کد خبر: 101784
تاریخ انتشار: ۱۵ مهر ۱۳۸۸ - ۱۸:۱۰
شرط رسیدن به آزادی و عدالت
معصومه ملکی


«ای بابا! حالا که به ما رسید همه قانونمند شدن. اگه بخوای پشت چراغ قرمز وایستی باید یه ساعت علاف بشی، بیا بریم. تازه عابر پیاده که چراغ نداره اینا همه بازیه...»
«آشغالا‌رو بنداز سر کوچه مأمورای شهرداری میان می‌برن حالا‌ساعت 9 نباشه چی میشه مگه تا امروز نبردن؟ برو پسرم؟ ساعت مهم نیست اینا حرفه...»
«قانون کدومه؟ بساز بره بالا. اگه بخوای به قانون و مقررات توجه کنی یه خونه چهار طبقه، 4سال طول می‌کشه، ساخته بشه، بزن بره و گرنه تا قیام قیامت باید پول خرج کنی، قانون چیه...؟»
قانون، قانونمندی و قانون‌گریزی؛ واژه‌هایی که بسیار آنها را می‌شنویم و کمتر تامل می‌کنیم.
واژگانی که بود و نبود هر کدامشان با زندگی، آرامش و عدالت در جامعه رابطه مستقیمی داشته و می‌تواند ارتباطات شهروندان را تحت‌الشعاع قرار دهد.
شاید نبود قانون مشکلی برای جامعه باشد اما وجود قانون و عدم پیروی از آن(قانون‌گریزی) معضلی عظیم به شمار می‌آید که قادر است حرکت جامعه را به سمت فساد سوق دهد.
متأسفانه امروزه گروهی از افراد جامعه، به دلیل عدم آموزش اصولی و تربیت غلط، به قانون شکنی و بی‌نظمی عادت کرده و ترک این عادت زشت و مخرب، برایشان سخت و غیر ممکن است.
وقتی قانون‌گریزی برای آنان زرنگی تلقی می‌شود برای رسیدن به اهدافشان نیز از هیچ «زرنگ بازی» غافل نمی‌شوند!
اما در بعضی موارد نیز عدم توجه مجریان قانون به نحوه اجرای قانون، نوعی قانون‌گریزی یا قانون‌شکنی را در جامعه، عادی جلوه می‌دهد.
فقط چند ثانیه
زمان سنج چراغ قرمز راهنمایی و رانندگی نشان می‌دهد که عابرین پیاده باید 26 ثانیه دیگر منتظر باشند تا چراغ، سبز شود و آنها از عرض خیابان عبور کنند. اما عابران بی‌توجه به چراغ قرمز از لابه لای اتومبیل‌ها می‌گذرند و بعضی از رانندگان با گذاشتن دستشان روی بوق، اعتراض خود را به گوش عابران می‌رسانند. اما نه بوق و نه هیچ چیز دیگر نمی‌تواند قانون را به پیاده‌ها یادآوری کند.
خانمی که به همراه فرزند 7 ساله خود از خیابان رد می‌شود، قانون‌شکنی خود را چنین توجیه می‌کند:«خیلی عجله دارم، کلاس دخترم دیر شده باید زودتر برسونمش و گرنه معلمش ناراحت میشه.»
او در مقابل این سوال که آیا فکر نمی‌کنید این رفتارها و قانون‌گریزی‌ها و قانون شکنی‌های شما روی فرزندتان تاثیر منفی گذاشته و او نیز مانند خودتان قانون را نادیده بگیرد؟ جواب می‌دهد: ‌من همیشه سعی می‌کنم مقررات رو به بچه یاد بدم و این اولین باریه که این اتفاق افتاد…!
با خود فکر می‌کنم شاید این خانم قانون را نادیده گرفته باشد اما ان‌نشاء‌الله به خاطر توجیه آن در کنار دخترک معصومش دروغ نگفته باشد که«اولین بار است…»
به جرات می‌توان گفت که یکی از بزرگ‌ترین علل قانون‌گریزی‌ها، نداشتن چند دقیقه صبر و تامل است. ما عادت کرده‌ایم که خواسته‌هایمان در همان لحظه تصمیم اجرا شوند و در این میان به هیچ عنوان به حق وحقوق دیگران توجهی نداریم.
اگر ما بدون توجه به چراغ قرمز راهنمایی و رانندگی به عنوان یک عابر پیاده عرض خیابان را می‌گذریم، رانندگان نیز در هنگام قرمز شدن چراغ مسیر خودشان بدون توجه به حق ما، روی خطوط عابر پیاده توقف می‌کنند و منتظر سبز شدن چراغ می‌مانند.
اینجا فاصله قانونمندی و قانون‌شکنی فقط چند ثانیه یا چند‌متر است اما با تأسف باید گفت که تامل نداریم و حق و حقوق دیگران برایمان بی‌ارزش است.
اینجا چه خبر است؟
نادیده گرفتن قانون به شهروندان ختم نمی‌شود بلکه مجریان امر نیز بعضاً قانون نوشته شده را درس می‌دهند ولی در عمل آن را اجرا نمی‌کنند.
به عنوان مثال، در آیین‌نامه مقررات راهنمایی و رانندگی آمده هر گونه توقف در میدان‌ها حتی برای چند لحظه مطلقاً ممنوع می‌باشد کافی‌است به میادین شهر تهران سری بزنید تا اجرای این قانون را مشاهده کنید.
میدان منیریه: ایستگاه‌ اتوبوس‌های شرکت واحد، درست دور این میدان قرار دارد. اتوبوس‌هایی که از مبدأ راه‌آهن، نازی‌آباد، میدان شمشیری و… به سمت مقصدهای متفاوت در حرکت هستند در این میدان توقف می‌کنند که این مسأله مشکلات و بار ترافیکی زیادی برای دیگر شهروندان به وجود می‌آورد.
میادین دیگر نیز دست کمی از میدان منیریه ندارند…
قانون دیگر راهنمایی و رانندگی می‌گوید یکصد متر قبل و بعد از تقاطع‌ها، توقف مطلقاً ممنوع است اما بدون استثنا در تمام خیابان‌ها و تقاطع‌ها چه، مسافرین و چه مسافرکش‌ها درست بعد از تقاطع می‌ایستند و جالب اینکه افسران و ماموران راهنمایی و رانندگی نیز شاهد چنین قانون شکنی‌هایی هستند و شاید به علت کثرت این امر، آنان نیز به چنین وضعی عادت کرده‌اند.
فقط این نیست
مرادیان، راننده تاکسی علت توقف خود را درست چند متر بعد از تقاطع خیابان ولی عصر و خیابان انقلاب این گونه می‌گوید:«همه مسافران اینجا وایستادن من برم صدمتر جلوتر چی‌بگم؟ خودتون ببینید نزدیک 50 تا مسافر همه توی همین چند متر به هم چسبیدن و منتظر تاکسی هستن. اگه پلیس اونارو ببره جلوتر ما هم مجبوریم بریم جلو وگرنه همینه که هست...»‌ و خانمی که منتظر تاکسی ایستاده، تمام تقصیرها را گردن رانندگان تاکسی‌ها می‌اندازد و می‌گوید:«باور کنید من چند بار رفتم جلوتر ایستادم اما تاکسی‌ها ،همین جلو مسافراشو‌نو سوار کردن و رفتن. دیدم اگر تا شب هم اونجا وایسم، هیچ ماشینی به من نمی‌رسه، منم اومدم جلوتر...»‌و ماموری که در کنار این مسأله با یک دفترچه برگه جریمه در حال قدم زدن است لبخندی می زند و قبل از هر چیز می‌گوید:« ما حق مصاحبه یا حرف زدن نداریم اما همینو بگم که کار از ریشه مشکل داره... وقتی با چند تا سؤال و یه امتحان پشت ‌فرمون یه گواهینامه صادر میشه، همین میشه که می‌بینید. من به شما قول میدم 70 درصد راننده‌ها آیین‌نامه راهنمایی و رانندگی رو بلد نیستن، یعنی خوندن اما فراموش کردن. خیلی از راننده‌ها اصلاً نمیدونن کجا باید از بوق استفاده کنن، کجا راهنما بزنن، سرعت مجاز داخل شهر چندتاست و هزار تا مسأله دیگه.
