حوزه فراهم شود و این مرکز به عنوان نهادی علمی فعال در سطح ملی و بینالمللی شناخته شود، امکان حضور طلاب غیر ایرانی در نظام جامع حوزههای علمیه شیعی فراهم خواهد شد. آنچه بیان شد صرفا یک «ایده» بر ضرورت ایجاد نظام جامع حوزههای علمیه است، روشن است که حوزه علمیه میتواند با حضور کارشناسان نیز ابعاد مشترک فراوانی برای آغاز این تدوین فراهم سازد تا شاهد ایجاد « نظام جامع حوزههای علمیه شیعی» در جهان باشیم.
گامهای اولیه
یکسان سازی کتابهای درسی در دروس اصلی حوزه، میتواند گام اول برای تشکیل این نظام باشد، همه طلاب خواهر و برادر علوم « اصلی» یکسانی را آموزش میبینند، این کتابها گاه در هر نظام آموزشی یکسان است و زمانی دیگر توسط یکی از این دو مرکز کتابی متناسب تالیف شده است که مرکز دیگر نیز به آن نیازمند است، این منابع آموزشی مشترک در سالهای بالاتر آموزشی حوزه فراوان دیده میشود به طوری که میتوان به راحتی برای آن نظام، حتی برنامه آموزشی یکسانی را در نظر گرفت، روشن است که این نظام واحد به معنای مشترک سازی ساختمانها و استادان نیست بلکه برادران و خواهران طلبه تنها یک نوع دروس آموزشی را آموزش میبیند و رتبه بندی علمی آنان نیز در قالبی مشترک تعریف میشود، همانگونه که هم اکنون نیز براساس قوانین آموزشی کشور، اعتبار علمی مدارک علمی در اختیار شورای عالی حوزه قرار دارد، محور بعدی این نظام مشترک، موضوع ارائه خدمات اداری و خدماتی مشترک به طلاب حوزههای علمیه خواهران و برادران است، هم اکنون این نظام با « مرکز خدمات حوزههای علمیه» تأسیس شده است ولی لازم است با دو ساختار در ارتباط باشد تا بتواند خدمات خود را به صورت شایسته ارائه دهد، در حالی که توزیع بنهای مختلف مانند کارت اعتباری خرید کتاب – که همانند دیگر مراکز علمی به حوزههای علمیه ارائه میشود –کمک به رفع نیازهای عمرانی و تعمیراتی و دیگر نیازهای سخت افزاری حوزههای علمیه خواهران نمونهای از برنامههای مشترک مرکز خدمات حوزه علمیه است که برای هر دو مجموعه انجام میشود.
برنامهریزی برای نظامهای آموزشی نیمه حضوری و غیر حضوری هم اکنون در دستور کار مراکز مدیریت حوزههای علمیه خواهران و برادران قرار دارد، از سوی دیگر نمی توان در نظام آموزشی حوزه، ارتباط میان طلبه و استاد را نادیده گرفت به طوری که این ارتباط علاوه بر تأثیرات آموزشی، اثرات فراوان اخلاقی بر جای دارد که این اثرات، با قرار گرفتن در فضای آموزشی حوزه دو چندان باشد بنابراین نمیتوان در سالهای ابتدایی آموزشهای حوزوی از آموزشهای غیرحضوری یا نیمه حضوری سخن گفت، اما برای طلابی که حداقل 7 سال در این نظام آموزشی قرار گرفتهاند، به راحتی میتوانند علاوه بر انجام وظایف خود به عنوان یک تحصیلکرده حوزوی، در نظام آموزشی غیرحضوری یا نیمه حضوری شرکت کنند و در این نقطه نیز میتوان نظام آموزشی غیرحضوری مشترکی تدوین کرد.
از دیگر نقاط مشترک آغازین برای این طرح برگزاری مسابقات مشترک علمی مانند آنچه در جشنواره پژوهشی علامه حلی در حال اجراست، میتواند باشد. واگذاری فعالیتهای اجرایی به دفاتر استانی و تمرکز بر فعالیتهای ستادی نیز از مهمترین برنامههای اداری در هر دو مرکز حوزههای علمیه است که با تقسیم کشور به مناطق مختلف اجرا شده و در حال اجراست، حال اگر در ایجاد این مراکز استانی، مدیریت مشترکی برای فعالیتها ایجاد شود، از بسیاری از موازیکارها جلوگیری خواهد شد، برای این مدیریت مشترک نیز در گامهای اولیه میتوان دو معاون اختصاص داد، که یکی از آنان هدایت نمایندگی مرکز برادران و دیگری هدایت نمایندگی مرکز خواهران را برعهده داشته باشد، حتی در مثالی سادهتر میتوان در گامهای مقدماتی، این دو مرکز در حداقل در یک ساختمان استقرار داد بی آنکه تداخل کاری در این مقطع با هم داشته باشند.