کد خبر: 989760
تاریخ انتشار: ۱۹ بهمن ۱۳۹۸ - ۰۶:۵۰
مردی که از ۹‌سال قبل به اتهام قتل پسر جوانش در بازداشت به سر می‌برد به قضات دادگاه گفت که عذاب وجدان رهایش نمی‌کند. او از دادگاه درخواست کرد به علت ناتوانی در پرداخت دیه با قسط‌بندی آن موافقت و او را آزاد کنند.
سرویس حوادث جوان آنلاین: به گزارش جوان، این پرونده در شعبه دهم دادگاه کیفری یک استان تهران بررسی شد. متهم ۵۴‌ساله که اسرافیل نام دارد ۹‌سال قبل در جریان درگیری با پسر ۱۹‌ساله‌اش حسن، او را به قتل رساند و از محل گریخت، اما دو روز بعد شناسایی و دستگیر شد. مرد میانسال در پلیس‌آگاهی تحت بازجویی قرار گرفت. او بعد از اقرار به جرمش در شرح حادثه گفت: «آن روز از سر کار به خانه برگشتم و خیلی خسته بودم. پسرم با شلوار راحتی مقابل آشپزخانه دراز کشیده بود. او با دیدن من از جایش بلند نشد و جواب سلامم را درست نداد. از او خواستم احترام من و مادرش را داشته باشد، اما حسن همچنان که دراز کشیده‌بود با بدخلقی جوابم را داد. از برخورد و نوع حرف زدن پسرم عصبانی شدم و دوباره به او تذکر دادم، اما کار به بحث و درگیری کشید. در حالیکه به شدت عصبانی بودم به آشپزخانه رفتم تا چوبی بردارم و او را کتک بزنم که همان لحظه حسن یک کارد میوه‌خوری برداشت و به طرف من حمله کرد. وقتی چاقو را در دستان پسرم دیدم بیشتر عصبانی شدم و همان لحظه یک کارد از آشپزخانه برداشتم سپس یک ضربه به سر و یک ضربه به پشت گوشش زدم. همسرم که با دیدن این صحنه شوکه شده‌بود، شروع به فحاشی کرد. این شد که با چاقو او را هم زخمی و فرار کردم.»

با اقرار‌های متهم و بازسازی صحنه جرم، مرد میانسال در دادگاه کیفری یک استان تهران محاکمه و با درخواست همسرش به حبس و پرداخت دیه محکوم شد. ۹‌سال از حادثه گذشت تا اینکه متهم به خاطر ناتوانی در پرداخت دیه با نوشتن نامه‌ای درخواست قسط‌بندی دیه کرد. با این درخواست پرونده بار دیگر در شعبه‌دهم دادگاه کیفری یک استان تهران رسیدگی شد. در آن جلسه متهم در آخرین دفاعش گفت: «هیچ پدری راضی به مرگ فرزندش نیست. من هم قصد کشتن فرزندم را نداشتم. فقط می‌خواستم او را تنبیه کنم تا ادب را رعایت کند و احترام من و همسرم را داشته باشد، اما او لجبازی کرد و به کارش ادامه داد. این شد که کنترل اعصابم را از دست دادم و اتفاقی که نباید می‌افتاد، رقم خورد. حالا ۹ سال است در زندانم و خانه و ملکی ندارم تا آنرا بفروشم و دیه همسرم را بپردازم. از دادگاه درخواست دارم دستور آزادی‌ام را صادر کند تا بتوانم با کار کردن مبلغ دیه را به صورت قسطی پرداخت کنم.» مرد میانسال در حالیکه سرش پایین بود، گفت: «از خدا و همسرم طلب بخشش دارم. عذاب وجدان رهایم نمی‌کند و در این سال‌ها هر شب خواب پسرم را می‌بینم و آرامش ندارم.»

در پایان هیئت قضایی وارد شور شد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار