
ترکیه و ارامنه حدود 100 سال است که با یکدیگر مشکل داشته اند، اما اکنون ترکیه و ارمنستان در آستانه یک گام تاریخی قرار گرفته اند. ارامنه ترکها را به کشتن 5/1 میلیون ارمنی در جریان حوادث سالهای 1980 تا 1915 به ویژه حادثه 24 آوریل 1915 متهم میکنند و حتی در 70 سالی که تحت سیطره اتحاد جماهیر شوروی بودند، کینه خود را نسبت به ترکیه فراموش نکردند اما ترکیه این ادعا را رد و تأکید کرده است هزاران کرد، ترک و ارمنی قربانی حوادث 1915 شده و این حوادث نسل کشی نبوده است به خاطر همین اختلاف تاریخی و عوامل دیگری از جمله خودداری ارمنستان از شناسایی قرارداد 1921 قارص ناظر بر مرزهای شوروی و ترکیه، کاربرد اصطلاح ارمنستان غربی (منظور بخشی از جنوب شرق ترکیه به مرکزیت وان) در بیانیه استقلال ارمنستان، استفاده ازنشان کوههای آغری کوچک و بزرگ در ترکیه به عنوان نشان دولتی با نام کوههای آرارات کوچک و بزرگ در ارمنستان و درخواست ترکیه برای تعطیلی نیروگاه اتمی متسامور، بعد از فروپاشی شوروی مناسبات رسمی میان دوکشور برقرار نشد.
برای اولین بار در سال 1997 و حدود پنج سال پس از استقلال ارمنستان لئون ترپتروسیان رئیس جمهوری سابق ارمنستان که به واقع گرایی درسیاست خارجی ارمنستان اشتهار داشت با تأکید بر اینکه گذشته را باید فراموش و دور جدیدی را آغاز کنیم از آمادگی ایروان برای عادی سازی مناسبات با آنکارا و همچنین آمادگی برای حل مناقشه قره باغ با جمهوری آذربایجان در چارچوب طرح دو مرحلهای خبر داد اما وی آن روز مورد غضب همین حاکمان امروز ارمنستان قرار گرفته و به خیانت متهم و مجبور به استعفا شد و برای حدود 10 سال از سیاست در ارمنستان کناره گیری کرد. حتی تلاشهای وی برای بازگشت به قدرت در انتخابت ریاست جمهوری در فوریه 2007 ناکام ماند. با وجود این مخالفان دیروز ترپتروسیان اکنون دهها برابر مشتاق تر از وی برای بازگشایی مرز و ازسرگیری مناسبات با ترکیه تلاش میکنند به طوری که سرژ سرکیسیان رئیس جمهوری ارمنستان در اقدامی که از نظر محافل ملی گرای ارمنی خیانت به آرمان ارامنه دربحث لزوم شناسایی کشتار1915ارامنه به عنوان نسل کشی است بر از سرگیری بدون قید وشرط مناسبات با ترکیه تأکید کرده است. در طرف مقابل ترکیه کشوری که سالها نداشتن مناسبات با ارمنستان را به ممر درآمد در سیاست خارجی خود و اخذ باج از جمهوری آذربایجان تبدیل کرده بود اکنون بدون توجه به فریادهای مقامات آذری، برای عادی سازی مناسبات با ارمنستان ترکتازی میکند و جالب اینکه به همان شدت که در عمل اقداماتی برای عادی سازی مناسبات با ارمنستان انجام میدهد به همان شدت نیز در حرف به مقامات آذری وعده میدهد که حمایت از باکو در مناقشه قره باغ را مدنظر دارد. این نیز از سیاست شناسی ترکهاست که در اوج این روند نشست مجمع پارلمانی و سران کشورهای به اصطلاح ترک زبان با حضور مقامات ترک در باکو ونخجوان برگزارمی شود.
در این میان جمهوری آذربایجان از روند عادی سازی مناسبات ترکیه و ارمنستان بسیار نگران و ناخرسند است. آرتور راسیزاده نخستوزیر آذربایجان در دیدار با هیات نمایندگی پارلمان ترکیه که برای شرکت در نشست مجمع پارلمانی کشورهای به اصطلاح ترکزبان به باکو سفر کرده بود به صراحت اعلام کرد تصمیم آنکارا به عادی سازی مناسبات با ارمنستان، باعث افزایش فشارها بر ج. آذربایجان در باره مسأله قره باغ شده است و غرب سعی میکند با استفاده از این فرصت ج. آذربایجان را به مصالحههای زیانباری سوق بدهد. نمایندگان پارلمان آذربایجان نیز مأیوس از همه جا، از ترکیه خواستند که قبل از امضای پروتکل با ارمنستان با جمهوری آذربایجان قراردادی امضا و تضمینهایی درباره حمایت از باکو در موضوع قره باغ بدهد که مورد توجه آنکارا قرار نگرفت.
همراهی منطقهای و جهانی در بهبود روابط
واقعیت این است که برای عادی سازی مناسبات ترکیه وارمنستان نوعی همراهی و همسویی میان اغلب بازیگران منطقهای و جهانی وجود دارد. آمریکا بارها از عادی سازی مناسبات ترکیه و ارمنستان حمایت کرده و حتی این موضوع در سفر سال گذشته باراک اوباما رئیس جمهور آمریکا به ترکیه تأکید شد. در جدیدترین مورد نیز هیلاری کلینتون وزیر امورخارجه آمریکا در دیدار با ادوارد نعلبندیان همتای ارمنستانی خود در حاشیه نشست سالانه مجمع عمومی سازمان ملل بر حمایت واشنگتن از عادی سازی مناسبات آنکارا – ایروان تأکید کرد. اتحادیه اروپا نیز نه تنها از این روند حمایت کرده بلکه برخی از کشورهای آن نظیر فرانسه به صورت جداگانه نیز بیانیه یا موضع گیری حمایت آمیز در این خصوص داشته اند. در جدیدترین مورد نیز پیتر سمنبی نماینده ویژه اتحادیه اروپا در امور قفقاز جنوبی هشتم مهر در فرودگاه باکو به خبرنگاران گفت: موضع اروپا عبارت از گشایش مرزها در منطقه است و به همین خاطر از بهبود روابط میان ترکیه و ارمنستان حمایت میکنیم حتی کشورهایی نظیر سوریه که در آن اقلیت ارمنی حضور دارند یا یونان که اختلافات با ترکیه در قبرس و دریای اژه دارد، از این روند حمایت کرده است.
در چنین شرایطی است که پس از سالها مذاکره محرمانه میان ارمنستان و ترکیه که ریچارد لوگار رئیس کمیسیون روابط خارجی سنای آمریکا نیز بر آن صحه گذاشته است از شهریور سال 87 و با سفر تاریخی عبدالله گل رئیس جمهوری ترکیه به ارمنستان به بهانه تماشای مسابقه تیمهای ملی فوتبال دو کشور در رقابتهای مقدماتی جام جهانی فاز علنی تحرکات دو کشور برای عادی سازی مناسبات کلید خورد و قرار شد تا یک سال بعد که قرار است مسابقات برگشت تیم فوتبال دو کشور در استانبول برگزارشود گامهای جدی برای از سرگیری مناسبات میان دو کشور برداشته شود. ترکیه در این مدت دو گام جدی در این خصوص برداشته است که یکی امضای بیانیه پنج مادهای میان وزیران امورخارجه ترکیه و ارمنستان بود که در آن بازگشایی مرز، شناسایی قرارداد 1921 قارص، عادی سازی مناسبات، تصویب اسناد در پارلمان و تشکیل کمیسیون مشترک برای بررسی کشتار 1915 ارامنه بود. تحرکات فراوانی در این مدت خصوصاً از سوی جمهوری آذربایجان انجام شد تا جلو این روند گرفته شود اما این تحرکات نتیجه نداشت به طوری که 31 آگوست گذشته (نهم شهریور) نمایندگان ترکیه و ارمنستان با میانجیگری سوئیس توافق کردند که شش هفته با یکدیگر مذاکره و سپس دو پروتکل شامل «پروتکل برقراری روابط دیپلماتیک» و «پروتکل توسعه روابط دوجانبه» توسط وزیران امورخارجه دو کشور امضا شود، اکنون قرار است دهم اکتبر(18 مهر) وزیران امورخارجه ترکیه و ارمنستان این دو پروتکل را امضا کنند، اگرچه این پروتکلها باید به تصویب مجالس دو کشور برسد اما درهر حال امضای این پروتکلها به معنای گام بلند و تاریخی ترکیه و ارمنستان برای برقراری روابط خواهد بود که بیسابقه است ضمن اینکه در هر دو کشور هواداران دولت در پارلمان در اکثریت هستند و امکان تأیید پروتکلها زیاد است. اگرچه ترکیه و ارمنستان بایکدیگر از سالها پیش به ویژه در عرصه تجاری به صورت اعلام نشده مناسبات داشتند اما از سرگیری مناسبات سیاسی دو کشور به معنای معادله جدید در حوزه پیچیده معادلات قفقاز خواهد بود.
