
سالها بود که ترکها به دنبال عضویت در اتحادیه اروپا بودند، اساساً ترکیه جدید که پس از فروپاشی عثمانی تشکیل شد، بهرغم آنکه سرزمین بسیار محدودی از آن در قاره اروپا قرار داشت، خود را اروپایی میدانست، بنابر این به دنبال افزایش وجهه اروپایی خود به پیمان آتلانتیک شمالی پیوست و برای تکمیل روند اروپایی شدن به دنبال عضویت در اتحادیه اروپا بود.
اما اروپاییها از ورود این میهمان بالذات آسیایی و اسلامی خوشحال نشدند، بنابر این کشورهایی همچون فرانسه که خود را یکی از پدر خواندگان اروپاییها میداند، با این ورود بیشتر مخالفت میکرد و در طول سالهای تاسیس ترکیه جدید مانع از تحقق این خواست ترکیه میشدند.
در داخل رشد اسلام گرایی و نگرانی لائیکها از پیروزی آنها و نابودی جمهوری آتاتورک و اقدامات حزب کارگران کردستان، تا سالها به عمده ترین مشکلات ترکیه تبدیل شده بود.
سرانجام دو طرف عمده و قدرتمند در ترکیه که یکی بر سلاح و نیروهای نظامی و دیگری به دین و مردم تکیه زده بودند با یکدیگر کنار آمدند و همدیگر را تحمل کردند و تحولی شگرف را در ترکیه رقم زدند. تحولی که از یکسو دیگر شاهد شوق افسار گسیخته برای پیوستن به غرب نبودیم. و از سوی دیگر در داخل دو گروه از مبارزه با دین و حتی برخی امور شخصی و نیمه شخصی همچون حجاب دست کشیدند و هر یک از دو گروه در چارچوب های توصیف شدهای به فعالیت پرداختند.
در دوره جدید ترکها سعی کردند نقش منطقهای خود را افزایش دهند به نحوی که در این راه برخی آنها را به تجدید بنای امپراتوری عثمانی متهم کردند. در تئوری جدید، ترکیه به دنبال افزایش نقش منطقهای است و تلاش دارد به ویژه در دنیای پس از بوش و نو محافظه کاران جنگ طلب دیگر برای فراری دادن اوجلان و بازگرداندن آن از سوریه به لشکر کشی به مرزهای این کشور و برای مبارزه با پ. ک. ک. در شمال عراق، به ارسال ارتش و گسیل سرباز به این کشور و ایجاد منطقه امنیتی در شمال آن نپردازد و بلکه به دنبال میانجیگری بین دو کشور عرب همسایه خود که هر دو دارای اقلیت کرد هستند و بعضاً کردهای ترکیه هم در آن مناطق فعالیتهایی دارند، بپردازد.
ترکیه در تحولات اخیر در روابط دو کشور عرب جنوبی خود(عراق و سوریه) به میانجیگری پرداخت و تلاش کرد آن دو را در کنار یکدیگر قرار دهد و آنها را در مصالحه و بازگرداندن سفرایشان به پایتخت های دو کشور کمک کند. البته مصالحه و میانجیگری ترکیه در بین کشورهای عربی و منطقه منحصر به این مورد نبود و این کشور در طول جنگ 22 روزه غزه به کمک روابط نسبتاً خوبی که از دوره حاکمیت لائیکها با اسراییل داشت و روابط خوبی که با عربها در دوره جدید ایجاد کرده بود به میانجیگری دست پرداخت و دست به اقدام بزرگی بزند که عربهای دارای سابقه میانجیگری و نزدیک به موضوع از انجام آن عاجز بودند.
در واقع نقش روز افزون ترکیه در مسائل عربی و تحولات منطقه و خواست عمومی، این نقش را به آنها تحمیل کرده بود. و اسلامگرایان به دنبال یافتن راهی در منطقه بودند که ضمن افزایش حوزه نفوذ ترکیه در منطقه به حضور آنها در صحنههای بینالمللی کمک میکرد و به افزایش نفوذ خودشان در ترکیه نیز میانجامید.
ترکها البته به این امور قانع نشدند و در یک اقدام شجاعانه خواستار میانجیگری بین ایران و ایالات متحده آمریکا شدند؛ نقشی که اگر میتوانستند از عهده آن برآیند آنها را بالاتر از سطح منطقه ای، در سطح جهان مطرح میکرد. نقشی که شاید هنوز برای آنها زود باشد.