
امیر کوشا
امروز شاید نوبت سیبلهای خداداد است تا به او بتازند. سیبلهایی که همواره مورد هجوم زبان و شفاهیات مردی بودند که نمیتوانست بزرگتری از خود را بربتابد و نقدی از رفتار و کردار و گفتار خود را از زبان دیگر پذیرا باشد. امروز که خداداد عزیزی یکی از فصول اسفبار زندگیاش را همراه با استقلال اهواز در لیگ ایران تجربه میکند، میتوان او را جای مربیانی گذاشت که او همواره با ادله و بیادله بر آنها تاخت و هجمهای از انگهای فنی و غیرفنی را متوجهشان کرد. نقدهای خداداد بر مربیانی مانند مایلیکهن، ایویچ، طالبی، بلاژویچ، برانکو ایوانکوویچ، دایی و قطبی هرگز از یادها نخواهد زفت. نقدهایی که همواره به نظرش میرسید برای فرار از واقعیتها، توجیه خود و زیر سؤال بردن دیگران جاری میشد.
امروز که خداداد شکسته و در مسیر قهقرایی افول افتاده، باید او را پیش روی همین مردان قرار داد؛ مردانی که لااقل کارنامهای درخشان در مربیگری و بازیگری داشتند و چون باب میل عزیزی رفتار نمیکردند، چون چشم بر کنشهای منفی او نمیبستند و گوش خود را بر جملات تندش سد نمیکردند، زیر چکمههای میخ دار زبانش قرار میگرفتند. آیا امروز نباید کارنامه خداداد را آنگونه که خود او کارنامه دیگران را نقد میکرد پیش رویش گذاشت؟ آیا امروز گام برداشتن در مسیر پراشتباه عزیزی که سرمربیگری را در پیام با ناکامی و هتک حرمتها پشت سر گذاشت و در استقلال اهواز، با هزار اما و اگر به سال دوم رسید تا در فاصلهای کوتاه با مخالفت هواداران برای ادامه حیاتش روی نیمکت استقلال اهواز روبهرو شود، منطقی است؟!
میتوان خداداد را نقد کرد، البته با همان ابزاری که خود او برای تخریب دیگر مربیان استفاده میکند. او شکست را اوج ناکامی میداند و برایش مهم نیست تیم ملی ایران با مربیگری برانکو در جام جهانی برابر پرتقال دو بر صفر شکست خورده یا پرسپولیس با مربیگری قطبی ناکامی را در آغوش کشیده! او نقد میکند، چون به این باور رسیده است که بخشی از محبوبیت و مقبولیتش در جامعه عامه و هواداری فوتبال ایران محصول همین فریادکشیها و اعتراضات مکرر است. پس نه به حریف سیبل خود نگاهی میاندازد، نه ابزارش برای موفقیت! امروز اگر در همین مسیر پر از ایراد خداداد گام برداریم، میتوانیم خداداد را برای شکست تحقیرآمیز تیمش برابر ذوب آهن با همان ادله زیر علامت سؤالی بزرگتر بکشیم. باید مثل خداداد فراموش کنیم ابزاری که یک مربی برای موفقیت در دست دارد چقدر در موفقیت مهم است و باید فراموش کنیم نتیجه یک بازی فقط در خطوط فکری و ذهنی و برنامههای یک مربی خلاصه نمیشود. میتوان امروز از بلاژویچ که بوسنی را در یک قدمی جام جهانی قرار داده خواست خداداد را نقد کند. . . از برانکو نقدی را طلبید، در حالی که میدانیم همین مربی سه سال متوالی دیناموزاگرب را قهرمان کرواسی کرد. میتوان از افشین قطبی و محمد مایلی کهن چنین درخواستی داشت، در صورتی که میدانیم کارنامه این مربیان با کارنامه عزیزی قابل قیاس نیست! آیا خداداد چنین نقدهایی را برمیتابد؟!
خداداد امروز باید اصلاح شود ... امروز زمان تغییر کردن خدادادی است که اگر محبوب شد، به دلیل خدمتش به فوتبال ایران بود و اگر به حقش نرسید، باز هم به دلیلی بد چرخیدن و نابجا گفتن حرفهایش بود! فوتبال ایران نیازمند زبان رک خداداد است، اما نه این زبان که فقط در روزهای به زمین افتادن دیگران برای لگد زدن به مردهها به کار میافتد! آیا امروز هم باید خداداد را در حالی که به زمین افتاده با همان ادبیات لگدمال کرد؟!