کد خبر: 1000354
تاریخ انتشار: ۰۸ ارديبهشت ۱۳۹۹ - ۰۳:۱۵
تکاپوی خوب زیستن با نگاهی به کتاب «چطور به اینجا رسیدم؟»
زخم‌ها نشانه ها‌ی مسیر طی شده‌اند حتي زباله‌هاي خانه را هم مي‌توان با عشق جمع‌آوري كرد، مثلاً با دقت خشك و‌تر را از هم جدا كرد يا در صورت امكان زباله‌ بسيار كمي توليد كرد تا آسيب كمتري به محيط‌زيست وارد شود
هما ایرانی
سرویس سبک زندگی جوان آنلاین: بسیاری از ما پرسش‌هایی درباره خوب زندگی کردن داریم. می‌خواهیم بدانیم زندگی خوب به راستی چیست و آیا کاری هست که بتوانیم انجام دهیم تا زندگی حقیقتاً خوبی داشته باشیم؟

اگر بخواهیم زندگی خودمان را بسنجیم و برای کیفیت و کمیتش نمره بگذاریم، باید معیار‌هایی داشته باشیم؛ معیار‌هایی با میزان سنجش درست. شاید هیچ کس نتواند تعریف دقیقی برای زندگی خوب و خوب زیستن ارائه کند و این صرفاً یک احساس باشد که افراد از زندگی خود پیدا می‌کنند، ولی می‌شود راهی برای رضایت‌مند بودن پیدا کرد. به نظر می‎‌رسد، آگاهی و پیدا کردن بینش درست، بسیاری از پرسش‌های ما را پاسخ دهد و موانع ذهنی ما را حل کند. به این منظور کافیست تا به منابعی که در این‌باره وجود دارد مراجعه کنیم. یکی از این منابع کتاب است. این روز‌ها که مردم بیشتر وقت خود را در خانه می‌گذرانند، خواندن کتاب و پیدا کردن پاسخ‌هایی که به دانستن‌شان نیاز داریم، فرصت خوبی را برای ما فراهم کرده است.

می‌توان به فهرست کتاب‌های ناشران متعدد که خوشبختانه بسیاری از آن‌ها در کشور مشغول به کار هستند، در دنیای مجازی نگاهی بیندازیم و کتاب مورد نظرمان را بیابیم. به این منظور می‌توانیم کتابی یا کتاب‌هایی را که برای خوب زیستن نیاز داریم پیدا کرده و حتی به صورت سفارش آنلاین و ارسال با پیک، خیلی زود در خانه داشته باشیم. خوشبختانه بسیاری از ناشران این روز‌ها کتاب‌ها را به طور رایگان ارسال می‌کنند. بنابراین تا به این‌جای کار دو قدم بزرگ برداشته شده است: نخست اینکه درک کرده‌ایم که به آگاهی نیاز داریم تا خوب زیستن خود را مورد بررسی قرار بدهیم و دیگر اینکه به منبع لازم برای آگاهی، به راحتی دسترسی پیدا کرده‌ایم. یکی از کتاب‌های بی‌شماری که در حوزه خوب زیستن می‌تواند کمک بزرگی برای ما باشد، کتابی از باربارادی‌آنجلیس است این کتاب با نام چطور به اینجا رسیدم؟ کمک می‌کند تا مخاطبش خود را بهتر بشناسد. با شناخت خود، بهتر زندگی‌اش را ببیند و درک کند.
این دکتر روانشناس در صفحه ۴۶ این کتاب می‌گوید: «حفاری ژرف برای دستیابی به خرد، کاری نیست که به سرعت انجام گیرد یا بتوان فوراً به آن پرداخت. این امر، بیشتر حالتی اندیشمندانه دارد و دوره زمانی خاصی را شامل نمی‌شود که در طول آن بتوانیم زندگی خود را مورد آزمایش قرار دهیم. فرآیند حفاری ژرف، ممکن است ماه‌ها طول بکشد. برای انجام دادن این کار ضرورت دارد که با پرسش‌ها همراه باشیم و برای پاسخ دادن به آن‌ها هیچ عجله‌ای نکنیم. حفاری ژرف برای دستیابی به خرد وقت‌گیر است، زیرا تحقیقی ساده برای یافتن عوامل یا پاسخ‌های ویژه‌ای نیست، بلکه تحقیق برای یافتن واقعیت است.»

این کتاب با شناختی که به مخاطب می‌دهد و درک او را نسبت به زندگی بالا می‌برد، می‌تواند کمک خوبی برای سنجش زندگی خوب او باشد. فرزام حبیبی در بخش دیگری از کتاب، صفحه ۳۴۸ را اینگونه برگردان کرده است که: «چگونه می‌توان به اندازه‌گیری زندگی پرداخت؟ براساس پولی که به دست می‌آید؟ با برنده شدن جوایز علمی و هنری و ادبی؟ اینکه کار‌ها را تا چه حد کامل انجام داده‌ایم؟ اینکه دیگران چگونه درباره ما فکر می‌کنند؟ اینکه تا چند سال عمر می‌کنیم؟ جاناتان لارسون مرحوم که به گونه‌ای دلخراش و تنها چند هفته پیش از مراسم افتتاح اجرای موسیقی‌اش در برادوی درگذشت، معتقد بود که ارزیابی و پیمایش زندگی باید بر اساس عشق باشد. هنگامی که زندگی را با عشق می‌سنجم، خود را به گونه‌ای غیرقابل تصور، غنی و ثروتمند می‌دانم. من عمیقاً عشق ورزیده‌ام. همیشه عشق ورزیده‌ام. پراحساس عشق ورزیده‌ام. حتی پس از ظهور دوباره چالش‌ها و بیداری اخیر، این احساس را بیشتر از پیش دارم و بیشتر دوست دارم. نیازی نیست که با عشق رابطه داشته باشیم. نیازی نیست که برای عشق ورزیدن پول داشته باشیم. نیازی نیست برای عشق ورزیدن بر ترس‌هایمان غلبه کنیم. نیازی نیست بدانیم مسیر زندگی ما را به کجا می‌برد تا دوست داشته باشیم. آنچه باید برای عاشق شدن و عشق ورزیدن انجام دهیم، پیدا کردن احساسات و ملاحت در اعماق قلبمان است.» به نظر می‌رسد باربارا دی‌آنجلیس به مخاطبش می‌گوید: اگر می‌خواهی خوب زندگی کنی، عشق را در اولویت زندگی قرار بده و هیچ کاری را بدون عشق در نظر نگیر. عشق راه پیش بردن زندگی به روشی درست است. با این نگاه، حتی زباله‌های خانه را هم می‌توان با عشق جمع‌آوری کرد، مثلاً با دقت خشک و‌تر را از هم جدا کرد یا در صورت امکان زباله بسیار کمی تولید کرد تا آسیب کمتری به محیط‌زیست وارد شود. حتی در یک زباله جمع کردن می‌شود عشق داشت، به انسان‌ها، به زمین، به محیط‌زیست و... این برداشت شخصی من از جملاتی است که آورده شد.

کتاب دیگری که می‌تواند برای ما راهگشا باشد و در خودشناسی که برای داشتن زندگی خوب به آن نیاز داریم، کتاب نیمه تاریک وجود است. دبی‌فورد در این کتاب سعی دارد به مخاطب کمک کند تا سایه‌های درونی‌اش را بشناسد. او تأکید می‌کند که چنانچه چیزی از بیرون ناراحتمان می‌کند باید به دنبال نکاتی شبیه به آن یا مربوط به آن در درون خود باشیم. در این نگاه، ریشه عوامل ناراحت‌کننده در زندگی‌مان درون خودمان وجود دارد. برای همین برای آوردن شادی یا موارد خوشایند به زندگی، باید از خود شروع کرد.

دکتر دی‌آنجلیس در یکی دیگر از صفحات کتاب چطور به اینجا رسیدم می‌گوید: «پس از بررسی دقیق کره خاکی، چنین درس مهمی را می‌گیریم: وجود زمین، پایدار، بی‌حادثه، یا مصون از بلایا نیست. این سیاره بار‌ها و بار‌ها خردشدگی، شکستگی، فرسایش و درهم ریختگی را تجربه کرده است. با این حال، تأثیرات همین بلایا موجب خلق بسیاری از نعمت‌های عالی و دلپسند و اعجاز‌های نفس‌گیری شده است که قلب ما را سرشار از شگفتی و احترام می‌کند و موجب ایجاد نشاط و شادی در طول زندگی می‌شود. می‌توان از زمین درس‌های بسیاری آموخت. ما هم قطعاً بر اثر رویداد‌هایی که برایمان شکل گرفته‌اند، دچار صدمات زیادی شده‌ایم.» دکتر دی‌آنجلیس چند پاراگراف جلوتر از این بریده می‌گوید: «خود را با رویداد‌هایی که برایتان شکل گرفته‌اند یا با آن‌ها مواجه هستید، تعریف نکنید و به دیگران هم اجازه این کار را ندهید. خود را با دردها، یا حتی با پیروزی‌هایتان تعریف نکنید، شما والاتر از آن‌ها هستید. شاید طلاق گرفته باشید، ولی مطلقه نیستید. شاید به مرضی دچار شده باشید، ولی بیمار نیستید. شاید از شغل خود برکنار شده باشید، ولی بی‌ثمر و بی‌هدف نیستید. شاید کسی یا چیزی را از دست داده باشید، ولی بازنده نیستید. شاید در کاری موفق نشده باشید، ولی مغلوب نیستید. زخم‌های شما معابد مقدسی هستند که در آن‌ها تکامل می‌یابید. آن‌ها نشانه‌های رستگاری شما هستند. آن‌ها ضعف‌های شما به حساب نمی‌آیند. آن‌ها مسیر‌هایی هستند که پیموده‌اید. آن‌ها مثل شما نیستند. آن‌ها را پنهان نکنید. از وجود آن‌ها عذرخواهی نکنید. آن‌ها را مورد قضاوت قرار ندهید. زخم‌هایتان را بپذیرید. آن‌ها را محترم بشمارید. زمانی که دیگران آن‌ها را می‌بینند، با افتخار اعلام کنید: «این‌ها نشانه‌های ماجرا‌های مهمی هستند که مرا شجاع و خردمند کرده‌اند.»
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار