
زمينهساز هر تحول و تغييري يک بازنگري و آسيبشناسي است. درحوزه سينما ما به رجعت نه چندان دور تاريخي نيازمنديم تا متوجه شويم عملکرد سينما در سالهاي اخير تا چه اندازه مطلوب بوده است. با پاسخ به اين سؤال ميتوان به نقاط انفعال سينما و همچنين
مخاطب شناسي مطلوب اين زمانه در جهت جذب طيفهاي مختلف جامعه پي برد و سپس برنامهريزيهاي لازم بعدي را انجام داد. معاونت سينمايي بايد مطالبات فعالين عرصه فرهنگ و نيز اقشار مختلف جامعه را در نظر گرفته و متناسب با آن برنامههايي با برد عملي و اجرايي ارائه نمايد. همچنين معاونت سينمايي ميبايستي از مشاوره هوشمندانه يک کميته، جهت ارزيابي گذشته و در نظر گرفتن شرايط فعلي بهره گيرد. براي معاونت سينمايي جديد بايد اين پرسش مطرح باشد که ما تا چه اندازه توانستهايم از فرهنگ و به طور مشخص از قابليتهاي رسانه سينما به عنوان معياري براي ارزيابي تشخص نظام استفاده نماييم. چرا ما فقط خودمان را به برخي جشنوارههاي خاص و محدود مقيد کرده ايم؟به رغم تمامي موفقيتهايي که برخي از فيلمهاي ما در اين جشنوارهها به دست آوردهاند، سينماي هر کشوري بايد
ابتدا به ساکن در جامعه خويش و البته بدون توسل به ابتذال نقش فراگير داشته باشد. بنياد سينمايي فارابي و سازمان معاونت سينمايي اکنون بايد پس از آزمون و خطاهاي بسيار در طول ادوار گذشته اين توانايي را داشته باشند که تعريف درستي از وجه هنر- صنعت سينما ارائه دهند و بر اساس آن يک برنامهريزي توليدي براي مخاطب شناسي و برقراري ارتباط با جغرافياي داخلي و همچنين ساير جوامع و ملل انجام دهند تا به تدريج بتوانيم از طريق سينما صادرات فرهنگي داشته باشيم. در شرايط فعلي اقشار متوسط به دليل دغدغهها و نيازهاي خاص اقتصادي-اجتماعي خود نتوانستهاند در سبد خانوادههايشان جايگاهي براي سينما قائل شوند. سينماي ايران که به عنوان يک سينماي دولتي مطرح است ميتواند با هوشمندي منطبق با شرايط فرهنگي-تاريخي و اجتماعي در جهت رفع اين نقص و پوشش دهي مخاطب شناسي متکثر بر آيد و موجبات آشتي اقشار پايينتر با سينما را فراهم سازد. معاونت سينمايي بايد با سياستگذاريهاي کوتاهمدت و بلند مدت و تعامل و تفاهم با ساير نهادهاي ذيربط زمينه را براي حضور هر چه بيشتر تودههاي مردم در سينما آماده نمايد. تلويزيون به عنوان رقيب جدي و قدر سينما ميتواند در حوزه رقابتي نقش مؤثر و مثبتي داشته باشد مشروط بر اينکه در سياستگذاريها و تغيير مديريتها به ضرورت تعامل سينما و سيما به طور جدي توجه شود. با تعامل و تعادل و با يک برنامه ريزي اصولي، بدون حذف يکي از اين رسانهها، اين دو مسير موازي به يک نقطه آرماني ميرسند. متأسفانه در سالهاي اخير توليد انبوه تله فيلمها و سريالهاي با کيفيت نازل موجب کاهش سليقه مخاطبان سينما و متعاقباً افزايش توليدات سينمايي بي کيفيت گرديده است. از همين رو سينماي فرهنگي تا زماني که به جايگاه حقيقي و در خور شأن و منزلت خود برسد بايد از يارانه فرهنگي برخوردار باشد تا سطح سليقه عامه مردم ارتقا يابد. معاونت سينمايي ميبايد براي بخش خصوصي جايگاه ويژه و سازنده در نظر بگيرد تا به اين نحو بخش خصوصي داراي تشخص خاصي شود و تعداد بسياري از فيلمهاي پر بار و مهم آن دوره محصول بخش خصوصي بود. سياستگذاري ما در حوزه دولتي بايستي با سعهصدر به بخش خصوصي قدرت مانور دهد تا بخش خصوصي بتواند تواناييهاي بالقوه خود را بصورت بالفعل در آورد و در ضمن بايد نظارت دولتي دقيق از به هدر رفتن چنين فرصتي جلوگيري کند. چه فارابي، چه حوزه هنري، چه سينماي دفاع مقدس و چه بخش خصوصي بايد زمانه شناس و آشنا به مناسبات زمانه باشند. . بايد شرايط را به گونهاي رقم زنند که دوربين فيلمساز مناسبات عيني جامعه را در حوزههاي مختلف بررسي کند و فقط به ناتوراليسم منفرد و عکسبرداري صرف از واقعيت محدود نشود. بايد شرايط به شکلي مهيا شود که فيلمساز بتواند علاوه بر بازنمايي رئال شرايط جامعه و معضلات و مشکلات مردم، در نهايت و به دور از هرگونه شعار زدگي، راهکار عملي و اجرايي و اميد بخش ارائه دهد و نه تنها با تلنگري که به مسؤولان ميزند و آنها را آگاه ميسازد بلکه با ارائه راهکار و پيشنهادي نو، زمينه ساز تعامل ميان خود و مسؤولان و متقابلاً مردم گردد.