سرویس فرهنگ و هنر جوان آنلاین: به گزارش روابط عمومی کمیسیون ملی یونسکو-ایران، شامگاه دوشنبه اول اردیبهشت ماه صفحه اینستاگرام کمیسیون ملی یونسکو-ایران در اولین شب برنامهای با نام «نت گپهای یونسکویی» میزبان اصغر دادبه استاد دانشگاه و عبدالمحمود رضوانی مترَجم گلستان سعدی بود.
در ابتدای این برنامه عبدالمهدی مستکین که اجرای این برنامه را برعهده داشت عنوان کرد: امشب شبی خجسته است و بناست در محضر شیخ بزرگ سعدی که فزون بر ۷۵۰ سال است روح ما ایرانیان را پیرایش کرده میزبان دو استاد بزرگ سعدی شناس باشیم. کمیسیون ملی یونسکو به همت حجت الله ایوبی دبیر کل کمیسیون این ایده خوب را مطرح کردند.
وی در ادامه خطاب به اصغر دادبه عنوان کرد: حضرت شیخ بیش از ۷۰۰ سال پیش بلای پریشانی عصر ما را میدانست که دادبه در پاسخ به او گفت: انسان در مشکلات و گرفتاریها از جهاتی یکسان است منتها ضعف، شدت و شکل این مشکلات فرق میکند. ایران کشوری است که تجربه حمله اهریمنان را دارد چه آنگاه که مغول حمله کرد و چه حالا که کرونا؛ بنابراین پریشان حالیهایی که مردم بزرگ ایران در اثر هجوم اهریمن داشته اند، کم نبوده، سعدی هم آن روزگاران را دیده و تجربه کرده است با توجه به اینکه یک هنرمند بزرگ است سخنش فرازمان است و در زمان خاص معنا ندارد. او به گونهای سخن میگوید که گویا همه اعصار را پشت سر میگذارد. هر آنچه او برای رفع پریشان حالیهای مردم آن دوران گفته الان هم مصداق دارد به طوری که میبینیم در بحران کرونا نخست وزیر اسپانیا شعر «بنی آدم اعضای یکدیگرند را میخواند» بر سر در سازمان هم همین شعر زده شده است.
دادبه بیان کرد: سعدی، فردوسی ثانی است یعنی هر آنچه را که فردوسی در آن روزگار انجام داده سعدی هم در روزگار خود انجام داده است یعنی به بازسازی فرهنگ و ادبیات در روزگار خود پرداخت به طوری که به هر اثر او بنگریم این موضوع را میبینیم. پریشانی انسان معاصر به طور عام باعث توجه بزرگان ادب ما به جهان شده است. سعدی شاعر زندگی و فیلسوف انسان انسان گراست و مرکز توجه او انسان است بنابراین طبیعی است که او در هر شرایطی حرف داشته اشد.
وی تاکید کرد: من مخالفتی ما مدرنیت نداریم، اما در این سالهایی که ما مدرنتر شده ایم برخی مسایل بیان میشود که خیلی شبیه فرهنگ ما نیست برای مثال چیزی که از آن وریها یادگرفته ایم این است که بگوییم «این مشکل توست» در حالی که سعدی شعری با عنوان «تو که از محنت دیگران بی غمی نشاید که نامت نهند آدمی» دارد؛ بنابراین در فرهنگ ما این موضوع وجود ندارد که بگوییم «این مشکل توست.» ضمن اینکه نهادهایی که در جهان به وجود آمده برای آرامش انسان تلاش میکنند بر اساس همین است که ما به یکدیگر کمک میکنیم.
این استاد دانشگاه اظهار کرد: سعدی حرفش را با عشق شروع و با عشق ختم میکند و اصلا او با عشق به انسان رسید. در کلام او عشق به انسان مطرح است. اگر او عشق به انسان نداشت ابیات او جاودانه نمیشد بنابراین چه به محتوا و چه به صورت او بنگریم همین است. از سوی دیگر به نظرم وجه مادی انسان مهم است و باید رفع شود، اما مسالهای که قابل توجه است آز است.
دادبه یادآور شد: در اینکه بشر نیازهایی دارد تردیدی نیست، اما برخی نیازها کاذب هستند و برخی واقعی. خیلی از آدمها برای بخش دوم تقلا میکنند، آزی که گردن بشر را گرفته و بزرگان بر آن تاکید دارند به طوری که میبینیم بر این باورند که اگر علم به آدمیت منتج نشود به درد نمیخورد.
وی گفت: عشق هم در ذات آدمیت است، اما اگر هر دوی اینها به آدمیت منجر نشوند باز هم به درد نمیخورند. اولین کاری که سعدی میکند این است که به مردم اندوهگین بگوید بهره خود را از زندگی فراموش نکنند، غمها را جبران کنند و شادی را از زندگی نگیرند. از سوی دیگر قصیده را متحول و از حالت ستایش بی ربط در میآورد، به نقد قدرت تبدیل میکند و به برقراری عدالت توصیه میکند.
این استاد دانشگاه تاکید کرد:» به طوری که میبینیم در گلستان نهادهای موجود زمان خود و نابسامانی آنها را نقد میکند یعنی غیر از دعوت مردم به شادی و زندگی در تمام عمر برای بهتر شدن وضع تلاش میکند.
سعدی معمار واژهها
در ادامه عبدالمحمود رضوانی مترجم گلستان درباره این شاعر گفت: کلام سعدی تاریخ مصرف ندارد یعنی مربوط به همه قرون و اعصار است، نه فقط مستقل از زمان بلکه مستقل از مکان است و در همه جا و همه وقت کاربرد دارد.
وی افزود: مکتب سعدی تقابلی بین خودخواهی و دگرخواهی است. او حتی با خودخواهی بی ضرر هم مخالف و از آن متنفر است. ثنویتی و دوگانگی در سعدی وجود دارد که از دو واژه اهل صومعه و اهل مدرسه استفاده میکند که شعر
«صاحبدلی به مدرسه آمد ز خانقاه
بشکست عهد صحبت اهل طریق را
گفتم میان عالم و عابد چه فرق بود؟
تا اختیار کردی از آن این فریق را
گفت آن گلیم خویش برون میبرد ز موج
وین جهد میکند که بگیرد غریق را»
بر همین موضوع دلالت دارد. پس مرام سعدی نجات غریق است نه گلیم خود را از آب بیرون کشیدن.
رضوانی درباره اینکه چگونه به ترجمه گلستان سعدی علاقهمند شد، اظهار کرد: من از کودکی با سعدی انس داشتم و حتی با سعدی فال میگرفتیم. ضمن اینکه خارجیها فکر میکنند ادبیات ما تنها ادبیات شعری است و ما نوشتاری به صورت منثور نداریم به خاطر همین به سراغ گلستان رفتم تا به آنها ثابت کنیم ما از این نوع ادبیات هم داریم حتی در حد مینیمالیستی آن.
این مترجم درباره چگونگی ترجمه گلستان بیان کرد: ما در ترجمه چند رکن داریم که شامل زبان مبدا، زبان مقصد، اشراف به موضوع و امانتداری و حفظ سبک میشود، اما در ترجمه آثار سعدی مترجم باید شم ریاضی و با موسیقی آشنایی داشته باشد. ریاضی به این دلیل که سعدی پر از تقارن است یعنی اگر داستانهای سعدی را با شکل کاراکترهای ریاضی در بیاوریم و آنها را روی مانیتور نشان بدهیم، میبینیم که یک شکل هندسی ریاضی از آب درمی آید یعنی خیلی موزون است حتی اگر به صفتها و اسم ها، رنگهای مختلف بدهیم یک تابلو درست میشود.
رضوانی تصریح کرد: سعدی معمار واژههاست، با واژهها مثل نوتهای موسیقی کار میکند و کلامش موسیقی دارد. وقتی سعدی را میخوانید یک حالت شعف به شما دست میدهد که این به دلیل ترشح آندروفین است که طبیعی است و در مغز انسان ایجاد میشود یعنی سعدی علاوه بر فصاحت و بلاغت به زیبایی کلام هم اندیشیده و به آن پرداخته است.
وی توضیح داد: چهار سال پیش در دانشگاه برکلی آمریکا سخنرانی داشتم که ملک الشعرای آمریکا و رییس انجمن شاعران آمریکا از من پرسیدند چگونه توانستی شعرهای سعدی را به انگلیسی ترجمه کنی که در پاسخ گفتم «آنجا که عشق خیمه زند جای عقل نیست.
غوغا بود دو پادشاه اندر ولایتی». در دستگاه عقل دو دوتا چهارتا میشود، ولی در دستگاه عشق ممکن است دو دوتا ۲۹/۷ شود. یعنی عشق قانون ندارد و با موازین عشقی این کار شدنی است.
رضوانی اظهار کرد: در فرانسه نام بسیاری از بزرگان سعدی است و حتی گل زیبایی پرورش میدهند که سعدی نام دارد.
وی در پایان گفت: برخی میگویند در گلستان تناقض وجود دارد. اما باید عنوان کنم که کتاب گلستان یک کتاب رئال، اما بوستان ایده آل است. گلستان وقایع نگاری است. در واقع سعدی در جامعه گشته و هر آنچه را که دیده نوشته است. پس در انسانها تناقض وجود دارد به همین دلیل است که گلستان تناقض دارد، اما منویات سعدی را میشود در بوستان یافت. اگر در بوستان تناقض دیده شود آنگاه است که میتوان گفت سعدی تناقض دارد. بعضیها هم میگویند سعدی عرفان ندارد، اما منظور ما از عرفان چیست؟ از همین رو باید به شعرهای او توجه کنیم.
در ادامه این برنامه استاد علی خدایی از شاگردان استاد شجریان موسیقی اجرا کرد. همچنین در این بخش استاد محمد امین اکبرپور وی را با نواختن سه تار همراهی میکرد.
سه شنبه نیز ساعت ۲۱ استاد ماحوزی با موضوع درنگی درباره پنج گنج حکیم نظامی در پخش زنده اینستاگرامی با استاد مهدی مستکین گفتگو خواهد کرد. همچنین استاد مهرداد ملکی نیز تنبورنوازی خواهد کرد.