سرویس فرهنگ و هنر جوان آنلاین: شاعر و مدیر دفتر مطالعات زبان فارسی در شبهقاره هند که این روزها ساکن هندوستان است، در پاسخ به این پرسش که چطور میتوان کماکان از کلام و سخن سعدی برای ساختار زندگی و زیست امروز ایرانیان بهره برد به مهر میگوید: به باور من این سؤال و پاسخ به آن مثل این است که بگوییم چه شد که ما دوستانمان را به مادرمان یا پدرمان ترجیح میدهیم؟ نمیدانم چرا به شدت این مثل به ذهنم آمد. یک چیز دیگری هم به ذهنم آمد، در نامههای نیما نوشته شده به این مضمون که «جوانک از من میپرسد علی بزرگتر است یا استالین؟ گفتم هزار و ۴۰۰ سال گذشته و علی همچنان علی است. بگذار ۵۰ سال بگذرد ببینیم استالین چه میشود.»
به گفته قزوه، سعدی شناسنامه و هویت و گذرنامه ماست؛ گذرنامهای که بیشترین اعتبار را در جهان دارد. هنوز وقتی ما گذرنامه ادبیمان که سعدی و فردوسی و حافظ و خیام از این بزرگانند را رو میکنیم، حتی آن جهان اولیهای قدرتمند اروپایی و امریکایی سرشان را پایین میآورند. سعدی، حکمت است و کلامش از جنس معجزه. ریشه و هویت و شناسنامه ماست. خیلی از ادبیاتهای امروز، به خصوص پرت و پلاهایی که به عنوان شعر و ترانه بر زبان نسل کمسواد ما و ترانهخوانان بیسواد ما جاری است، از جنس حکمت نیستند؛ از جنس جادو و جنبل و زرق و برق هستند و تاریخ مصرفشان، بهمراتب از تاریخ مصرف استالین هم کمتر است. سعدی تا هزار سال دیگر هم، سعدی است، چون حرفش از جنس دردهای اصیل بشری است. غم و شادی و درد و رنج و اضطراب و آرامش توأمان انسان متفکر است.
این شاعر درباره کاهش عجیب سطح ارتباط جامعه و نسل جوان با ادبیات کهن فارسی عنوان میکند: ادبیات کوچه که نباید ادبیات معیار ما را زمین بزند. شما اگر بخواهید نامهای همین حالا به یک مصلح بزرگ یا یک رئیسجمهور یا یک فیلسوف و حتی به معلمتان بنویسید از کدام ادبیات استفاده میکنید؟ حتی آیا راضی میشوید قباله ازدواجتان را با ادبیات کوچه و بازار بنویسند؟ اگر کسی از اصالتها و ریشهها دور شد، صاحب حق نمیشود. عیب ندارد آن ادبیات کوچه و بازاری و سطحی و دمدستی هم باشد، مثل بازارهایی که بعضیها جنسشان را روی زمین میریزند.