سرویس حوادث جوان آنلاین: به گزارش خبرنگار ما، چندی قبل به مأموران پلیس تهران خبر رسید که رهگذران در یکی از خیابانهای جنوبی تهران پیکر نیمهجان مرد میانسالی را که به شدت زخمی شدهبود پیدا کرده و برای درمان به بیمارستان منتقل کردهاند. با اعلام این خبر تیمی از مأموران پلیس راهی بیمارستان شدند که دریافتند مرد زخمی، مدیر شرکت خصوصی است که ۲۴ساعت قبل از سوی چند مرد ناشناس ربوده شده و خانواده وی نیز اعلام مفقودی کردهاند. مرد زخمی پس از بهبودی در توضیح ماجرا به مأموران گفت: من مدیر یک شرکت خصوصی هستم و تعدادی هم کارمند دارم. صبح روز قبل داخل خیابان خودروی دربستی را به مقصد شرکتم که در یکی از خیابانهای مرکزی تهران است کرایه کردم. هنوز مسافت زیادی را طی نکرده بودیم که خودروی پژویی با سهسرنشین راه ما را سد کردند. وقتی راننده توقف کرد دو مرد جوان از داخل خودرو پیاده شدند و مرا به زور سوار خودروی پژو کردند و به راه افتادند. آنها پارچهای که آغشته به موادبیهوشی بود، جلوی دهانم گرفتند و بیهوش شدم و وقتی بههوش آمدم دیدم دست و پایم با طناب بسته شده و در اتاقی حبس شدهام. دقایقی بعد دو مرد جوان دوباره به سراغم آمدند و مرا به شدت کتک زدند و شکنجه دادند و پس از آن مرا مجبور کردند دو برگه سفید را امضا کنم و همچنین تمامی مدارک شناسایی و کارت عابر و پولهایم را گرفتند. حدود ۲۴ساعت من در بند آنها بودم و در این مدت خیلی مرا شکنجه کردند به طوریکه دوباره از هوش رفتم و وقتی بههوش آمدم، روی تخت بیمارستان بودم که فهمیدم رهگذران مرا در یکی از خیابانهای جنوبی تهران پیدا کرده و جان مرا نجات دادهاند.
با طرح این شکایت تیمی از مأموران پلیس تحقیقات خود را برای شناسایی آدمربایان آغازکردند. بررسیها نشان داد آدمربایان با کارت عابر شاکی مقداری طلا و ۵ هزار دلار خرید کردهاند.
دستگیری یکی از آدم ربایان در شرکت شاکی
پس از این مأموران پلیس تحقیقات خود را ادامه دادند تا اینکه چند روز قبل با خبر شدند شاکی به همکاری چند نفر از کارمندانش یکی از آدمربایان را جلوی در شرکتش دستگیر کرده است. بدین ترتیب مأموران به محل حادثه رفتند و متهم را بازداشت کردند و به اداره پلیس انتقال دادند.
مدیر شرکت گفت: پس از حادثه چند روزی در بیمارستان بستری بودم تا حالم بهتر شد و مرخص شدم. ساعتی قبل وقتی به شرکتم رفتم جلوی در اتاق نگهبانی با مرد جوانی روبهرو شدم که چهرهاش خیلی آشنا بود. به همین خاطر با او احوالپرسی کردم که خودش را معرفی کند که ناگهان فهمیدم او همان راننده پژویی است که چند روز قبل با همدستی دو مرد آدمربا مرا ربودند. بنابراین بلافاصله از نگهبان و دیگر کارمندانم درخواست کمک کردم و او را قبل از اینکه فرار کند دستگیر کردیم.
متهم پس از انتقال به اداره پلیس ابتدا با تناقضگویی قصد فریب مأموران را داشت، اما در نهایت وقتی با مدارک و دلایل روبهرو شد به آدمربایی با همدستی دو نفر از دوستانش به نام هوشنگ و جمشید اعتراف کرد.
منشی اخراجی طراح آدمربایی بود
متهم در ادعایی گفت: مدتی قبل یکی از دوستانم به نام هوشنگ مدعی شد که صاحب شرکتی، دختر مورد علاقهاش را از شرکت اخراج کرده و به همین خاطر قصد دارد از او انتقام بگیرد. هوشنگ گفت دختر مورد علاقهاش شقایق چند سالی به عنوان منشی در شرکت شاکی کار میکردهاست تا اینکه با او اختلاف پیدا میکند و صاحب شرکت هم بدون اینکه حق و حقوق او را پرداخت کند از محل کار اخراجش میکند. هوشنگ گفت که شقایق از این موضوع خیلی ناراحت است و به همین سبب از من خواست نقشه آدمربایی او را طراحی و اجرا کنم و من هم قصد دارم او را بربایم و اموالش را سرقت کنم. پس از این هوشنگ از من و دوست دیگرش جمشید خواست با او همکاری کنیم، اما من قبول نکردم تا اینکه اصرار کرد و در نهایت قبول کردم من فقط به عنوان راننده آنها را همراهی کنم. وی ادامه داد: وقتی شاکی را ربودیم هوشنگ و جمشید او را به شدت کتک زدند به طوریکه فکر کردیم او فوت کرده است و جسدش را در خیابانی رها کردیم. پس از این همه نگران بودیم که قرار شد من به شرکت شاکی بروم و آنجا پرسوجو کنم که آیا مدیر شرکت زنده است یا کشته شده است. وقتی به شرکت رفتم از بدشانسی با شاکی روبهرو شدم و و مرا شناخت و دستم رو شد. آنها مرا دستگیر کردند و به شدت کتک زدند و بعد تحویل مأموران پلیس دادند. در حالی که تحقیقات برای روشن شدن زوایایی پنهان این حادثه و مشخص شدن صحت ادعای متهم ادامه دارد مأموران پلیس در تلاشند تا دو متهمان فراری دیگر را شناسایی و دستگیر کنند.