
معصومه ملکی
انحرافها ، شکستها و نابودی ملتها در طول تاریخ چنین مینمایاند که پیش از این مردمان آن جوامع در منجلاب شهوات و گناه غوطه ور بودهاند. غرایزی که از درون انسانها شعله ور میشود و درنهایت آنان را به همراه اجتماع پیرامونشان به خاکستر مینشاند.
پس از انقلاب اسلامی در ایران که حاکمیت فرهنگ غنی اسلامی را به ارمغان آورد، یکی از بزرگترین حربههای دشمنان برای به نابودی کشاندن مردم ایران، نقش بر آب شد. اما یکبار دیگر و همزمان با پرورش نسل سوم انقلاب، دشمنان با سلاح فرهنگ غرب و رواج انحرافات و تحریک غرایز در فکر سست کردن اراده نسل جوان برآمدهاند.
در کشاکش چنین هجومی، لازم است با ترویج، تبلیغ و زمینه سازی صحیح تربیت دینی برای این نسل، آنان را در راه رشد و پرورش به سمت انسانی متعالی یاری کنیم.
یکی از مهمترین راههای حفظ جوانان در مقابل تهاجمهای فرهنگی غرب، بالابردن اعتقادات دینی و تربیت انسانهایی متعهد و متقی است.
نسل جوان، امروز در برابر هجوم آلودگیها و تحریکات نفسانی شدیدی قراردارد که شاید تنها راه کنترل و مراقبت از آنان، حاکم کردن یک نیروی درونی و بازدارنده در راه حفظ عفت و پاکدامنی جوانان باشد.
دین عامل کنترل و تعدیل هواهای نفسانی و آلودگیهاست، اما باید توجه داشت هرگز نمیتوان یک مقوله از دین را برای همه افراد جامعه و ردههای سنی مطرح کرد.
«حسن مینایی رسا»، کارشناس امور تربیتی و مسائل دینی در این باره میگوید: «تربیت، آموزش و پرورش دینی در هر رده سنی باید متناسب با شناخت، آگاهی و درک آنان نسبت به دین صورت گیرد. درک مطالب دینی و نکاتی که باید آموزش داده شود، مهم است اما مهمتر از آنها، نحوه و زبان آموزش است. »
مینایی رسا با این توضیح که تکرار و یکنواختی در آموزش مباحث دینی جوانان را به بیزاری میکشاند، ادامه میدهد: «در کتابهای دینی فقط چندین مبحث خاص درباره دین گنجاندهاند، بدون اینکه حس خلاقیت و رغبت دانشآموزان را برانگیزند، به صورت خشک و خستهکننده تدریس میشود. خستگی در حین آموزش دانش آموزان را از عشق به دین دور میسازد.»
نارسایی در شیوههای ارائه تصویری از دین، نه تنها به صورت مقطعی، بلکه در درازمدت نیز به جامعه آسیب میرساند.
هرگز نمیتوان به پاسخی قطعی برای این پرسش رسید که حد آموزش و تربیت دینی برای نسل جوان تا کجاست؟
عباس چراغ چشم، مدیر گروه پژوهشی تعلیم و تربیت اسلامی، با اشاره به ضرورت توجه ویژه به آموزش و معارف دینی میگوید: «یکی از مباحث مهم در ارتباط با عمق مسائل معارف دین، چگونگی و شیوه آموزش و مباحث آموزشی است. »
چراغ چشم با تأکید بر نقش دستگاههای آموزشی در زمینه گسترش معارف دینی ادامه میدهد: «قانون اساسی نیز در رابطه با نهادهای آموزشی در کشور، این وظیفه مهم را به آموزش و پرورش و همچنین وزارت فرهنگ و آموزش عالی سپرده است، تا این دو نهاد در رشد و تربیت انسانهای مسلمان با توجه به آموزههای دین اسلام، برنامههای خود را تنظیم و اجرا کنند.
در این میان آموزش و پرورش به عنوان نهاد اصلی آموزشی و تأثیرگذار باید با برنامه ریزیها و طراحیهای مدون، کتابهایی را با موضوعهای دین و زندگی در قالب کتابهای درسی برای دانش آموزان تدوین کند تا معلمان مدارس با روشهای جذاب و مؤثر، محتوای این کتابها را آموزش دهند.
منیره نوبخت، عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی نیز با تأکید بر اهمیت و ارزشهای معارف دینی در جامعه اسلامی میگوید: «به طور طبیعی به هرمیزان که شناخت و آگاهی مردم از معارف دینی بیشتر و دقیقتر باشد، به همان میزان اعتقاد و باورهای دینی مردم قوی تر و مستحکمتر خواهد شد، این نکته یک اصل روشن و واضح در ارتباط با اعتقادات اسلامی است.
در تعالیم مبتنی بر قرآن و معرفت دین، بر ریشه دار بودن اعتقادات و باورها در عقلانیت و اندیشه و تفکر تأکید شده و این تأکیدی است که در بسیاری از موارد قرآن به آموزش و تبعاتی که به دنبال دارد، اشاره کرده است. »
کمبودها و انحرافات اجتماعی
هر اعتقادی بویژه اعتقادات اسلامی، مبتنی بر تفکر و تعمق در اندیشههای دینی است. در واقع مقدمه ضروری تفکر در مباحث دینی داشتن اطلاعات کافی و لازم دینی است، چرا که این مبحث حساسیت بیشتری در آموزش معارف دینی برای جوانان و نوجوانان دارد.
کمبود فضاهای آموزشی و ناهماهنگی بین دست اندرکاران و نهادهای فرهنگی کشور و از همه مهمتر تربیت ناصحیح در خانوادهها، موجب انحرافات اجتماعی و فرهنگی میشود.
