هفت ماه گذشت، اما آب از آب تکان نخورده، به طوری که گویی تعویق یکساله المپیک به واسطه شیوع کرونا فرصتی طلایی بوده برای آقایان تا فارغ از هرگونه دغدغهای به استراحت بپردازند.
تعویق المپیک کار را برای بسیاری سخت کرده است؛ آنها که سرمایهگذاری کرده بودند، ژاپنیها که حساب ویژهای روی این رقابتها باز کرده بودند یا حتی ورزشکارانی که این آخرین فرصت حضورشان در بزرگترین رویداد ورزشی دنیا بود و بعد از آن دیگر سن و سالشان اجازه تکرار چنین حضوری را به آنها نخواهد داد. برای برخی، اما این فرصتی طلایی بود تا عقبافتادگیها و فرصتهایی را که تا آن زمان سوخت داده بودند، جبران کنند.
اگرچه شیوع کرونا که تنها دلیل تعویق المپیک بود، ورزش را در سراسر دنیا تعطیل کرد، اما پرواضح بود که این تعطیلی دائمی نیست و بساط این ویروس جمع شود یا نه، رشتههای ورزشی راهی برای آغاز فعالیتهای خود خواهند یافت. همین مسئله خیلیها را بر آن داشت تا از همان نخستین روزهای تعطیلی بساط ورزش شروع کنند به برنامهریزی برای پساکرونا یا حتی روزهایی که باید کجدار و مریز با این ویروس به زندگی عادی بازگشت و در کنارش راه و روش یک زندگی متفاوت را آموخت. به همین دلیل مهم هم بود که بعد از چند ماه کرکره ورزش هم مانند بسیاری از کسب و کارها بالا داده شد و رشتههای ورزشی با رعایت اصولی خاص و پروتکلهای بهداشتی کار خود را از سر گرفتند. اتفاقی که، اما در ورزش ایران همچنان تصمیمی قاطع برای آن اتخاذ نشده است!
صدالبته یکی، دو ماهی میشود که برخی رشتههای ورزشی رقابتهای خود را از سر گرفتهاند و برخی رشتههای دیگر هم به تناوب در حال اخذ مجوز برای شروع فعالیتهای خود هستند، اما آنچه به وضوح دیده میشود بیبرنامگی و بلاتکلیفی ورزشی است که رشتههای مختلف آن یک به یک در پی اخذ مجوز برای شروع مجدد فعالیتهای خود هستند. بیبرنامگی و بلاتکلیفی که گلایهها و نارضایتیهای مربیان و ورزشکاران سند واضح و شفاف آن است. مربیانی که دغدغه زمان از دست رفته را دارند و هنوز نمیدانند چطور باید شرایط را برای آمادهسازی بازیکنان مهیا کنند، وقتی هیچ برنامهای ریخته نشده و نهایت کار انجام شده امروز تلاش برای گرفتن جواز از سرگیری فعالیتهای رشتههای مختلف توسط رؤسای فدراسیونهاست و بس.
کمتر از یک سال دیگر رقابتهای المپیک و پارالمپیک آغاز میشود، اما هنوز بسیاری از رشتههای ورزشی موفق به کسب مجوز برای آغاز فعالیتهای خود نشدهاند و همچنان در تقلا برای کسب مجوز هستند و آنهایی هم که این خان را پشت سر گذاشتهاند هنوز برنامه درستی برای برپایی اردوهای تمرینی و آمادهسازی برای بزرگترین رویداد ورزشی را ندارند. حال آنکه شرایط بدنی بازیکنان نیز در طول مدت قرنطینه بدون شک با افت فاحشی روبهرو شده و تلاشها برای رسیدن به شرایط آرمانی باید چند برابر قبل باشد، اما آیا شرایط مهیای این امر است؟
مسئله امروز دغدغه حضوری پرقدرت در بزرگترین رویداد ورزشی است که تعویق یکساله آن هم نتوانسته فرصتی برای مهیا شدن شرایط و جبران کاستیها و عقبافتادگیها باشد. دغدغهای که به نظر میرسد تنها ذهن ورزشکاران و مربیان را به خود مشغول کرده و ذهن آقایان مسئول در کمیته ملی المپیک و وزارت ورزش را به خود مشغول نکرده که شاهد هیچ اقدام قابل توجه و چشمگیری در طول این مدت نبودهایم و تنها چیزی که شاهد بودهایم گلهها، نارضایتیها و دغدغههای ورزشکارانی بوده که در دروان کرونا بیش از هر زمان دیگری در تنگنا قرار گرفتهاند و تا دیروز اگر دغدغهشان تنها مسائل مالی بود و کمبود امکانات، حالا در شرایطی قرار گرفتهاند که حریفانشان در سراسر دنیا با استفاده بهینه از تعویق یکساله المپیک دارند خود را تا بن دندان مسلح میکنند، اما اینها هنوز نمیدانند ورزش ایران با خود چندچند است و چه خوابی برای فرصتی که کمافیالسابق در حال از دست رفتن است، دیده، آن هم در حالی که در بسیاری از کشورها با مهیا شدن شرایطی ویژه مانند قرنطینه، ورزشکاران وارد اردو شدهاند و تمرینات بهخصوص برای المپیک و پارالمپیک از سر گرفته شده است و برنامهها برای آمادهسازی در همان دوران قرنطینه ریخته شده تا کمترین فرصتی از دست نرود، چراکه این مسئله دور از ذهن نبود که شاید کرونا حالاحالاها باقی بماند و مردم در سراسر جهان مجبور شوند که با این ویروس شوم کنار بیایند و کارهای خود را با تغییر روش زندگی و رعایت مسائل بهداشتی ادامه دهند و ورزش نیز در همین راستا با اتخاذ تمهیدات لازم شرایط را برای برپایی اردوها، برگزاری تمرینات و مسابقات فراهم کند. راهکارها و تفکراتی که نشان از دغدغه پساکرونا در سراسر جهان دارد که نمونه آن را میتوان در نحوه بازگشت به کار ورزش کشورهای مختلف دید. همان دغدغهای که در مسئولان بلندرتبه ورزش ایران دیده نمیشود که اگر میشد امروز خیلیها همچنان در صف اخذ مجوز نبودند و بسیاری دیگر هم که این مرحله را رد کردهاند با بلاتکلیفی هاج و واج به آیندهای نامعلوم خیره نمیشدند تا همین اندک فرصت باقی مانده هم که میشد بهترین استفاده را از آن برد با خواب خرگوشی آقایان برباد برود.