کد خبر: 1004780
تاریخ انتشار: ۰۷ خرداد ۱۳۹۹ - ۲۳:۰۴
با وجود موشک‌باران، زندگی در دزفول تعطیل نشد
مردم دزفول همه رزمنده بودند موشک‌های دشمن در هشت سال دفاع مقدس بار‌ها تن شهر دزفول را زخمی می‌کرد و به دنبال ایجاد ترس در دل آدم‌های شهر بود. رادیو عراق نام این شهر را در صدر فهرست شهر‌هایی که موشک‌باران خواهند شد، گذاشته بود و می‌خواست مردم به لحاظ روانی خود را ببازند. خلبانان هواپیمایی که موشک را بر سر و صورت این شهر مقاوم می‌ریختند، می‌دیدند که هنوز امید و زندگی در دزفول جریان دارد. آن‌ها از انداختن موشک هایشان خسته شدند و این مردم شهر بودند که امیدوارانه زندگی را تعطیل نکردند و با مقاومت‌شان دشمن را شکست دادند.
آرمان شریف
سرویس ایثار و مقاومت جوان آنلاین: مردم این شهر مهم و استراتژیک از نخستین روز‌های دفاع مقدس با دوچرخه و پای پیاده خود را به خط مقدم رساندند و طوری از شهرشان دفاع کردند که دشمن جرئت پیشروی به خود نداد. اگر این مقاومت جانانه نبود و عراق، دزفول را اشغال می‌کرد، می‌توانست سه‌راه اندیمشک را بگیرد و خوزستان را از کشور جدا کند.

صدام کینه و دشمنی دیرینه‌ای از این شهر داشت. مقاومت مردمانش خاری در چشمش بود. صدام به فرماندهانش تأکید کرده بود کاری کنید مردم دزفول شهر را خالی کنند. سرلشکر حسن الدوری هم گفته بود کلید فتح تهران در دزفول است. آن‌ها نقشه‌های دور و درازی برای ریختن شبح ترس و وحشت بر سر مردم شهر ریخته بودند. پس خیلی زود با جنگ تبلیغاتی و موشک‌باران شهر به دنبال تحقق برنامه‌هایشان بودند. بمباران‌های پی در پی، حملات مکرر هوایی به شهر و شکستن دیوار صوتی توسط هواپیما‌های دشمن جزئی از نقشه‌های ارتش بعث برای تضعیف روحیه و شکستن مقاومت مردم بود. صدام در دزفول با مردم می‌جنگید و سعی داشت با بمباران‌های مکرر مقاومت شهر را بشکند.

دزفول هر روز بمباران می‌شد، شهید و زخمی می‌داد، اما سر خم نمی‌کرد. خانواده‌ها شهید و زخمی می‌دادند، از یک سو مراسم تشییع در شهر برگزار می‌شد و از طرف دیگر مردم در حال بدرقه رزمندگان بودند. گاهی چند تن از اعضای یک خانواده در بمباران‌ها شهید می‌شدند و بقیه اعضای خانواده پرچم مقاومت را در دست می‌گرفتند و خواستار مقاومتی بیشتر می‌شدند. فضای آن روز‌های شهر ترکیبی از عشق و ایمان و امید به آینده بود.

زندگی در شهر جریان داشت و هیچ کس حاضر به ترک دیارش نبود. بمباران‌ها مردم را مقاوم‌تر کرده و به عقبه و حمایت‌کننده همه یگان‌های رزمی تبدیل شده بود. در یکی از حملات هوایی وقتی موشکی به یکی از مساجد شهر خورد و آن را به صورت نیمه ویران درآورد تعدادی از اهالی شهر خیلی سریع خود را به مسجد رساندند و با برگزاری جلسه قرآن و خواندن قرآن با صدای بلند به همه اطلاع دادند که شهر هنوز زنده است و زندگی در آن جریان دارد. بازار دزفول هم همیشه باز و محل رفت و آمد مردم بود و هیچ‌گاه تعطیل نشد. مردم دزفول در حالی که خود زیر حملات وحشیانه دشمن بعثی قرار داشتند، به پشتیبانی از رزمندگان می‌پرداختند و کمک‌های خود را به جبهه‌ها ارسال می‌کردند.

دزفول مهمان‌نوازی خوبی از رزمندگان به عمل می‌آورد. مردم هر روز جلوی خانه‌هایشان را آب و جارو می‌کردند تا احساس نشاط و سرزندگی را به رزمندگان منتقل کنند. درِ خانه‌ها برای پذیرایی، استحمام و تماس گرفتن رزمندگان با خانواده‌هایشان باز بود. رزمندگان می‌گفتند ما به دزفول می‌آییم تا آرامش بگیریم. در حالی که در طول جنگ به هیچ شهر و استانی تا این اندازه توپ و گلوله برخورد نکرد. امروز بسیاری از رزمندگان خاطرات خوبی با خودشان از دزفول به یادگار دارند.

همین در جریان بودن زندگی روحیه رزمندگان را برای رفتن به جبهه بیشتر می‌کرد. آن‌ها می‌دیدند که چطور مردم یک شهر زیر بمباران زندگی می‌کنند و امید را از دل‌ها و خانه‌هایشان بیرون نکرده‌اند. در هشت سال دفاع مقدس تمام مردم دزفول رزمنده بودند. زنان و مردان شهر استوار و محکم به دفاع از شهرشان پرداختند و اجازه ندادند هیچ کدام از نقشه‌های صدام و فرماندهانش عملی شود. دزفول اگر چه زخمی، اما محکم و استوار ماند تا شاهد آزادسازی خرمشهر و شکست دشمنان باشد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار