
حامد خبیریهنوز پنج روز هم از انتخاب باراک اوباما به عنوان پنجاه و ششمین رئیس جمهور آمریکا نگذشته بود که معمر قذافی با صحبتهای عجیب و غریبش درباره احتمال ترور اوباما توجه رسانهها را به خود جلب کرد؛ اکثر آنهایی که صحبتهای قذافی را در دانشگاه سیرت لیبی گوش میکردند یا مبدأ آن را در رسانهها شنیده و خواند، این حرف او را هم به حساب صحبتهای عجیب و غریب گاه و بیگاه رهبر لیبی گذاشتند، اما حالا به فاصله کمتر از یک سال، جیمیکارتر رئیس جمهور اسبق و نانسی پلوسی رئیس مجلس نمایندگان آمریکا هم مجبورند صحبتهای یک سال پیش رهبر لیبی را تکرار کنند.
جیمی کارتر اولین مقام آمریکایی بودکه اواسط ماه سپتامبر احتمال ترور باراک را پیش کشید و بعد از او نانسی پلوسی در نقطه اوج تظاهرات مخالفان طرح اصلاحات بهداشتی کاخ سفید، از احتمال ترور رئیس جمهور آمریکا ابراز نگرانی کرد. پلوسی در صحبتهایش به خشونتهای دهه 1970 آمریکا و ترور جان اف کندی اشاره کرد و گفت: هر کس که این سخنان پر از نفرت و خشم را به کار میبرد، باید مسوولیت عواقب آن را هم به عهده بگیرد... من آرزو میکنم که همه ما بار دیگر هنگام صدور بعضی بیانیهها، عنان اختیارمان را از دست ندهیم و فراموش نکنیم بعضی از آنهایی که این پیامها را میشنوند، آنقدرها هم که صادرکنندگان بیانیهها فرض میکنند، متعادل نیستند.
* سابقه سوء قصد
بحث ترور اوباما از همان زمان ورود او به رقابتهای انتخاباتی مطرح بود. گاه و بیگاه خبر طرحهای ترور او از دالان پیچدر پیچ دستگاههای امنیتی آمریکا به بیرون رسوخ میکرد.
روز بیست و هشتم آگوست 2008 (ششم شهریور 87) چهار نفر قصد داشتند وقتی که اوباما در استادیوم اینوسکو خود را به عنوان نامزد رسمی دموکراتها معرفی میکند، او را به قتل برسانند. پلیس آمریکا ؟؟؟ همان موقع اعلام کرد که در اتومبیل یکی از این افراد دو اسلحه تک تیرانداز، یک بیسیم، چند کلاه گیس، جلیقه ضد گلوله و 44 گرم متاآمفتامین کشف کرده است. اواخر اکتبر همان سال (اوایل آبان ماه 87) هم در شرایطی که اوباما غرق لفاظیهای انتخاباتی با جانمک کین نامزد جمهوری خواهان بود، پلیس آمریکا اعلام کرد که یکی از جدیترین طرحهای ترور اوباما را خنثی کرده است. نکته جالب اینکه به گفته پلیس آمریکا افرادی که میخواستند اوباما را بکشند، قصد داشتند به یک دبیرستان متعلق به سیاهپوستان در ایالت تنسی حمله کنند و به طور نمادین سر از تن 88 نفر جدا کنند.
البته طرحهای مربوط به ترور اوباما فقط به دوره رقابتهای انتخاباتی محدود نیست. منابع امنیتی ترکیه اواسط فروردین ماه 1388 فاش کردند که یک خبرنگار سوری الاصل که کارت شناسایی شبکه خبری الجزیره را در اختیار داشته قصد داشت باراک اوباما را در همایش گفتوگوی تمدنها در ترکیه با ضربات چاقو به قتل برساند. ظاهراً ترکها قبل از ورود رئیس جمهور آمریکا به آنکارا از پلیس بینالمللی و سیا هشدارهایی درباره طرحهای القاعده برای ترور اوباما دریافت کرده بودند.
به فاصله چند ماه بعد هم برخی منابع خبری از احتمال ترور اوباما در سفر به اندونزی خبر دادند.
نکته مهمی که اکثر منابع امنیتی آمریکا بدان اشاره میکنند، تقویت کم سابقه گرایشهای نژادپرستانه در داخل آمریکا بعد از ورود اوباما به عنوان اولین رئیسجمهور سیاهپوست به کاخ سفید است.
