کد خبر: 1022874
تاریخ انتشار: ۲۰ مهر ۱۳۹۹ - ۰۱:۰۲
در گفت‌و‌گوی «جوان» با سیده زهرا سادات ثابتی، نویسنده کتاب خاطرات فرمانده تیپ امام حسین لشکر فاطمیون
قهرمان در «ابو باران» خودش را سانسور نمی‌کند کتاب ابو باران به دلیل پیوستگی خاطرات یک رزمنده حاضر در خطوط مقدم جنگ با تکفیری‌ها هم مشتمل بر اتفاقات جنگی و درگیری‌های مسلحانه است و هم روایتگر یک زندگی انسانی است
مصطفی شاه کرمی
سرویس فرهنگ و هنر جوان آنلاین: «ابو باران» کتاب خاطرات مصطفی نجیب، فرمانده تیپ امام حسین (ع) لشکر فاطمیون به قلم سیده زهرا سادات ثابتی است که چند روز پیش در حوزه هنری انقلاب اسلامی رونمایی شد. «جوان» به همین بهانه با نویسنده این کتاب به گفتگو نشسته است.

سبک نگارشی کتاب ابو باران همانند آثار قبلی شما است؟ یا سعی کرده‌اید سبک دیگری را دنبال کنید؟

سبک نگارشی این کتاب با اثر قبلی من یعنی «متولد نهم دی» کاملاً متفاوت است. متولد نهم دی یک زندگینامه داستانی است که مصاحبه‌ها در آن با یک نگاه خلاقانه که تخیل نویسنده در آن‌ها دخیل است، نوشته شده البته این تخیل و دخالت نویسنده تا آنجایی است که داستان با نگاهی وفادارانه نوشته شود، به طوری که اصل روایت دچار خدشه نشود، اما در ابو باران از همان ابتدا قرار بود که سبک نگارشی کتاب کاملاً مستندگونه باشد و هیچ‌گونه دخل و تصرفی از سوی نویسنده در نگارش خاطرات صورت نگیرد. این روایت مستندگونه تا جایی است که اگر در جایی از کتاب نویسنده شرح و توصیفی در رابطه با موقعیتی یا اتفاقی نوشته به تأیید راوی یعنی آقای مصطفی نجیب رسیده و بعد در کتاب آورده شده است.

کار نویسندگی را از چه زمانی شروع کرده‌اید؟

«متولد نهم دی» اولین کاری بود که سال‌۹۵ در فضای خاطره نگاری از شهدا نوشتم. این کتاب درباره «شهیده فاطمه امیری بیرجندی» هست و بعد از آن یک داستان کوتاه هم در کتاب مجموعه داستان «اسب عربی» نوشتم که متشکل از چندین داستان بود و توسط شهرستان ادب به چاپ رسید. البته در دوران دانشجویی هم سابقه همکاری با مجله نگاره وابسته به اتحادیه انجمن‌های دانش‌آموزی را تجربه کرده‌بودم. در آنجا مصاحبه‌هایی را که با شهدای دانش‌آموز گرفته شده‌بود، می‌خواندیم و در قالب داستانک‌هایی روایت‌شان می‌کردیم.

نگارش کتاب «ابو باران» را از چه زمانی آغاز کردید؟

در واقع نوشتن این کتاب از جانب انتشارات خط‌مقدم به من پیشنهاد شد و بعد از آن شروع به گرفتن مصاحبه با آقای مصطفی نجیب، فرمانده تیپ امام حسین لشکر فاطمیون به عنوان راوی کردم و نهایتاً ماحصل آن گفت و شنود‌ها کتاب «ابو باران» شد. آقای نجیب از نظامیان سابق کشور افغانستان هستند که این کتاب ماحصل خاطرات او در مورد زمان حضورش در بین لشکر فاطمیون و نبرد با تکفیری‌هاست.

گرفتن مصاحبه‌ها و تألیف کتاب ابو باران چه مدت به طول انجامید؟

کل زمانی که من برای گرفتن مصاحبه‌ها، پیاده‌سازی، تنظیم و چاپ کتاب ابو باران گذاشتم، تقریباً حدود شش‌ماه بود. خوشبختانه به دلیل سکونت آقای مصطفی نجیب در مشهد مقدس دسترسی به ایشان راحت بود و تمام مصاحبه‌ها را به صورت حضوری ضبط کردم.

