ریشه تمام مسائلی كه در جهان امروزی مطرح میشود ارتباط است كه به طور گوناگون، مستقیم، غیرمستقیم و جمعی در جامعه نمایان میگردد. وسایل و ابزار این ارتباط (رسانههای گروهی) در دنیای كنونی متشكل از مطبوعات (نوشتاری)، اینترنت، كتاب، سینما، رادیو و تلویزیون (شنیداری و دیداری) و عكس است. تجلی این ارتباطات در گرو عناصری چند از جمله: فرستنده( Sender)، پیام(Message)، مجرا(Channel)، گیرنده(Receiver) و تأثیر (Effect) میباشد. پس بنابر تناسب كاركرد هر یك از رسانههای گروهی وظایفی همچون: اطلاعرسانی (information)، آموزش(teaching)، تبلیغ (advertise) و سرگرمی (entertain) را بر عهده دارند. درك نظامهای معنایی ارتباطات جمعی یا فرایند ساده ارتباط محورهای تبیین شدهای هستند كه در رسانههای جنبی همانند عكس، پوستر و آگهیهای دیواری نهفته است. عكس كه از جمله دستاوردهای رسانههای جنبی است در مطبوعات مستقل نبوده و به تنهایی نمیتواند اطلاعرسانی كند و بایستی در كنار نوشتار همراه باشد. این تبادل افكار مبتنی بر همگرایی و اعتماد متقابلی است كه وابسته به كانال ارتباطی خود است. عكاسی مطبوعاتی(photojournalism): یكی از بخشهای عكاسی مطبوعاتی، عكاسی خبری است و به طور متعارف عكس خبری، به عكسی كه در روزنامه و مجلات چاپ شود و كاربرد خبررسانی داشته باشد، گفته میشود. موارد كلی برگرفته از عكاسی خبری، مكان، حادثه و موضوع است كه لزوماً عكاسان موفق آن بهترینها نیستند، بلكه مصممترین آنها هستند. در حوزه عكاسی مطبوعاتی، علاوه بر خبری، مستند، مستند اجتماعی، ورزشی و. . . هم نقش بسزایی دارند. عكس خبری از خصوصیاتی برخوردار است كه میتوان به: وابسته به زمان بودن، عینیگرایی، روایی بودن، لحظهای بودن (غیرقابل پیشبینی بودن) و همبستگی حسی عكاسی با موضوع آن اشاره كرد. این عكسها امروزه نیازی به همراهی بیش از اندازه متن یا زیرنویس ندارند بلكه لازم است پنج اصل« W» یا «چ»، چه كسی(who)، چه زمان (when)، چه مكان (where)، چرا (why) و چگونه (what)در آنها رعایت شود. باید یادآور بود كه عكاسی مطبوعاتی از تجمیع كلامی لغت و تصویر برای ایجاد ارتباط مستمر است. جایگاه عكس و عكاسی مطبوعاتی در جهان و در میان رشد شبكههای گوناگون تلویزیونی و انعكاس اخبار پیدرپی آن به گونهای مورد چالش قرار گرفته و ظاهراً نقشی كمرنگتر در جامعه را نشان میدهد ولی در حقیقت باید اذعان نمود كه بینندگان رسانههای تصویری از تماشای مكرر تصاویر متحرك و گذرا خسته شده و رسالت و تأثیر قابل توجه و جادویی عكس خود را جلوهگر میكند. گستره عكاسی مطبوعاتی از ثبت یك واقعه عادی با حضور در صحنه و نگرشی بیواسطه به ثبت تصاویر با موضوعات متنوع میباشد. عكاسی علاوه بر مصور نمودن، وظیفه باز دارندگی یا سوق دهندگی در جامعه نسبت به آگاهی مردم را دارد. مطبوعات بدون عكس خبری و عكس خبری بدون متن در انتشار وقایع مفهوم ندارند و هر دو مكمل یكدیگرند و ضرورت همجواری آنان سبب ایجاد بعد و مفهوم خاص به خبر و واكنش خوانندگان میشود. امروزه مطبوعات به دلیل رقابت با رسانهها و پخش برنامههای زنده از تلاش بیشتری برخوردارند ولیكن نیاز روزافزون مردم به تشریفات سبب گردیده تا جایگاه خود را حتی با كثرت آن بیش از پیش حفظ كنند. عكاسی خبری: عكاسی خبری بنا بر كاركردش به زمینه انتشار خود وابسته است و متأثر از مجرای انتقال است؛ یعنی مجموعهای از پیامهای همزمان همچون: متن، شرح عكس، صفحهآرایی و. . . كه عكس در مركزیت آن قرار دارد. در امر انتقال اخبار، تصاویر و كلمات دوحوزهای كه عمیقاً به یكدیگر نیاز دارند و نحوة تبادل آنان حرفة روزنامهنگاری میباشد. عكاسی خبری جایگاه خود را از اوایل قرن نوزدهم در مطبوعات پیدا كرد و اكنون به عنوان یكی از شاخههای مهم عكاسی، مورد توجه است. كنكاش