سرویس حوادث جوان آنلاین: چندی قبل مرد میوهفروشی به نام حمید به اداره پلیس تهران رفت و از دو برادر و زن جوانی به اتهام اخاذی و زورگیری شکایت کرد. این مرد در توضیح گفت: «سالهاست در ولنجک مغازه میوه فروشی دارم و در آنجا میوههای لاکچری میفروشم. روزی زن جوانی به نام گلاره به عنوان مشتری وارد مغازه شد و از میوههای لاکچری قیمت گرفت. او چند کیلو میوه خرید کرد و رفت. فردای آن روز آن زن در حالیکه پوشش نامناسبی داشت دوباره به مغازه آمد و سر صحبت را باز کرد.»
شاکی ادامه داد: «بعد از چند بار رفت و آمد به او علاقهمند شدم و با هم تماس تلفنی داشتیم. چند بار هم به رستوران رفتیم تا اینکه آن زن مرا به خانهاش دعوت کرد. قبول کردم، اما وقتی به خانهاش رفتم با سه مرد جوان روبهرو شدم.»
شاکی درباره کلاهبرداری ۳۵۰میلیون تومانی گفت: «یکی از آن سه مرد جوان مدعی بود شوهر گلاره است. دو نفر دیگر هم دو برادر به نامهای غلام و حسام از همشهریهایم بودند. آنها وقتی با من روبهرو شدند گلاره را داخل اتاقی گذاشتند، سپس مردی که مدعی بود شوهر گلاره است را نیز از خانه بیرون کردند. بعد از اینکه با هم تنها شدیم تهدید کردند آبرویم را در روستایمان میبرند به همین خاطر درخواست ۵۰۰ میلیون تومان پول کردند تا حرفی نزنند. هرچه التماس کردم فایده نداشت. به آنها گفتم این مبلغ زیاد است و نمیتوانم بپردازم این شد که به ۳۵۰ میلیون تومان راضی شدند. همانجا ۲۰میلیون تومان پول نقد به کارتشان واریز کردم و یک برگه چک ۸۰میلیون تومانی هم به آنها دادم. دو برادر مرا رها نمیکردند تا اینکه یک چک ۲۵۰میلیون تومانی دیگر نیز امضا کردم و تحویل دادم. این شد که راضی شدند و مرا رها کردند.»
با طرح این شکایت دو برادر در محل کارشان که میدان ترهبار بزرگ تهران بود شناسایی و بازداشت شدند.
دو متهم به پلیسآگاهی منتقل شدند و تحت بازجویی قرار گرفتند. آنها با اقرار به جرمشان به انگیزه اخاذی از شاکی با همدستی زن جوان روانه زندان شدند، اما با قرار وثیقه آزاد شدند.
پرونده با کامل شدن تحقیقات به دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد تا اینکه متهمان مقابل هیئت قضایی شعبه یازدهم به ریاست قاضی حشمتیان قرار گرفتند.
ابتدای جلسه شاکی در جایگاه ایستاد و گفت: «با متهمان همشهری بودم و آنها در میدان تره بار بزرگ کار میکردند. من هم مغازهام در ولنجک بود و فروش خوبی داشتم. آنها وقتی متوجه شدند درآمد خوبی از مغازه دارم، این نقشه را کشیدند تا با همدستی زن جوان از من اخاذی کنند. برای آنها درخواست اشد مجازات دارم.» در ادامه دو برادر به اتهام اخاذی، در جایگاه ایستادند و با قبول جرمشان از خودشان دفاع کردند. سپس یکی از آنها گفت: «در شهرستان زندگی میکردیم و برای کار به تهران آمدیم. همراه برادرم در میدان ترهبار مشغول کار شدیم. حمید همشهری ما بود. او در ولنجک مغازه داشت و بعضی میوههای مغازهاش را از ما خرید میکرد. وقتی فهمیدیم درآمد خوبی دارد، تصمیم گرفتیم از او اخاذی کنیم، اما پشیمانیم.» او درخصوص چک و پول نقدی که به همراه برادرش از شاکی گرفتهبود، گفت: «بعد از اینکه دستگیر شدیم چک ۲۵۰میلیون تومانی را به شاکی برگرداندیم، اما چک ۸۰ میلیون تومانی را نقد کردیم.»
سپس زن جوان نیز در جایگاه قرار گرفت و گفت: «این دو برادر به من پول دادند تا شاکی را فریب دهم و او را به خانهای که دو برادر آدرس آن را به من داده بودند، بکشانم. آنها حتی به مردی که به عنوان شوهرم به شاکی معرفی شدهبود، نیز پول داده بودند. باور کنید از نقشه اخاذی اطلاعی نداشتم و درخواست گذشت دارم.»
در پایان هیئت قضایی جهت صدور رأی وارد شور شد.