احمد پرهیزی- طی سالهای اخیر کمیته ادبی نوبل به قدری انتخابهای عجیب و غریبی داشته است که اگر زمانی نام نویسنده مشهوری به عنوان برنده این جایزه مطرح شود باید شگفت زده شد، این بار نوبت نویسندهای کم و بیش گمنام است که فروش ترجمه مهمترین اثرش به زبان انگلیسی طی بیست سال گذشته رقم ناچیز بیست هزار نسخه بوده است، عددی که یک شکست تجاری بزرگ برای هر نویسندهای محسوب می شود. این نویسنده هرتا مولر نام دارد، او به زبان آلمانی می نویسد اما تبار او به کشور رومانی برمی گردد. با انتخاب او دیگر کمتر میتوان پاسخی برای انتقادهای بیشمار از فرهنگستان سوئد یافت، از جمله این گفته منتقدان (بخصوص امریکایی) که اروپا بر نوبل سیطره یافته است، و اگر به فهرست برندگان چند دهه اخیر نگاهی بیاندازیم باید بگوییم که حق با آنان است. اگر چه هوراس انگدال رئیس وقت آکادمی سوئد آشکارا در سال پایانی ریاست خود (2009) اعلام کرد که اروپا مرکز فرهنگی جهان است، گفتهای که به روشنی رویکرد آکادمی سوئد را مشخص میکند. منتقدان سرسخت نوبل امسال دیگر خشمگینتر از گذشته معتقدند که نوبل ادبی دیگر اعتبار خود را از دست داده است. امسال این عده احتمالاً با مخالفتهای کمتری رو به رو شوند. خانم هرتا مولر - که خاطره آلفرده ییلینگ دیگر زن نویسنده ناشناس برنده نوبل را (که حتی پس از ترجمه آثارش هم نویسنده با اهمیتی نشد) زنده کرده است - 17 اوت 1953 در منطقه تاریخی بنات که سکونتگاه اقلیتی آلمانی زبان است زاده شد. پدرش افسر سازمان نظامی و بی رحم اس اس بود و مادرش پس از جنگ دوم جهانی به اردوگاه کار اجباری شورویها فرستاده شد و پنج سالی آنجا زنده ماند. به سال 1976 به عنوان مترجم در کارخانهای مشغول کار شد اما سه سال بعد عذرش خواسته شد چون حاضر نشد با پلیس مخفی رژیم دیکتاتوری کمونیست حاکم بر رومانی به سردمداری چائوشسکو همکاری کند. او اکنون مجبور بود از راه تدریس خصوصی زبان آلمانی گذران امور کند. مولر که مدتی بود با محافل ادبی آلمانی زبان در رومانی رفت و آمد داشت نخستین کتابش را سال 1982 به زبان آلمانی در زادگاه خود منتشر کرد. پنج سال بعد او به همراه همسرش ریچارد واگنر (که نویسندهای نه چندان سرشناس بود اما تا زمان دریافت جایزه نوبل هرتا را به عنوان همسر او می شناختند!) عازم آلمان شرقی شد. طی سالهای بعد او در دانشگاههای مختلف کنفرانسهایی به زبان آلمانی ارائه کرد. او اکنون ساکن برلین است. در سالهای پیش رو کمتر نامی از هرتا مولر شنیده می شد، جز آنکه در 1995 عضو فرهنگستان شعر و ادب آلمان شد و در از 1997 از انجمن پن شاخه آلمان به اعتراض خارج شد. در سال 2009 نیز او نامزد جایزه کتاب آلمان شد و هنوز نیز در فهرست نهایی این جایزه قرار دارد، و با نوبلی که گرفته است باید دریافت این جایزه را قطعی دانست. هشتم اکتبر 2009 فرهنگستان سوئد اعلام کرد که جایزه نوبل امسال خود را به هرتا مولر بابت تمامی آثارش اعطا کرده است، چون آثار وی «تصویرگر سرزمینهای رها شده» است، جملهای که کم و بیش صبغه سیاسی جایزه را نشان میدهد و بر ادعای منتقدان جایزه ادبیات نوبل صحه می گذارد که برندگان را اغلب پیرو گرایشهای سیاسی از جمله چپ می دانند. از این نویسنده کتابی نیز به فارسی ترجمه شده است که سرزمین گوجههای سبز نام دارد و در سال 1380 منتشر شد اما از آن زمان تاکنون تنها به چاپ دوم (1386) رسیده است که خود نشاندهنده استقبال نه چندان خوب کتابخوانهای ایرانی است. سرزمین گوجههای سبز قصه زندگی دختری به نام لولا است که در جنوب رومانی زندگی می کند و برای تحصیل زبان روسی به دانشگاه می رود. کتاب پر است از جملههای شاعرانهای که این دختر جوان در دفتر خاطرات خود می نویسد. نویسنده کوشیده است با شرح زندگی این دختر و دیگر دانشجویان آن زمان دشواریهای زندگی در رومانی آن دوران را به تصویر کشد.