در جامعه و امور اجتماعی مردم و ارتقای سطح معلومات عامه از طریق عكس و مستندات مصور از مهمترین دلایلی است كه در مطبوعات ما به آن پرداخته میشود. عكاسان خبری شاهدان عینی واقعهاند كه بایستی در برابر ناملایمات سختكوش، صبور، مصمم و جسور باشند و در تعامل با موضوعات كاوشگرانه به آن نگریسته و شجاعانه و با صراحت در لحظههای حاد عمل كنند. عكاس خبری علاوه بر خصوصیات ذكر شده باید با شناخت از موضوع با توجه به آگاهی نسبی و آمیخته با آموزههای تكنیكی و هنری تصویر به ثبت عكس خوب كه احساسبرانگیز و تأثیرگذار است نیز بیندیشد به طوری كه فراتر از نگاه مردم و هوشمندانه و خلاقانه آن را ببیند. یكی دیگر از موضوعات مهم عكسهای خبری ارزش خبر است؛ چنانچه مخاطب را هم به سوی اصل موضوع و هم به سمت خود واقعه متوجه كرده و از نماهای بسته یا بسیار دور نسبت به موضوع كه بیربط جلوه میكند حذر میكند. پس عكاس خبری باید فرصتها را مغتنم شمرده و صرفاً خود را درگیر مسائل فنی عكاسی نكند و به ابزار كار خود واقف بوده و از پیشرفت دوربینهای دیجیتالی غافل و بینصیب نباشد. عكاس همچنین در ثبت رویدادها تسلط داشته و محتوایی به رخدادها نگاه میكند. هنرمند و عكاس خبری، متعهد و شاهد صادق است و صیانت از حقیقت مستند و شرف ابناء بشری در جایجای كره خاكی نموده و احساس مسؤولیت در قبال وظایف محوله داشته باشد. عكاس خبری بایستی احترام به حقوق دیگران، پاسداشت ارزشهای انسانی و اخلاقی و امانتداری را سرلوحه كار خود قرار دهد. عكاس در حیطه خبر با بازنمایی كل واقعیات و یا ثبت گوشهای از آن فقط به جزیی از صحنه رویداد نسبت به گزینش خودش به انعكاس آن میپردازد و با درج گزارش به واقعه نگاری رخداد یا واقعیت نگاری خبر عمل كند. در حقیقت خبر، نه تنها رویداد بلكه فرآیندها را هم در بر میگیرد كه با طرح این مسأله به ضعف بزرگ شیوه پوشش خبرها در آمریكا از قول نظریه پرداز امریكایی زبیگنیو برژینسكی(Zebygniew Brzinsky) اشاره كرده كه میگوید: رسانههای آمریكا مردم را از آنچه باید (موضوع اصلی)، آگاه نمیكنند (فرآیند) و صرفاً آنچه نظر مردم را جلب میكند (رویداد) بهكار میگیرند. عكاسی جنگ(War Photography): تعریف ساده جنگ، برخورد مسلحانه بین دو یا چند كشور است و عمده جنگها نفسانی بوده و برای تأمین اهداف سیاسی و اقتصادی رخ میدهد. اما در اسلام اصولیترین بحث، به جهاد یا جنگ در راه خدا كه ستیز با ستمگر است اختصاص یافته است و به اعتقاد مسلمانان، توحید و یگانگی در همه جای هستی بخصوص در زندگی اجتماعی و جامعه باید موجود باشد، كه ماهیت این وحدت و وحدانیت صلح است؛ یعنی صلح واقعی كه ریشهدار و عمیق است. نقش عكاسی هم در این برهه از زمان عبارت است از روشی كه بتوان از صورت یك واقعیت مستقل از ذهن، تصویری ثابت و ماندگار را بدون دخالت ذهن به گونهای تهیه كرد كه تصویر حاصله قابل باور بوده و بتواند جایگزین اصل واقعیت گردد و ما را از رؤیت مستقیم آن واقعیت بینیاز سازد؛ زبان عكاسی بینیاز از ترجمه، برآمده از واقعیت و زبان مشترك همه انسانها است و عكس ارتباطدهنده جوامع جهانی و مؤلفه نوشتاری است و فرهنگ و اندیشه صحیح است كه میتواند تصویر را در خدمت تعالی بشر قرار داده و تجلی نقطه اوج و گزیدهای از حقایق سازد. یكی از عوامل ترویج عكاسی مطبوعاتی كه اشتیاق جهانی را به عكس ایجاد كرد، عكاسی جنگ بود كه سبب گردید مطبوعات به منزله ابزاری مهم گسترش و تكامل بینالمللی یابد و همچنین قدرتهای بزرگ پی به قدرت نفوذ عكسهای خبری ببرند. از سوی دیگر عكاسان جنگ در قبال مردم و نسبت به آگاهی جامعه و نشر حقایق مسؤولیت خطیری را برعهده گرفته بودند و توانسته بودند با ارسال به موقع عكسهای خود از رخدادهای متفاوت در كشورهای جهان احساس همدردی، افشای واقعیات و كمك جهانیان را برانگیزانند؛ برخی از عكسهای خبری جنگ در اولین نگاه برای مخاطب از چنان گیرایی و اثرگذاری برخوردار میشود كه گویی آن لحظه زنده و همچون عكاس در صحنه وقایع حضور دارد. بعضی از عكاسان جنگ برای گرفتن عكس، زندگی خود را به خطر میاندازند، به طوری كه اغلب عكاسان توان مواجهه با سختیها و احساس خطرات آن را هم ندارند. گاهاً این عكاسان در حین انجام وظایف با وظیفه دیگری كه آنان را با دو دلی كه آیا تابع احساسات باشند یا به ثبت رویداد بپردازند، مواجه میكند. رخداد چنین وقایعی مقابل دوربین، در كسری از ثانیه به تصویر كشیده میشوند و نشانگر واقعیت محض است كه بیش از هر كلامی قادر به بیان است و علاوه بر سندیت تاریخی و نمایش آن، آگاه كننده و تهییج كننده مردم است به طوری كه آثار آنان تا سالها در اذهان عموم باقی مانده و حك میشود. یعنی چنان ذات واقعه را ترسیم میكند كه از محوشدن و فراموشی مصون میماند. عكاس جنگ در دهههای پنجاه و شصت، آگاهی كلی جدیدی را به وجود آورد و باعث گردید مردم بیش از دوران قبل از جنگ، به رویدادهای عالم توجه نشان داده و آگاهتر به مسائل روز زمان خود شوند؛ تا بدانجا كه امروزه محصول عكاسی به عنوان سلاح قوی تبلیغاتی كه بازتاب فوقالعادهای دارد در جهان مطرح شده. و توجه عامه مردم را نسبت به جنگ افروزان فزونی بخشیده است. جان اشتـایــن بك (Jahn Eshtein back) در مورد عكــاس معروف مجــاری رابرت كاپا (Robert capa) از پیشگامان عكاسی جنگ چنین میگوید: «به نظر من كاپا ثابت كرد دوربین وسیله مكانیكی بیروحی نیست، بلكه مانند قلم به اندازه كسی كه آن را بهكار میبرد، سودمند است.» دوربین این عكاسان میتواند مبین اندیشه و روح انسان بوده و عكسهایشان همدردی انسانی عمیقی را برای مردان و زنانی كه در بند واقعیاتند به ارمغان آورد. از دیگر عكاسان بزرگ جهان در حیطه جنگ ادی آدامز آمریكایی (Eddy adams) كه نامش به جهت شركت در جنگ ویتنام در تاریخ عكاسی ثبت شده است، چنین میگوید: «تنها عكسی كه توانستم از جنگ كویت بگیرم، عكس فرار سربازان عراقی بود كه واقعاً تأسفبار است. سربازان امریكایی آنها را از پشت سر در حالی كه از مرگ میگریختند هدف قرار میدادند؛ عملی شیطانی كه فقط میتوان آن را قتلعام دانست. من هرگز چیزی شبیه آن حتی در ویتنام ندیده بودم.»عكاسی جنگ به هنر عكاسی ایران وجههای بینالمللی اعطا نمود. عكاسانی كه با كمترین امكانات و در شرایطی سخت و دشوار و محدودیتهای بسیار، عهدهدار امری بسیار حیاتی و خطیربودند و دست به خلق آثاری ماندگار از غیرت و شرف انسانی زدند كه سرآمدان عزت و افتخار میهن و ملت ایران بودند. عكاسان جنگ همان رزمندگان جبهه هستند كه با تغییر سلاحشان همانند آنان كه به شكار دشمنان میپردازند به شكار لحظاتی چنگ میزنند كه آوای بصری آن جاویدان و ماندگار خواهد بود و عكس برگ سبز و تحفه عكاسان و تكریم شهیدان و ایثارگران بلندمرتبهای كه بحق هر یك نمودی پرشكوه از یك حماسه بزرگ هستند. عكاسان ایرانی همچون سعید جانبزرگی، كاظم اخوان، علی فریدونی، محمود بدرفر، محمدحسین حیدری، علی فریدونی، سعید صادقی، محمود ظهیرالدینی، احمد ناطقی و... پابهپای اقشار مردم جانفشانی كردند و بسیاری از آنان شهید، اسیر و مجروح شدند. به امید آنكه روزی به نحوی شایسته از این هنرمندان دفاع مقدس كه شاهدان و راویان مصور عرصه حق و باطل بودند تجلیل شود و از عكسهای آنان كه اسناد تاریخی كشورمان و دریچه زمانی گذشته به آیندگان است، نگهداری شود و در معرض نمایش نسل امروز قرار دهند. انشاءالله. منابع: روشهای تحلیل رسانهها، آرتور آسا برگر، ص112تاریخ عكاسی جهان، نااومی روسن بلوم، 1989عكاسی در جنگ، شهید جانبزرگی، نشر روایت فتح 1383World press photoمبانی ارتباطات جمعی، دكتر سید محمد دادگران