
کتاب های درسی یکی از مؤلفه های مهم آموزش برای دانش آموزان و دانشجویان تعریف شده است آیا آن با نیاز ها همخوانی دارد؟
امروزه کتاب های درسی یکی از مؤلفه های مهم آموزش برای دانش آموزان و دانشجویان تعریف شده است به نحوی که از طراحی جلد تا محتوای علمی آن در معرض دید بسیاری از صاحب نظران قرار گرفته و هر روزه برای بهبود شرایط آن گامهای بسیاری برداشته می شود.
کتاب درسی به شکلی که واجد آن هستیم، پدیده آموزشی قرن حاضر است که کارکردهای ویژهای را از خود به ظهور رسانده است. از آنجا که در فلسفه آموزش و پرورش حاکم در ایران؛ نقش تربیتی معلم، جایگاه متون آموزشی، حدود رفتار مطلوب فراگیران و دامنه عمل آنان و تأثیر فضای آموزش کمتر به روشنی و صراحت تبیین شده است، لذا در برهههای مختلف و در گفتارهای برخی متولیان امر آموزشوپرورش شاهد جهتگیریهای متفاوت «معلم محور، کتاب محور، دانشآموز محور و مدرسه محور» بودهایم. لیکن کتاب درسی از آنجا که همواره در دسترس و در معرض قضاوت میباشد، به طور مستمر محل مداقه اهل نظر بوده و هست و به یکی از حساسترین عملکردهای نظام رسمی آموزشوپرورش تبدیل شده است. بیآنکه انتظارات از کتاب درسی به وضوح تبیین و طراحی شود یا شاخصها و معیارهای کتاب درسیای مطلوب به طور کامل مورد اتفاق نظر قرار گیرد. کتاب درسیای که به لحاظ محتوا در گسترهای از عرضه صرف دادهها و اطلاعات تا تبلیغ، توضیح و ترویج هنجارهای فرهنگی و از ارائه افکار شخصی مولف تا بیان دیدگاههای جمعی طراحان و برنامهریزان و گروه مؤلفان در حال تحول بوده است، هر از چند گاهی بزرگان و فرهیختگانی را در کسوت مؤلف «که قدر برخی از آنان پوشیده مانده»؛ به خود دیده است و گاهی نیز محمل کسب تجربه و عرضه سلایق شخصی معدودی بوده است. امروز هزاران کتاب درسی منتشره طی قریب به یکصد سال اخیر پیش روی صاحبنظران و میدان نقد و بررسی و تجربه اندوزی است. به ویژه در متون علوم انسانی که چالش های خاص خود را دارد. کتاب درسی به بهترین وجه سیر تاریخ معاصر را در ابعاد مختلف به نمایش می گذارد و سند گویای آن است. چراغی که راه فردا را به خوبی می نمایاند و تکرار را بر نمیتابد.
اتفاق نظر داریم که ظرف کتاب درسی اندازه ای دارد نه آنقدر وسیع که بتوان هر آنچه می خواهیم و ضرورت می بینیم در آن بریزیم و نه آن میزان محصور که بهانه ای برای نفی نوآوری و محدودیت عرضه خلاقانه مفاهیم شود و نیز اهتمام دستاندرکاران به انتقال آموزهها و ارزشهای دینی و اعتقادی از مسیر کتاب های درسی حضور بیش از پیش متخصصان آن را در این عرصه طلب می نماید. شاید بتوان گفت کتاب درسی مظلوم است و محق آنکه به جایگاه شایسته خود برسد. اینک همه اذعان دارند کتاب درسی نباید صرفاً مجموعههایی متراکم از دادهها باشد و ظرفیت و ظرافت کتاب درسی را بیش از پیش محل تامل میدانند. آیا کتاب درسی یک رسانه است با تعریف، حدود و کارکردهای خاص یک رسانه؟ چگونه پیشرفت های علمی سریع جهان امروز در کتاب های درسی تجلی مییابند؟ پویایی و روزآمدی کتاب درسی به چه نحو امکان پذیراست؟
آیا با وجودی که همه بر تفاوت متربیان و استعداد متنوع و متفاوت آنان صحه می گذاریم کتاب درسی واحد چگونه توجیهپذیر است؟ و انعطاف در آن چه راهی دارد؟ آیا منطقی است که معلمان همچنان مصرف کننده و واسطه انتقال اطلاعات عرضه شده در کتاب های درسی باشند یا مسیر مشارکت و همفکری فعال آنان در فرآیند تدوین متون آموزشی بیش از گذشته هموار خواهد شد؟ اگر طراحی و تبیین سرفصلهای کتاب درسی با صلاحدید مربیان است، آیا بر فهم متربیان و نیاز آنان هم نگاه بیشتری میشود؟ این سؤالاتی است که درباره وضعیت کتابهای درسی ایران پیش میآید.