سرویس حوادث جوان آنلاین: به گزارش جوان، ساعت ۱۱:۵۰ روز پنجشنبه پانزدهم اسفندماه بازپرس ویژه قتل دادسرای امور جنایی تهران با تماستلفنی مأموران کلانتری۱۲۸ تهراننو از قتل مرد جوانی در یکی از خیابانهای شرقی تهران با خبر و همراه تیمی از کارآگاهان ادارهدهم پلیسآگاهی راهی محل شد.
تیم جنایی کنار خیابانی نزدیکی بیمارستان یاسینی با جسد مرد ۳۵سالهای به نام ابراهیم روبهرو شدند که با ضربات چاقو به قتل رسیدهبود. یکی از امدادگران اورژانس گفت: لحظاتی قبل مردی با اورژانس تماس گرفت و گفت دوستش حالش بد شده است و درخواست کمک کرد. او آدرس محل حادثه را اعلام کرد، اما وقتی به محل حادثه رسیدیم با جسد بیجان این مرد روبهرو شدیم.
مأموران در تحقیقات میدانی دریافتند دقایقی قبل سرنشینان خودروی سمند بژ رنگی که دو مرد و یک زن و یک کودک سوار آن بودند جسد را از صندلی عقب خودرو به داخل خیابان پرت کرده و از محل فرار کردهاند.
همچنین مشخص شد یکی از رهگذران شماره پلاک خودرو را یادداشت کرده است. بنابراین مأموران شماره پلاک خودروی سمند را از سامانه پلیس استعلام گرفتند که مشخص شد این خودرو متعلق به مرد۴۴سالهای به نام صفدر است که سه ساعت بعد بازداشت شد.
دستگیری مظنون
متهم صبح روز شنبه به دادسرای امور جنایی منتقل شد و در بازجوییها مدعی شد یکی از دوستانش به نام فرزاد مرد جوان را به قتل رسانده است. متهم در ادعایی گفت: من مشاور املاک دارم و چند سال قبل معتاد به مواد مخدر شدم. به همین خاطر ۳۷روز قبل در کمپ ترک اعتیادی حوالی شرق تهران بستری شدم. آن زمان مردی به نام فرزاد در کمپ بستری شد که با هم دوست شدیم. او مدعی بود فردی به نام ابراهیم که هر دو در رویهکوبی مبل کار میکنند، اختلاف حساب دارد و به همین سبب او برایش پاپوش درست کرده و او را به بهانه اینکه معتاد است در کمپ بستری کرده است. وقتی از کمپ مرخص شدم شماره تلفنم را به او دادم اگر کاری داشتهباشد با من تماس بگیرد. چند روز قبل او هم از کمپ مرخص شد و با من تماس گرفت و گفت که ابراهیم هم معتاد به موادمخدر است و تصمیم دارد او را در همان کمپ بستری کند و ازمن خواست او را کمک کنم. فرزاد شب قبل از حادثه همراه زن صیغهای خود به خانه من آمد و ساعتی بعد هم زن جوانی همراه بچهاش که از دوستان همسر فرزاد بود به خانهام آمد. آن شب من و فرزندم تنها بودیم و همسرم به خانه یکی از بستگانش رفته بود. صبح زود من و فرزندم و فرزاد و همسرش سوار خودروام شدیم و به طرف ماهدشت کرج که محل کار ابراهیم بود به راه افتادیم. آنجا ابراهیم را به زور سوار خودرو کردیم و دست و پایش را با طناب بستیم و دوباره به طرف تهران به راه افتادیم. در میانه راه فرزاد شروع به کتک کاری ابراهیم کرد که در حوالی تهرانپارس به من گفت حال ابراهیم بد و بیهوش شدهاست که همانجا پیکر نیمه جانش را کنار خیابان رها کردیم و از محل گریختیم.
متهم پس از تحقیقات تکمیلی در اختیار کارآگاهان ادارهدهم پلیسآگاهی قرار گرفت. مأموران پلیس در تلاشند تا فرزاد و همسرش و زن غریبه را بازداشت و راز قتل مرد مبل ساز را بر ملا کنند.