روزنامه آمریکایی کریستین ساینس مانیتور اخیراً گزارشی منتشر کرد که تقویت گرایشهای نژادپرستانه در جامعه آمریکا را به خوبی انعکاس میدهد. در این گزارش آمده است:
سازمانهای حاشیهای نژاد پرستی و نئونازی در انتظار عضو گیری اعضای جدید خود هستند، تاکنون این گونه وقایع با شرکت نژاد پرستان اغلب اوقات جنبه خیلی جدی نداشت ولی اکنون کارشناسان زیادی با شک و تردید کمتری به این مشکل نگاه میکنند حتی بعضیها از این صحبت میکنند که با ورود اوباما به قدرت در ژانویه 2009 روابط میان گروههای مختلف نژادی در آمریکا به طور قابل توجهی پیچیده خواهد شد...
در ایالت جورجیا گروهی از دانش آموزان در اینترنت چندین مطلب تحریک کننده نوشتهاند: «با این عناوین در کشور، نژاد پرستی سیاه آغاز خواهد شد» و «سیاه نباید بر ما حکومت کند.» در یک مورد دیگر دانش آموزان کلاسهای دوم و سوم در ایالت آیداهو «جنبش اوباما را به قتل برسانید» به راه انداختهاند. در تمام آمریکا دیوار نوشتهها، اطلاعیهها و برچسبهایی با درخواست به قتل رساندن رئیس جمهور جدید و همچنین با تهدید خطاب به هواداران وی به وجود آمده است. در ایالتهای پنسیلوانیا و نیوجرسی در خانه کسانی که به نفع رئیس جمهور سیاهپوست رأی دادهاند، صلیبها به آتش کشیده شد؛ اقدامی که اعضای گروه نژاد پرستی کو-کلوکس - کلان آن را انجام میدادند. در ایالت مین نیز افرادی ناشناس روی بند رخت مانکنهایی را آویزان کردهاند که نشان دهنده سیاهپوستان است، علاوه بر این موارد درگیری میان دانشجویان سیاه و سفید پوست در کالجهای ایالتهای جنوبی آمریکا بیشتر شده است.
* موج جدید
تظاهرات دهها هزار نفری روز یازدهم سپتامبر 2009 در مقابل کنگره آمریکا، بحثهای مرتبط با ترور رئیس جمهور آمریکا را به نقطه اوج جدیدی رساند. تظاهرات یازدهم سپتامبر بزرگترین ابزار مخالفان بود که اوباما از زمان ورود به کاخ سفید با آن روبهرو شد و اساساً با هدف ابراز مخالفت با طرح اصلاحات بهداشتی رئیس جمهور آمریکا برگزار شد ولی شعارهای این راهپیمایی و شدت درگیریها و دستگیریها یک بار دیگر مباحث نژادی را به نقطه اوج رساند. اوباما برای اولین بار به عنوان یک رئیس جمهور دروغگو خطاب قرار گرفت و برای اولین بار الفاظی مانند «هیتلر» و «رئیس جمهور انگل» درباره او به کار رفت. نکته قابل توجه تظاهرات یازدهم سپتامبر این بود که شخص اوباما مجزا از دولت آمریکا خطاب قرار گرفت و همین موضوع سبب شد مقامهای آمریکایی خطر نژاد پرستی و ترور اوباما را برای اولین بار به طور جدی مطرح کنند. نظر سنجی تکان دهنده تویتر درباره ترور اوباما که چند روز قبل انجام شد نشان دادکه شکافهای نژادی به نقطه اوج خود رسیده است. تویتر به فاصله چند ساعت اعلام کرد که این نظر سنجی را حذف کرده و سرویس مخفی پلیس آمریکا هم تأکید کرد درباره کسانی که این نظر سنجی را طراحی کردهاند، تحقیق خواهد کرد. در ورای این واقعیتها نکته مهم این است که حالا دیگر دستگاههای امنیتی آمریکا هم پروژه ترور احتمالی اوباما را خیلی جدیتر در دستورکار خود قرار دادهاند.
«رونالد کسلر» نویسنده آمریکایی به تازگی کتابی با عنوان سرویس مخفی رئیس جمهور آمریکا منتشر کرده که در آن با دهها مأمور حفاظت کاخ سفید مصاحبه شده است. یکی از مأموران حفاظت کاخ سفید فاش کرده که از زمان ورود اوباما به کاخ سفید، تهدید و سوء قصد علیه او بیش از 400 درصد بیشتر شده و او روزانه با بیش از 300 مورد تهدید مرگ روبهرو میشود.
* امیر منتظر اوباماست
آیا فقط نژادپرستان داخل آمریکا به دنبال ترور اولین رئیس جمهور سیاهپوست کاخ سفید هستند؟ این طور به نظر نمیرسد.
جدای از تهدید سنتی القاعده و نژاد پرستان داخل آمریکا، پنجاه و ششمین رئیس جمهور آمریکا با یک تهدید جدی دیگر هم روبهروست؛ یهودیان افراطی. اگر چه 78 درصد یهودیان آمریکا در انتخابات ماه نوامبر به اوباما رأی دادند و مک کین فقط توانست آرای 22 درصد یهودیان را جذب خود کند ولی باید توجه کرد 22 درصد یهودیانی که به اوباما رأی ندادند، یهودیان افراطی هستند که از طرح تشکیل کشور مستقل فلسطینی حمایت نمیکنند.
براساس آخرین نظر سنجی که ماه مارس توسط لابی جدید التاسیس یهودیان آمریکا موسوم به «جی. استریت» انجام شده، 72 درصد یهودیان داخل آمریکا موافق این هستند که دولت آمریکا برای عادی سازی روابط اسرائیل با همسایگان عرب خود بر نتانیاهو فشار بیاورد و 60 درصد هم با گسترش شهرکسازیهای اسراییل مخالفند. مقایسه این دو نظر سنجی ما را به این نتیجه میرساند که در حالی که اکثریت یهودیان میانه رو موافق اوباما هستند ولی اقلیتی از یهودیان افراطی به شدت از سیاستهای کاخ سفید علیه اوباما ناراضیاند. فشارهای کم سابقه اوباما و تیم او به کابینه راستگرای نتانیاهو برای توقف شهرک سازیها نه تنها راستگرایان رژیم صهیونیستی را در مقابل کاخ سفید قرار داده بلکه لابی حامی اسراییل در داخل آمریکا را هم دچار شکاف کرده است. اگر چه طی ماههای گذشته یک گروه از یهودیان میانه رو نیز از آیپک جدا شده و گروه جدیدی به نام «جی. استریت» تشکیل دادهاند ولی نشست چند ماه قبل آیپک و صحبتهای تند و تیز بعضی افراد علیه اوباما، نشان دهنده یک تهدید جدی علیه رئیس جمهور سیاهپوست آمریکاست.
احساسات ضد اوبامایی در برخی محافل یهودی در داخل اسراییل جدی است و برخی گروههای راستگرا در سرزمینهای اشغالی واقعاً به دنبال اجرای طرحی مانند سناریوی ترور اسحاق رابین توسط «ایگال امیر» صهیونیست افراطی برای اوباما هستند.
البته منابع اسراییلی به ندرت گزارشهایی درباره سطح نفرت یهودیان افراطی منتشر میکنند ولی اگر کمی از رسانههای جریان اصلی فاصله بگیریم، نفرت یهودیان افراطی از رئیس جمهور کنونی آمریکا به خوبی قابل لمس است.
اواسط ماه قبل یک سایت اسراییلی گزارشی با عنوان «قاتل رابین اوباما را تهدید میکند» منتشر کرد که قوت این جریان را منعکس میکند: «یک ماه قبل از ترور اسحاق رابین نخست وزیر اسراییل، بنیامین نتانیاهو رهبر وقت حزب لیکود و نخست وزیر کنونی در یک راهپیمایی علیه رابین شرکت کرد. در این راهپیمایی نتانیاهو پیشاپیش تظاهرات کنندگان شعار «مرگ بر رابین» سر میداد و رابین را یک نازی میخواند. همان موقع بنیامینبن الیازر وزیر امور شهرک سازی وقت به نتانیاهو این طور هشدار داد: بهتر است که طرفدارانت را کنترل کنی وگرنه احتمال یک عملیات ترور وجود دارد... طرفداران تو دیوانه شدهاند. اگر کسی در این بین کشته شود، خون او به گردن توست... شهرک نشینان دیوانه شدهاند و ممکن است در این بین کسی کشته شود. امروز هم کسی کشته نشود، هفته یا ماه بعد جدی است. نتانیاهو که اغلب مثل آدمهای گردن کلفت رفتار میکند، صحبتهای الیازر را قبول نکرد و راهپیماییها را ادامه داد. یک ماه بعد رابین توسط یک دانشجو به نام ایگال امیر ترور شد. به امیر اجازه دادند که در داخل زندان ازدواج کند و اکنون پدر یک فرزند است... لیه همسر رابین هیچ موقع صحبتهای انتقاد آمیز الیازر علیه نتانیاهو را از یاد نمیبرد. حالا هم حامیان نتانیاهو امید دارند اوباما هم به سرنوشتی مثل سرنوشت رابین گرفتار شود.
شدت تمایلات ضد اوبامایی در اسرائیل تا حدی شده که برای اولین بار طی چند دهه گذشته چندین گروه تندرو یهودی اوایل ماه اکتبر امسال در تل آویو علیه اوباما تظاهرات برگزار کردند که البته شماری از نمایندگان پارلمان رژیم صهیونیستی هم در آن حضور داشتند. یاکو یکی از راهپیمایان پوستری به دست داشت که در آن اوباما با احمدینژاد ؟؟؟ داد، پس زمینه این پوستر یک انفجار بزرگ بود و روی آن نوشته شده بود: «بله ما میتوانیم» ما کوف کانتر رئیس ؟؟؟؟ حزب اتحاد ملی اسراییل درباره این تظاهرات میگوید: از زمان کیسینجر وزیر خارجه سابق آمریکا تاکنون چنین تظاهراتی علیه سیاستهای آمریکا بیسابقه بوده است. شعار کلی تظاهرات ضد آمریکایی تل آویو این بود: : «دیکتههای آمریکا هرگز!».
البته تمایلات یهودیان آمریکایی علیه اوباما فقط به حرف و حدیث و شعار و تظاهرات محدود نیست. گزارشهایی که در مورد طرحهای اوباما منتشر میشود اکثراً به تهدید گروههای راستگرای داخل آمریکا اشاره میکند. منتشر نشدن طرحهای دیگر بیشتر به محدودیتهای امنیتی آمریکا و مناسبات ویژه آن با اسراییل برمیگردد. با این حال هر از چند گاهی در این باره هم گزارشهایی به رسانهها درز میکند. رسانههای روسی روز شانزدهم سپتامبر (دو هفته قبل) فاش کردند که ولادیمیر پوتین نخست وزیر روسیه سندی را در داخل کرملین منتشر کرده که نشان میدهد اسراییل به دنبال ترور اوباما بوده است. بر اساس این سند، مقامهای نظامی روسیه پیش از اجرایی شدن این طرح، آن را به مقامهای اطلاعاتی آمریکا خبر دادهاند و همین موضوع باعث جلوگیری از اجرایی شدن این طرح ترور شده است. این نکته را که بعضی ناظران امنیتی معتقدند اینکه باراک اوباما طی دوران ریاست جمهوریاش فقط یک بار به اسراییل سفر کرده به خاطر مسائل امنیتی بوده است.
پیوندهای اطلاعاتی قوی بین سیا و موساد و حضور یهودیان راستگرا در داخل دستگاههای اطلاعاتی اسراییل باعث شده که مساله حفاظت از جان باراک اوباما در سفر به اسراییل به یک موضوع اساسی تبدیل شود. کارشناسان مسائل اطلاعاتی با اشاره به سناریوی ترور اسحاق رابین روز چهارم نوامبر 1995 این سؤال را مطرح میکنند که چگونه فردی مانند ایگال امیر بدون هماهنگی با دستگاههای اطلاعاتی اسراییل توانسته از میان جمعیتی خود را به نخست وزیر اسراییل رسانده و او را ترور کند؟ آیا اصولاً اجرای چنین سناریویی بدون نفوذ در دستگاههای امنیتی اسراییل درآن زمان ممکن بود؟
بعضیها با اشاره به سناریوی ترور رابین در سال 1995 معتقدند در سناریوی احتمالی سفر اوباما به تل آویو ممکن است هزاران ایگال امیر دیگر در کمین او نشسته باشند!