با توجه به اهمیت این موضوع چندین سؤال مطرح است؛ اینکه ارمنستان و ترکیه چه اهدافی از بازگشایی مرز دارند؟ بازیگران غربی چه اهدافی از این روند دنبال میکنند؟ موضع روسیه در این روند چیست؟ موانع احتمالی در روند عادی سازی مناسبات ترکیه و ارمنستان کدامند؟ و مهمتر اینکه چه سناریویی در این خصوص ترتیب داده شده است؟
به نظرمیرسد مهمترین انگیزه ارمنستان برای بازگشایی مرز با ترکیه فراهم ساختن زمینه برای مشارکت در طرحهای اقتصادی و انرژی شرق به غرب، تضعیف موقعیت ج.آذربایجان درمناقشه قره باغ به منظور وادارکردن این کشور به موافقت با طرح گروه مینسک مبنی بر استقلال قره باغ و اعطای لاچین و کلبجر به ارمنستان، کاهش وابستگی به روسیه و خروج از نیمه انزوای اقتصادی است. اهداف ترکیه نیز در این روند مسکوت گذاشتن یا کم کردن خطر شناسایی جهانی مسأله کشتار 1915 ارامنه، کاهش فشار کشورهای اروپایی خصوصاً فرانسه میزبان بزرگترین جامعه ارامنه اروپا، رفع موانع همگرا با اتحادیه اروپا، کسب جایگاه مشابه جایگاهش در ج. آذربایجان و گرجستان درارمنستان به منظور اجرای طرح خانه قفقازی، تضعیف موقعیت ایران و روسیه در قفقاز خصوصاً ارمنستان، نقش آفرینی در مناقشه قره باغ، قبضه بازاراقتصادی ارمنستان، تضعیف گروههای ملیگرای مدعی ارمنستان غربی و در دراز مدت استفاده از لابی ارمنی برای همگرایی و عضویت در اتحادیه اروپاست.
بازیگران غربی و اتحادیه اروپا نیز تلاش دارند که با عادی سازی مناسبات ترکیه و ارمنستان مسیر انتقال انرژی به اروپا را امن سازند به همین جهت آنها به موازات روند عادی سازی مناسبات ترکیه و ارمنستان، در چارچوب گروه مینسک تلاش گستردهای برای تحمیل صلحی ناعادلانه به جمهوری آذربایجان در چارچوب اصول موسوم به مادرید را دارند. جنگ گرجستان و توقف انتقال انرژی از مسیر خطوط لوله و راه آهن به اروپا نشان داد که مسیر گرجستان مسیر امنی نیست و نیازمند مسیرهای آلترناتیو است البته بهترین و با صرفه ترین مسیر برای انتقال انرژی ایران است اما از آنجا که غرب نمی تواند از عنادورزی خود با ایران دست بردارد و نقش برجسته در انتقال انرژی برای ایران مستقل قائل شود سعی میکنند درخود قفقاز آلترناتیو دیگری را پیدا کند. از این رو نیز همزمانی پیگیری طرح ناباکو از سوی برخی از کشورهای غربی با موضوع عادی سازی مناسبات ارمنستان و ترکیه و تحرکات گروه مینسک برای به اصطلاح حل مناقشه قره باغ تصادفی نیست ضمن اینکه از نظر غرب ارمنستان مهمترین پایگاه و خاکریز روسیه در قفقاز محسوب میشود و تضعیف این کشور در ارمنستان به معنای تقویت جایگاه غرب خواهد بود، همانطوری که تضعیف موقعیت صربستان دربالکان به تضعیف موقعیت روسیه در بالکان انجامید. روسیه برای ارمنستان طرحهای جنجالی راهبردی به صورت دوجانبه و درچارچوب پیمان امنیت دسته جمعی آماده کرده است که موجب نگرانی غرب شده است.
موضع روسیه چیست؟
در روند عادی سازی مناسبات ترکیه و ارمنستان سؤال بسیار مهمی که مطرح است اینکه موضع روسیه در این خصوص چیست؟ روسیه قفقاز را در حوزه منافع حیاتی خود تعریف کرده است و در قفقاز ارمنستان تنها کشوری است که روسیه در آن پایگاه دارد و به عنوان متحد استراتژیک آن شناخته میشود. روسیه پیش از این نیز نشان داده است که دربرابر تحرکات غرب در قفقاز منفعلانه برخورد نمی کند. جدیدترین مصداق در این خصوص مسائل جنگ پنج روزه گرجستان و روسیه در سال گذشته بود. پیش از آن نیز غرب سناریویی برای قفقاز آماده ساخته بود که به یکباره با اتفاقی ناخواسته همه ارکان آن فرو ریخت. در اکتبر سال 1999 و یک ماه قبل از اینکه در نشست سران سازمان امنیت و همکاری اروپا طرح موسوم به طرح دولت عمومی برای حل مناقشه قره باغ امضا شود و متعاقب آن اقداماتی برای عادی سازی مناسبات ترکیه و ارمنستان انجام شود، ناگهان شخصی تروریست که هیچگاه آمران وی مشخص نشدند در پارلمان نخست وزیر، رئیس پارلمان و چهار نماینده را به گلوله بست و سناریوی مدنظر غرب را به شکست کشاند. بسیاری روسیه را در این ماجرا دخیل دانستند. با توجه به چنین سابقهای این سؤال مطرح است که روسیه درباره عادی سازی مناسبات ترکیه و ارمنستان چه موضعی دارد؟ به ویژه اینکه اغلب تحلیلها بر این مبنا استوار است که عادی سازی مناسبات ترکیه و ارمنستان منجر به تضعیف موقعیت روسیه در ارمنستان و قفقاز میشود.
درباره موضع روسیه دو دیدگاه متفاوت وجود دارد؛ دیدگاه اول معتقدند سکوت معنادار کرملین و گامهای به ظاهر جسورانه سرکیسیان نشان میدهد که روسیه در این خصوص چراغ سبز داده است. دلیل این چراغ سبز احتمالی میتواند بده بستانهای پنهانی با قدرتهای بزرگ و آمریکا در مسائل کلان، بده بستان با ترکیه در مسائل مهم دو کشور به ویژه بحث انتقال انرژی و دریافت تضمین هایی از طرفین باشد. در بین رؤسای گروه مینسک در شش سال اخیر تنها روسیه میزبان مذاکرات رؤسای جمهوری آذربایجان و ارمنستان بوده است، جالب اینکه امضای پروتکلهای عادی سازی مناسبات ترکیه و ارمنستان با دیدار رؤسای جمهوری آذربایجان و ارمنستان در حاشیه اجلاس جامعه کشورهای مشترک المنافع در کیشینوف مولداوی که روسیه ابتکار عمل را در آن در دست دارد، تقریباً همزمان خواهد بود. احمد داوود اوغلو وزیر امور خارجه ترکیه نیز در اظهاراتی قابل تاًمل به سودمند بودن دیدار رؤسای جمهور آذربایجان و ارمنستان در شهر کیشینوف ابراز امیدواری کرده است. همین موضوع احتمال هماهنگی با روسیه برای عادی سازی مناسبات ترکیه و ارمنستان را تقویت میکند.
اما دیدگاه دوم معتقد است که روسیه با این روند همراه نیست و مسکو با توجه به جنس تحرکات غرب و ناتو در گرجستان به عادی سازی مناسبات ترکیه و ارمنستان نگاه نمی کند و احتمالاً در مرحلهای حساس اقدامی خواهد کرد که بتواند روند بازی را تغییر دهد. با وجود این میتوان گفت اگر روسیه واقعاً با روند عادی سازی مناسبات ترکیه و ارمنستان همراهی کرده ولو اینکه امتیازی را اخذ کرده باشد، از غرب فریب خورده است چرا که تبعات درازمدت این موضوع برای کرملین بیشتر ازامتیازات احتمالی خواهد بود که دریافت کرده است.
موانع عادیسازی مناسبات
اگرچه ظاهراً منافع اغلب بازیگران منطقه و خارج از منطقه درباره روند عادی سازی مناسبات ترکیه و ارمنستان با یکدیگر همسو است اما موانعی نیز در این روند وجود دارد که از جمله آنها مخالفتهای داخلی در دو کشوراست. در ارمنستان برخی از احزاب نظیر داشناکسیون و میراث عادی سازی مناسبات با ترکیه بدون پذیرش مسؤولیت کشتار 1915 ارامنه را خیانت به آرمان ملت ارمنی عنوان میکنند به همین جهت نیز حزب داشناکسیون که بیش از 100 سال سابقه فعالیت در میان ارامنه را دارد، به نشانه اعتراض ازدولت ائتلافی سرکیسیان خارج شد و اکنون به دنبال تشکیل ائتلاف واحد علیه روند عادی سازی مناسبات با ترکیه است. سرکیسیان اگر چه تاکنون ظاهراً به مخالفتهای داخلی در این خصوص توجه نداشته است اما از اینکه جامعه ارامنه خارج موسوم به دیاسپورا یا اسپیورک با این روند مخالف باشد، نگران است به همین جهت نیز سرکیسیان قبل از امضای دو پروتکل پیش بینی شده و قبل از سفر احتمالی به استانبول برای تماشای مسابقه فوتبال، برنامه دیدار از چهار کشور روسیه، آمریکا، فرانسه و لبنان را مدنظر قرارداد تا هم با رهبران جامعه ارامنه در این کشور و هم مقامات این کشور درباره عادی سازی مناسبات با ترکیه دیدار کند. بخشی از اهداف دیداراخیر رئیس پارلمان ارمنستان از ایران نیز متأثراز این موضوع بود.
در ترکیه نیز محافل ملی گرا و احزاب مخالف به ویژه حزب حرکت ملی و جمهوریخواه خلق با روند عادی سازی مناسبات با ارمنستان مخالف هستند، این مخالفتها به دودلیل یکی دست برنداشتن ارمنستان از ادعاهای خود علیه ترکیه و نیز تأثیرات منفی این روند بر مناسبات ج.آذربایجان و ترکیه عنوان میشود.احزاب مخالف همچنین سعی میکنند سوء استفاده تبلیغاتی از این روند برای تضعیف جایگاه حزب عدالت وتوسعه بکنند.
به نظر میرسد در صورتی که مخالفتهای جدی بازیگرانی نظیر روسیه یا دیاسپورای ارمنی وجود نداشته باشد، گام تاریخی از سوی ارمنستان و ترکیه برداشته خواهد شد. اقدامات عملی در مرز مشترک ترکیه و ارمنستان از جمله احداث مراکز گمرکی جدید و بازسازی خط نیز مؤید این موضوع است. سناریویی که هم غرب و هم ترکیه دنبال آن است؛ اینکه همسو با عادی سازی مناسبات ترکیه و ارمنستان، طرح موسوم به طرح مادرید به جمهوری آذربایجان تحمیل شودتاهم ترکیه بتواند درافکارعمومی جمهوری آذربایجان اینگونه القا کند که به موازات حل مسأله قره باغ اقدام به عادی سازی مناسبات با ارمنستان کرده و به اصطلاح خلف وعدهای درکار نبوده است. غرب نیز در چارچوب این سناریو تلاش میکند اینگونه نشان دهد که مسائل موجود در روابط ترکیه، ارمنستان و ج. آذربایجان همگی حل شده است. بر این اساس نیز رؤسای گروه مینسک در سفر نهم مهر خود به ارمنستان و ج. آذربایجان جدیدترین نسخه طرح صلح مادرید را ارائه کردند و تصادفی نیست در یک موضع گیری بیسابقه، جمهوری آذربایجان نهم مهر برای موافقت با استفاده رسمی ارمنستان از گذرگاه استراتژیک لاچین در حدفاصل ارمنستان و قره باغ اعلام آمادگی کرد آراز عظیم اف نماینده ویژه رئیس جمهوری آذربایجان در موضوع قره باغ با تأکید بر اینکه لاچین موقعیت بسیار مهمی در تعیین رژیم حقوقی قره باغ دارد افزود: حل اختلافات در این خصوص کمک زیادی به پیشرفت مذاکرات قره باغ خواهد کرد. در این میان رسانههای غربی و محافل وابسته به آنها در جمهوری آذربایجان چنین وانمود میکنند که به دنبال آزادی پنج شهرستان از هفت شهرستان اشغالی جمهوری آذربایجان درباره سرنوشت حقوقی قره باغ و لاچین و کلبجر و استقرار نیروهای فراملیتی مذاکره خواهد شد. این در شرایطی است که بر اساس اصول موسوم به اصول مادرید به منظور جدا کردن رسمی قره باغ از جمهوری آذربایجان در این منطقه همه پرسی برگزار میشود و همچنین به منظور تحقق شروط ارمنستان مبنی بر ارتباط زمینی قره باغ و ارمنستان، دو شهرستان جمهوری آذربایجان در خارج از قره باغ در اختیار ارامنه قرار میگیرد، ارمنستان نیز با چنین شروطی حاضر به آزادی پنج شهرستان از هفت شهرستان اشغالی در خارج از قره باغ شده است.
با توجه به این تحولات اکنون همه نگاهها متوجه 17 و 18 مهراست تا نتایج دیدار رؤسای جمهوری آذربایجان و ارمنستان در کیشینوف و امضای پروتکل میان وزیران امورخارجه ترکیه و ارمنستان مشخص شود.