در مراسم رونمایی از این کتاب، مرتضی سرهنگی به عنوان یکی از چهره‌های شاخص حوزه ادبیات پایداری با گفتن اینکه کتاب «ابو باران» یکی از کتاب‌هایی است که در‌هایی از جنگی را روی ما باز می‌کند که هزاران کیلومتر دورتر از ما اتفاق افتاده است و راوی آن ذاتاً قصه‌گو است، قصه‌گو بودن راوی را در جذاب کردن کتاب مؤثر دانست، نظر خود شما در این باره چیست؟

قصه‌گو بودن و توجه داشتن به جزئیات از جانب آقای مصطفی نجیب به من به عنوان نویسنده کتاب خیلی کمک کرد. راوی قبل از مصاحبه همیشه نکاتی را یادداشت می‌کرد که در شرح سلسله وار و دقیق و پشت سرهم روایت سیر اتفاقات کمک بسیار زیادی به من می‌کرد تا موردی از قلم نیفتد. ثمره این نکته سنجی و دقت راوی هم در کتاب و هم در کلام یک کارشناس حرفه‌ای در حوزه ادبیات پایداری مثل آقای سرهنگی نمود داشته‌است. اهمیت کتاب ابو باران این است که فاطمیون را از نگاه یک راوی که در قید حیات هست روایت می‌کند.

مخاطب در ابو باران صرفاً با خاطرات جنگی روبه‌روست یا اینکه وجوه احساسی و به اصطلاح اتفاقات ضد‌جنگ را هم در این کتاب پیش روی خود می‌بیند؟

در کتاب ابو باران به دلیل پیوستگی خاطرات یک رزمنده حاضر در خطوط مقدم جنگ با تکفیری‌ها هم مشتمل بر اتفاقات جنگی و درگیری‌های مسلحانه است و هم روایتگر یک زندگی انسانی است که زیر بارانی از گلوله و بمب در جریان است. ما در کتاب ابو باران با نگاه یک راوی همراه می‌شویم که گرم و سرد روزگار را چشیده و همواره از قضاوت‌های عجولانه و غیر‌منطقی به دور است. در پنج فصل ابتدایی این کتاب، مخاطب با اتفاقاتی روبه‌رو است که از دوران کودکی و طفولیت راوی شکل گرفته‌اند تا دیدن یک عکس که جرقه رفتن به سوریه را در ذهن او ایجاد می‌کند. در کتاب ابو باران، آقای نجیب در عین اینکه یک رزمنده است و با دشمن می‌جنگد، احساسات و عواطف انسانی یک شخص معمولی را در مواجهه با خشونت جنگ هم بدون سانسور روایت می‌کند. راوی معتقد است که گفتن و پرداختن به وجوه احساسی یک انسان معمولی در جبهه جنگ با شرح حقایق سخت و جانکاهی که جنگ آن‌ها را تحمیل کرده‌است، بدون خدشه به وجهه رزمندگان باید گفته شود، چون همه این‌ها در کنار یکدیگر است که تجربه و تاریخ جنگ را می‌سازند و مورد استفاده آیندگان قرار می‌گیرند.

به عنوان نویسنده و راقم این خاطرات کدام بخش از کتاب شما رابیشتر با خودش درگیر کرد؟

جایی از کتاب هست که آقای نجیب به شرح واقعه در عملیات تل قرین می‌پردازد که این بخش از کتاب بیشترین تأثیر را بر من گذاشته است. ابوحامد به عنوان فرمانده لشکر فاطمیون در این عملیات به شهادت می‌رسد. شاید علت اصلی این تأثیر گذاری که همراه با تلخی و شیرینی است، به این دلیل باشد که تا پیش از شهادت ابو حامد آقای نجیب، مسئول دفتر این شهید بزرگوار بوده است.

گمان می‌کنید مخاطب کتاب ابو باران در نهایت مقهور احساسات می‌شود یا تعقل؟

از آنجایی که روایت خاطرات در کتاب ابو باران هر دو وجه قضیه را به صورت توأمان در خودش دارد، من فکر می‌کنم که مخاطب به شکلی مساوی با عقل و احساس همراه است. در واقع راوی و قهرمان «ابو باران» بدون اینکه در مورد خودش یا اتفاقات پیرامونش دچار خود سانسوری شود، اتفاقات را روایت می‌کند. مخاطب پس از مطالعه این کتاب با رشد یافتگی رزمندگان فاطمیون مواجه می‌شود که در زمینه‌های متنوعی از وجوه جنگی و عملیاتی تا رعایت اصول اخلاقی و انسانی در جنگ با تکفیری‌ها به نمایش گذاشته شده است. مخاطب در این کتاب با اهداف آرمان‌گرایانه لشکر فاطمیون که منبعث از اهداف و آرمان‌های انقلاب اسلامی هستند روبه‌رو می‌شود، همانند آنچه در بین رزمندگان حزب‌الله لبنان وجود دارد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار