سرویس سبک زندگی جوان آنلاین: درد مشترک مردم جهان، سوغات ویروسی از ووهان چین، با آزادی ما چه کرده است؟ گرفتاری مشترک مردم جهان، از وجود کووید ۱۹ برای ما چه میگوید؟ کدام دسته از اقشار جامعه به توجه بیشتری در روزها یا ماههای قرنطینه نیاز دارند؟ آیا نوجوانان و جوانان بیش از سایرین از پیامدهای ناشی از خانهنشینی رنج میبرند؟ جهان در طی اعصار گذشته چه برخوردی با محدودیتها داشته است؟ وضعیتهای مشابه در جهان چه تأثیری بر مردم داشته است؟ آیا میتوان به دلایل شخصی قرنطینه را زیر پا گذاشت؟ آیا مقررات ویژه این روزها به قانون تبدیل میشود؟ نقش بانوان در خانه ماندن دیگر اعضای خانواده چیست؟ آیا این عنصر مهم خانواده این روزها نقش متفاوتی را نسبت به گذشته ایفا میکند؟
دکتر امانالله قراییمقدم، عضو هیئت علمی دانشگاه خوارزمی، جامعهشناس و روانشناس اجتماعی در صفحه سبک زندگی با ماست تا درباره این موارد با ما سخن بگوید. وی معتقد است قرنطینه در شرایط حساس کنونی که بحث سلامت مردم در میان میباشد نه تنها مغایر با آزادی مردم نیست بلکه عین دموکراسی است. وی همچنین نقش زنان را در حفظ سلامت روانی اعضای خانواده در شرایط قرنطینه بسیار مهم میداند. در ادامه، گفتوگوی ما را با این مؤلف و پژوهشگر میخوانید.
با تدابیری که در نظر گرفته شده است و محدودیتهایی که برای مردم در جهان از سوی دولتها و در بعضی موارد خود مردم به وجود آمده است، آیا میتوانیم بگوییم آزادی مردم در شیوه و سبک زندگی زیر سؤال رفته است؟
خیر. این قرنطینه عین دموکراسی است، چون برای حفظ سلامت جامعه است. توسعهیافتگی جامعه نخستین عنصر و اساسیترین آن، دموکراسی و آزادیخواهی است. یعنی حکومت مردم بر مردم. یعنی رأی و نظر مردم اگر نباشد، جامعهای پیشرفت نمیکند. اگر علم پیشرفت میکند، به دلیل دموکراسی است. همه صاحبنظران و فلاسفه بزرگ از دوران باستان به دنبال دموکراسی هستند. یکی از دلایل پیشرفت یونان و اینکه توانست پایدار بماند وجود فلاسفه بزرگ آن مانند افلاطون، ارسطو و فیثاغورث و... بودند. ولی در دوران قرون وسطی که دموکراسی وجود نداشت پیشرفتی هم حاصل نشد. از دوران انقلاب صنعتی به بعد که پیشرفت و توسعه یافتگی اروپا به وجود آمد به دلیل توسعه دموکراسی است؛ حتی کسانی در این راه جانشان را از دست دادند و شهید شدند. این افراد به دنبال این بودند که مردم به سرنوشت خود فکر کنند و آزادانه بیندیشند، ولی آزادی باید در اندازهای باشد که جامعه به آنارشیسم یا هرج و مرج کشیده نشود.
بنابراین میتوان گفت کسانی که هماکنون قرنطینه را زیر پا میگذارند و خانهنشینی را رعایت نمیکنند، به نوعی هرج و مرج در جامعه به وجود میآورند؟
بله. افرادی که هماکنون قرنطینه را زیر پا میگذارند، به نوعی آنارشیسم ایجاد میکنند و ممکن است جامعه را دچار هرج و مرج کنند. این رفتار با دموکراسی مغایرت دارد و در واقع یکجور هرج و مرجطلبی است. اینکه برخی بگویند دلمان میخواهد برویم بیرون و میل خودمان است که مریض شویم یا نه، باید گفت همانطور که جامعه در قبال شما مسئولیتهایی دارد شما نیز در قبال جامعه مسئولیتهایی دارید. اجرای قوانین و مقررات یکی از این مسئولیتهاست.
متأسفانه برخی از مردم به قوانین و مقررات اعتماد نمیکنند برای همین هم آنها را رعایت نمیکنند. از نظر شما این پیروی از قوانین و مقررات چگونه باید باشد؟
تصویب شده است که وزارتخانه بهداشت و درمان وجود داشته باشد که مسئول سلامتی تمام آحاد جامعه است، در حال حاضر این وزارتخانه مقرراتی را ایجاد کرده است که رعایت نکردن آنها هرج و مرج به وجود خواهد آورد. همانطور که میدانید قوانین و مقررات با یکدیگر تفاوت دارند، قوانین در مجلس تصویب میشود و رعایت نکردن آن مجازات دارد و حتی تا مجازاتهای سنگین هم برای آن در نظر گرفته شده است ولی مقررات به وسیله سازمانها تصویب میشود مانند مقررات راهنمایی و رانندگی. مقرراتی که این روزها وزارت بهداشت در نظر گرفته برای حفظ سلامتی همگان است و تخطی از آن آسیب زدن به سلامتی و تندرستی دیگران محسوب میشود.
برای اینکه مردم این مقررات را جدی بگیرند پیشنهاد شما چیست؟
اجرای این مقررات باید در جامعه جدیتر صورت بگیرد و ضمانتهایی داشته باشد. در ژاپن تخلف در مقررات کمتر است، چون قوانین سفت و سختتری وجود دارد. دلسوزی در اینباره جایی ندارد و هیچ خطایی قابل چشمپوشی نیست، چون هر تخلفی در این مورد با جان و سلامتی مردم سر و کار دارد. در حال حاضر جدیت در اجرای مقررات راهحل این مشکل است، ولی راهحل اساسیتر برمیگردد به دوران کودکی که زمانبر است.
درباره فرهنگسازی و تربیت کودکی بیشتر توضیح میدهید؟
بله. اگر افراد از کودکی تربیت درستی داشته باشند ما در جامعه شاهد این بینظمیها و هرج و مرجطلبیها نخواهیم بود یا کمتر خواهیم بود. به طور مثال، آلمان که یکی از قانونمندترین کشورهاست از کودکی افراد را قانونمدار بار میآورد، برای همین مردم این کشور از کودکی میدانند که باید قانون را جدی گرفت. هماکنون از قوه مجریه باید پرسید این افرادی که برای خودشان به سفر رفته و با رعایت نکردن مقررات راه خودشان را میروند چرا این اجازه را پیدا کردهاند؟ این پرسش از این قوه ما را به جایی که نیاز به بررسی و تقویت دارد هدایت خواهد کرد. افراد باید بدانند که در کدام جامعه زندگی میکنند و قوانین و مقررات آن را بدانند.
زندگی مردم دچار تغییر شده و در قرنطینه زندگی متفاوتی را نسبت به گذشته تجربه میکنند، به نظر شما ممکن است این موضوع چه اثراتی بر جامعه داشته باشد که در درازمدت بتوانیم آن را بینیم، به طور کلی آیا اثراتی خواهد داشت یا خیر؟
با قرنطینهای که به وجود آمده است، طبیعتاً تأثیراتی بر جامعه شکل میگیرد که باید نسبت به آنها هشیار بود. اثرات فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی در ابعاد متعدد از پیامدهای آن خواهد بود. ولی آنچه به آن میپردازم مربوط به انسانیت و ویژگیهای انسانی است. افراد این روزها بیش از گذشته در خانه و کنار یکدیگر هستند، برای همین ممکن است تنشهایی به وجود بیاید، احتمالاً برخی مشکلات خانوادگی، همسرآزاری، کودکآزاری، تنشها و مشاجرات وجود دارد و نکتهای که باید به آن توجه کرد، این است که حتی میل به خودکشی در این شرایط ممکن است در برخی به وجود بیاید. در واقع در شرایطی که افراد تعلقات و وابستگیهای خود را از دست میدهند، میل به خودکشی ممکن است بالا برود. بر اساس نظریه دورکیم و تئوری خودکشی کلاسیک، وقتی تعلقات افراد کم شود یعنی از جامعه فاصله بگیرند، ممکن است میل به خودکشی در فرد ایجاد شود. البته تعلقاتی مانند مذهب، روابط خانوادگی، اجتماعی، شغلی و... میتواند از بروز این میل در افراد جلوگیری کند. در این باره تحقیقات نشان داده است که میل به خودکشی در لامذهبها که به مذهب وابستگی ندارند، بیشتر به وجود آمده است. حتی جالب است بدانیم که در دین مسیحیت، کاتولیکها نسبت به پروتستانها کمتر دچار خودکشی میشوند، چون علاوه بر گرایش و تعلق به مذهب، هر هفته در مراسم مذهبی کلیسا هم شرکت و تعلقات اجتماعی نیز پیدا میکنند و پروتستانها نسبت به بیمذهبها خودکشی کمتری را تجربه کردهاند، چون لامذهبها هیچ تعلقات معنویای نداشتهاند. برای همین وجود اماکن مذهبی به دلیل گرد هم آوردن افراد دور هم و برپایی دعا و نیایش، میتواند در این مورد مثبت عمل کند.
در حال حاضر که این اماکن بسته هستند چه راهکاری دارید؟
بله در حال حاضر اماکن مذهبی بسته است و رفت و آمدهای حضوری خانوادهها و بستگان هم فراهم نیست، اینها ممکن است بستر خوبی را فراهم کند که فرد خودش را از جامعه و هر آنچه به آن تعلق داشته است سوا و دورافتاده ببیند. از سوی دیگر مشکلات مالی که این روزها بسیاری از افراد با ماندن در خانه و نداشتن کسب و کار و درآمد پیدا کردهاند، ممکن است شرایط را سختتر کند تا جایی که برخی افراد جامعه، زندگی را دچار پوچی ببینند و بر این مشکل افزوده شود. از این رو باید نسبت به این نکتهها هشیار بود و برای آن فکری کرد. رسانهها در این باره کمک بزرگی به جامعه میتوانند بکنند. تولید برنامههای شاد از رادیو و تلویزیون واقعاً در این باره مؤثر است. این اوقات فراغتی که بهیکباره و به مدت طولانی برای مردم ایجاد شده است باید به شکلی پر شود که ارزشهای انسانی را در آن تقویت کرد. جامعه در این شرایط به راستی به تقویت این ارزشها نیاز دارد. این ارزشها خود، احساس تعلق خاطر را در افراد بالا میبرد و نسبت به زندگی و جایی که زندگی میکنند، احساس رضایت بیشتری پیدا میکنند.
تأثیر قرنطینه بر نوجوانان، افرادی که تنها زندگی میکنند، بزرگسالان و اقشار مختلف متفاوت به نظر میرسد، در این بین برخی خانوادهها دو یا چند نفره زندگی میکنند، برخی تنها زندگی میکنند و در این بین نوجوانان و جوانان کمسن و سالی در بسیاری از خانوادهها وجود دارند که ممکن است از این شرایط به تنگ بیایند، به نظر شما تأثیرات منفی در خانهماندن، بر قشر نوجوان و جوان بیشتر است یا افراد بزرگسالی که در تنهایی زندگی میکنند؟
تأثیر قرنطینه بر نوجوانان بیش از سایرین است. درباره نکتهای که پیشتر گفتم درباره این قشر حساستر است. خانوادهها در اینباره نقش بسیار مهمی دارند. نهادها باید امکاناتی را در اختیار مردم بگذارند که این قضیه را ملایمتر کند. نقش بانوی خانواده در این روزها به شدت پررنگتر از روزهای دیگر است. درست است که تحصیلات مادران در نحوه زندگی آنان و برخوردی که با خانواده خود دارند و فضایی که در خانه ایجاد میکنند مهم است، ولی همه مادران امروز نقش بسیار مهمی در سلامت خانهها در قرنطینه دارند. به طور مثال بنده در تحقیقی که در گذشته داشتم، به این نتیجه رسیدم که فرزندان زنان تحصیلکرده کارمند، نسبت به فرزندان زنان خانهدار با تحصیلات پایین، میانگین دروسشان یک نمره بیشتر و فرزندان زنان معلم نسبت به فرزندان زنان با تحصیلات پایین و خانهدار، میانگین نمرات درسیشان ۵/ ۲ نمره بیشتر بود. این تحقیق را حدود ۱۵ سال پیش به همراه گروهی از دانشجویان در مدارس دوره راهنمایی مناطق ۱۳ و ۱۴ تهران انجام دادیم. اما هر بانویی در خانه و خانواده خود میداند که چه چیز بیش از همه فرزندان و همسر را خوشحال میکند و چگونه میتواند فضای شادتری را در خانه ایجاد کند. نقش زنان در این روزها واقعاً چشمگیر است.
خود بانوان نیز این روزها نیاز به حمایت عاطفی و روحی بیشتری نسبت به گذشته دارند، این طور نیست؟
بله، زنان در این روزها بیش از گذشته درگیر مسائل خانواده هستند و از آنجا که افراد خانواده همه در خانه و کنار هم هستند، ممکن است سختی بیشتری نسبت به گذشته داشته باشند. زنان در این شرایط کار بیشتری انجام میدهند و ممکن است دچار سختیهایی شوند که برایشان آزار دهنده باشد. ممکن است افراد خانواده غر بزنند و در جوی که پیش آمده بداخلاق هم بشوند، بهویژه که مردها هم که معمولاً عادت به خانه ماندن ندارند، در خانه هستند و این خانهنشینی ممکن است بداخلاق و بدرفتارشان کند، ولی صبر و درایت زنان این روزها به راستی مهم است. زنان باید این نکته را جدی بگیرند که نقششان در این باره و مدیریتشان در این شرایط، اگر خوب انجام نشود، شاید در آینده به راحتی قابل جبران نباشد.
در تحقیقات بسیاری که درباره تأثیر زنان در خانواده شده، این اهمیت اثبات شده است. به طور مثال بازیل برنشتاین جامعهشناسی که در زمینه آموزش و پرورش فعالیت میکرد در تحقیقاتش این را نشان داد که طبقه اجتماعی در میزان خزانه لغات فرزندان مؤثر است. به ویژه سطح تحصیلات مادر در پرباری این خزانه تأثیر زیادی دارد. دلیلش هم این است که مادران کمسواد یا بیسواد وقتی میخواهند کودکی را ترغیب به کاری کنند او را از آن کار نهی میکنند و مثلاً به او میگویند نکن و دلیلی برای انجام ندادن آن نمیآورند. ولی مادران باسواد یا تحصیلکرده برای کودک دلیل میآورند که به فلان دلیل فلان کار را انجام نده! مثلاً الان شیرینی نخور، چون اگر بخوری، نمیتوانی غذایت را بخوری. همه اینها نشان میدهد که زن میتواند این روزها بسیار مؤثر عمل کند و تعلق خاطر اعضای خانواده را بالا ببرد، بهویژه همانطور که گفته شد، هماکنون نوجوانان در این قرنطینه شرایط حساستری را میگذرانند و این قشر نیز معمولاً در کنار خانواده و مادر به سر میبرد.