سرویس حوادث جوان آنلاین: مهرسال گذشته مأموران پلیس تهران از قتل مردی به نام رحمان در خانهاش با خبر و در محل حاضر شدند. بررسیها نشان داد جسد متعلق به مردی افغان است که به تازگی برای کار به ایران آمده بود و با ضربات چاقو به قتل رسیده است. پس از انتقال جسد به پزشکی قانونی یکی از دوستان مقتول مورد تحقیق قرار گرفت. او گفت: رحمانماه قبل برای کار به ایران آمد و در خانهای مجردی زندگی میکرد. مدتی بود که متوجه شده بودم او با برادرش فؤاد دچار اختلاف شده است. آن مرد در ادامه گفت: چند روز قبل فؤاد که متوجه آمدن برادرش شدهبود با من تماس گرفت و آدرس خانه رحمان را خواست. فکر کردم قصد آشتی دارد و میخواهد احوالی از برادرش بپرسد به همین دلیل آدرس خانه رحمان را دادم تا اینکه امروز متوجه شدم او کشته شده است.
با ثبت این توضیحات برادر مقتول بازداشت شد. او در همان بازجوییهای اولیه به قتل برادرش اعتراف کرد و در شرح ماجرا گفت: قبل از آمدن به ایران من و برادرم هر دو در افغانستان زندگی میکردیم. من از برادرم بزرگتر بودم تا اینکه هر دو عاشق دختری به نام آمنه شدیم.
بارها از برادرم خواستم با آمنه کاری نداشته باشد و به او گفتمقصد ازدواج با آن دختر را دارم، اما بیفایده بود و همین باعث اختلاف ما شد. چند بار سر این موضوع با هم درگیر شدیم و از آنجاییکه از رحمان بزرگتر بودم پدر و مادرم قبول کردند آمنه را برای من خواستگاری کنند. بعد از ازدواج میدانستم رحمان هنوز به همسرم علاقهمند است به همین دلیل وقتی تصمیم گرفتم برای کار به ایران بیایم آمنه را نیز همراه خودم آوردم تا برادرم تماسی با ما نداشته باشد تا اینکه فهمیدم او به ایران آمده است. میدانستم هنوز عاشق همسرم است و قصد دارد زندگی مرا خراب کند به همین دلیل آدرس خانه او را از یکی از بستگان گرفتم و به آنجا رفتم.
متهم در خصوص قتل گفت: آن روز به دیدن رحمان رفتم و پرسیدم برای چه به ایران آمده است. او جوابی داد که شوکه شدم. او گفت به خاطر آمنه آمده است و قصد دیدن او را دارد. سپس گفت هنوز به آمنه علاقهمند است و ازدواج ما زندگی او را خراب کرده است. تاب شنیدن این حرفها را نداشتم به همین دلیل عصبانی شدم و کار به درگیری رسید. در آن درگیری رحمان به من حمله کرد و از آنجاییکه کنترل اعصابم را از دست داده بود دست به چاقو شدم و چند ضربه به او زدم. قصد فرار داشتم، اما خیلی زود دستگیر شدم. با اقرارهای مرد افغان و بازسازی صحنه جرم وی روانه زندان شد. پرونده بعد از صدور کیفرخواست و درخواست قصاص از سوی اولیایدم به دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد. به این ترتیب متهم به زود پای میز محاکمه قرار خواهد گرفت.