سابقه تاریخی کهن و فرهنگ ایران اسلامی نشان از غنی بودن فرهنگ خودی دارد. مهم این است که باید به گونه ای عمل کنیم که جوانان همواره از هویت ملی و تاریخی و کیان فرهنگی خود مقتدرانه و با تعصب دفاع کنند.
برخوردهای غلط فرهنگی در خانوادهها و جامعه در برخی موارد منجر به بروز رفتارهای متضاد با فرهنگ و عرف جامعه میشود.
در سالهای اخیر تمایلات رفتاری بویژه در زمینه آرایش مو، پوشیدن لباسهای نامتعارف، علاقه به موزیکهای غربی و ناهنجاریهای دیگر اجتماعی در گروهی از جوانان و نوجوانان مشهود است.
مدیرگروه پژوهشی تعلیم و تربیت اسلامی با اشاره به نقش وسایل کمک آموزشی در ارتقای معرفت دینی جامعه و بویژه جوانان میگوید: «آموزش و پرورش با همکاری گسترده با بخش آموزشی صدا و سیما، برای بهرهگیری بیشتر از آموزههای معرفتی، باید برنامههای کمک آموزشی فیلمهای رشد را به منظور ارتقای معرفت دینی در برنامههای درسی بگنجاند. »
آموزش و معرفت دینی نقش متقابلی در برابر یکدیگر دارند، درواقع تا نقش آموزش به درستی تبیین نشود، معرفتی ایجاد نخواهدشد، به همین دلیل در گستره مبانی دینی به شدت نیازمند آموزشهای دینی هستیم.
«زهره صفاتی» با اشاره بر ضرورت و اهمیت آموزش معارف دینی در جامعه میگوید: «اگر بخواهیم ریشه و فلسفه آموزش را موردتوجه قرار دهیم، در بدو پیدایش دین اسلامی و پیشتر ازآن، عمق آموزش در رسالت انبیا و پیامبران معنا مییابد، چرا که رسالت انبیا، آموزش و هدایت انسانها در مسیر کمال و سعادت بشری بوده است. در قرآن به طور صریح به این موضوع اشاره شده که ما رسولانی را برای شما فرستادیم، تا شما را به سوی تزکیه نفس و هدایت باطنی و معنوی رهنمون کنند و همچنین شما را در مسیر تقوا و فضیلتهای اخلاقی قرار دهند.
در زندگی امروز و با توجه به دنیای پیشرفته و پیچیده که ایجاد شده کار نهادهای آموزشی بسیار سخت و مهم است و با توجه به اینکه یکی از محورهای اساسی وجود انبیای الهی، تعلیم و تربیت انسانهاست، درنتیجه این بخش باید مورد توجه نهادهای آموزشی در جامعه قرار بگیرد و این نهادهای تربیتی مستلزم استفاده مطلوب از برنامههای آموزشی باتوجه به محورهای معارف دینی هستند. »
درحال حاضر کیفیت پایین بیشتر برنامهها و آموزش ناکافی و موردنیاز فرهنگی نوجوانان و جوانان باعث شده، بیشتر امکانات موجود مثل صدا و سیما، سینماها، مراکز فرهنگی و کانونها جایگاه واقعی خود را ندانند و مورد توجه و استفاده قشرجوان قرار نگیرند.
باید توجه داشت هرگز نمیتوان با محدود کردن یا متوسل شدن به زور و اجبار جوانان را به انجام کاری واداریم.
اگر جوانان از روی ترس ویا به خاطر خوشآمدن بزرگترها یا مسؤولان، کاری را در ظاهر انجام دهند، مطمئناً رفتارهای ناهنجار آنان در باطن بسیار بدتر و مخربتر خواهد بود.
اگر بر عملکرد بسیاری از مسؤولان و سازمانهایی که با جوانان در ارتباط هستند قدری تأمل کنیم، به راحتی متوجه میشویم یک کار مؤثر و زیربنایی در جهت آشنایی و ارتقای فرهنگ جوانان، بویژه از بعد معنوی و اعتقادی صورت نگرفته است.
با وجود ابزارهای تبلیغاتی همچون تلویزیون، کتاب، نشریات، رادیو، سینما، سخنرانیهای مذهبی و جلسات قرآنی، اردوهای فرهنگی، تفریحات سالم، خانههای فرهنگ و کانونهای فرهنگی مساجد، فرهنگسراها و بسیاری از مراکز و ابزارهای دیگری که برای جوانان و در زمینه افزایش آگاهیهای آنان عمل میکنند، هنوز نتوانسته ایم به طور شایسته، شاهد بازده این عملکردها در جامعه باشیم.
مسلم است، ضعف برنامه ریزی و استفاده نکردن از افراد متخصص و صاحب نظر موجب شده درعمل، همواره پاسخ پرسشهای اصلی خود را ندانیم.
اغلب کارشناسان معتقدند وظیفه تربیتی و تعلیمی معارف دینی در جامعه به شکل عام برعهده آموزش و پرورش است و این نهاد تربیتی باید باتوجه به تمام نیازهای عمومی گروههای سنی مختلف در دستگاه آموزشی، این نیازها را جهت دهی کرده و با آموزشهای اصولی و بنیادی در ارتقای معرفت دینی مؤثر عمل کند.
مسؤولان آموزش و پرورش بویژه کسانی که وظیفه تألیف کتب درسی را برعهده دارند، لازم است مباحث گستردهای را باتوجه به نیازهای گروههای سنی به شکل آموزنده در لابه لای مباحث درسی گنجانده و به شکلهایی تازه و مؤثر آموزش دهند.