فوتبال به عنوان جنجالیترین رشته ورزشی، اگرچه عایدی برای کشور ندارد، اما هزینههای نجومیاش سر به فلک گذاشته و دیگر نمیتوان جلوی تورم سرسامآور آن را گرفت. حالا کار به جایی رسیده که باشگاههای پرطرفدار برای پرداخت بخش اندکی از قرارداد سه، چهار بازیکن و مربی خارجی خود باید ۴۰ میلیارد تومان ناقابل جفتوجور کنند!
از آنجا که فوتبال ما همچنان دولتی است، این هزینههای گزاف باید از جیب مردمی پرداخت شود که خود با هزار و یک مشکل ریزودرشت دست و پنجه نرم میکنند.
رفتن ویلموتس و استراماچونی اگرچه هفتههاست تمام حواسها را به خود جلب کرده، ولی واقعیت این است که برای حل چالشهای فوتبال کشورمان باید هرچه زودتر موضوع دخلوخرج باشگاهها و هزینههای گزاف آنها مورد بررسی قرار گیرد و از ریختوپاشهای بعدی جلوگیری شود. در بین تیمهای لیگ برتری وضعیت خرجهای نجومی باشگاههای دولتی و صنعتی از سایرین به مراتب بدتر است. البته نباید از اوضاع تیمهای پایینجدولی که مدعی نیستند هم غافل شد، ولی شرایط تیمهای پرطرفدار و به اصطلاح مدعی غیرقابل باور است. درست است که فوتبال در این بین هواداران میلیونی دارد، اما بعید است این خیل عظیم از اینکه میلیاردها تومان خرج بازیکنان بیکیفیت خارجی شود، راضی باشند. همیشه گفتهایم و باز هم تأکید میکنیم که هواداران فهیم فوتبال ایران فرق بین خرج و مخارج اصولی و حرفهای با حیفومیل کردن بودجه دولتی را خوب میفهمند. اینکه آقایان مدیرعامل و اعضای هیئت مدیره با مظلومنمایی و برانگیختن احساسات عمومی تلاش کنند سوءمدیریتشان را مخفی نگه دارند قطعاً از چشم هواداران پنهان نمیماند، چراکه آنها میدانند دستمزدهای چندصدهزار دلاری اغلب خارجیها و قراردادهای میلیاردی بسیاری از بازیکنان وطنی عملاً دردی از فوتبال کشورمان دوا نمیکند.
سالهاست که فوتبال باشگاهی ما سیر نزولی در پیش گرفته و یکی از دلایل مهم آن چیزی نیست جز بیدروپیکر بودن دخلوخرج تیمها. البته در این رشته خبری از دخل نیست و هرچه هست هزینهای است که ثمری نه برای ورزشمان دارد و نه برای کشورمان. این وسط واسطهها، دلالها و خیلیهای دیگر از قبل افسارگسیختگی روزافزون فوتبال ثروت جمع میکنند و دم از عشق و علاقه به هوادار میزنند. اوضاع مستطیل سبز وخیمتر از آن چیزی است که فکرش را میکنیم و سؤالات زیادی وجود دارد که پاسخی به آنها داده نمیشود. رقم قراردادها هر سال چند برابر میشود، بازیکنان بیکیفیت خارجی هنوز سر از تیمهای ایرانی درمیآورند و هر سال نیز رقم بدهی باشگاهها افزایش چشمگیری پیدا میکند. واقعاً عجیب است که در این شرایط حاد نه وزارت ورزش و نه فدراسیون فوتبال برای جلوگیری از این هزینههای بیثمر کاری انجام نمیدهند و این در حالی است که تخلفات گسترده در قراردادها بر کسی پوشیده نیست. پروندههای پرتعدادمان در فیفا و ایافسی نمونه دیگری از تخلفاتی است که به فساد تبدیل شده و مهار آن بسیار سخت شده است. در اوضاع کنونی جای خالی سایر نهادهای مسئول و ذیصلاح و رسیدگی به حجم بالای این تخلفات کاملاً حس میشود. فدراسیون و وزارت اگر در این سالها به وظایف خود به درستی عمل میکردند قطعاً امروز فوتبالمان اینگونه در باتلاق دلالها و متخلفان گیر نمیافتاد. ثمره این بیمسئولیتیها و سوءمدیریتها امروز بهوضوح دیده میشود؛ باشگاه پرطرفدار برای پرداخت اندکی از مطالبات بازیکنان و مربیانش به ۴۰ میلیارد تومان پول نیاز دارد و باشگاه رقیب نیز کماکان اندرخم راضی کردن و بازگرداندن سرمربی خارجیاش است. در این وضعیت باید از دیگر نهادهای مسئول کمک گرفت تا با بررسی دقیق برخوردی ضربتی با حیفومیلکنندگان پول بیتالمال داشته باشند و فوتبال را از چنگ این اختاپوسها نجات دهند.