برید از اونا بپرسید روزی چند بار به تابلوهای راهنمایی و رانندگی نگاه می‌کنن و نسبت به علامت‌های روی اونا رفتار می‌کنن؟ تخلفات اونقدر زیاده که ما هم نمیدونیم کدومشونو ببینیم.
بالا رفتن میزان قانون‌شکنی‌ها و قانون‌گریزی و نادیده گرفتن حرمت قانون، نتیجه بی‌اعتنایی و بی‌توجهی جامعه به قانون می‌باشد که نبود و اجرا نشدن آن، آرامش و توسعه و امنیت را از زندگی تک تک شهروندان می‌گیرد.
قانون برای آزادی و آرامش مطلق یک نفر نیست بلکه با محدود کردن رفتارهای تک تک شهروندان، آزادی را در تار و پود جامعه می‌دمد.
کمی آنطرف‌تر
قانون‌شکنی‌ یا قانون‌گریزی فقط به مسائل راهنمایی و رانندگی و خیابان‌ها منتهی نمی‌شود. اگر کمی به اطرافمان نگاه کنیم می‌توانیم انواع این ناهنجاری‌ها را مشاهده کنیم.
مسلمانی که دروغ بگوید و تظاهر نماید و شخص مظلومی که بداند به او ظلم می‌شود و ظلم را تحمل کند، قانون اسلام را اجرا نکرده است.
کارمندی که دیر می‌آید و زود می‌رود و کار ارباب رجوع را بدون رابطه و رشوه و زیرمیزی انجام نمی‌دهد قانون اداری را نادیده گرفته است.
کارفرمایی که کارگر را به چشم یک برده می‌بیند و حق و حقوق او را نادیده می‌گیرد و کارگری که با وجدان و دقت برای کیفیت و رشد تولید، کار نمی‌کند، قانون کار و انسانیت را نقض کرده است.
سرمایه‌داری که تولید نمی‌کند از ترس اینکه قیمت بشکند، تاجری که ربا می‌گیرد و به قشر ضعیف نظر ندارد و کاسبی که برای کسب دو ریال پول بیشتر، کم‌فروشی یا گران‌فروشی می‌کند، قانون تجارت و وجدان را شکسته است.
مدیری که بدون داشتن صلاحیت و تخصص و تجربه و شایستگی بر صندلی مدیریت تکیه می‌زند، قانون مدیریت را شکسته و مسؤولی که با عملکرد و روش غلط خود بی‌عدالتی و فاصله طبقاتی را در جامعه افزایش می‌دهد، قانون اساسی را شکسته است و نویسنده و خبرنگار و روزنامه‌نگاری که منافع و شهرت را در نظر بگیرد و دروغ را راست جلوه دهد و اذهان عمومی را به بازی بگیرد، حرمت قلم و قانون مطبوعات را شکسته است.
قانون، وحی منزل نیست و به مقتضای زمان قابل تغییر است اما تا زمانی که جاری است، قابل احترام است و نباید و نمی‌توان آن را نادیده گرفت.
عدالت و آزادی، تنها در قالب نظم و قانون معنا و مفهوم پیدا می‌کند و بدون وجود و حاکمیت قاطع و مطلق قانون، هرج و مرج، تبعیض و بی‌عدالتی و ظلم و ستم جای آرامش و آسایش و عشق و محبت را می‌گیرد.
عدالت، عدالت است، هر چند که نباشد و قانون، قانون‌است حتی اگر اجرا نشود.
اگر قانون حاکم شود، دیگر آقازاده‌ها به تولد و تبار، داراها به زندگیشان، چاپلوسان به بندگی و فریبکاران به آنچه به دست می‌آورند، افتخار نخواهند کرد.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار