
حادثه 11 سپتامبر 2001 بیانگر واقعه تروریستی عظیم جهانی بود، که درقلب ابر قدرت جهان کنونی(آمریکا) که مدعی نظم نوین جهانی بود اتفاق افتاد.دراین عملیات تروریستی که منجر به نابودی کامل برجهای دوقلوی مرکز تجارت جهانی در نیویورک شد، تعداد قربانیان این حادثه به 2993 نفر رسید. اکثر قربانیان این حملات مردم عادی وشهروندان بودند،که ملیت آنها 90کشور مختلف را در بر میگرفت.
وقایع11 سپتامبر، بیش از هرچیز نشان دهنده توامان آسیب پذیریها و گستردگی تواناییهای آمریکا،در بطن طولانیترین دوره صلح درمیان قدرتهای بزرگ درتاریخ بشری بود. این حادثه درحیات سیاست داخلی و خارجی آمریکا تنها ابرقدرت درسیستم سیال بینالملل معاصر، نقطه عطفی نظیر پرل هاربر بود، که توجیهگر دگرگونی و جهتگیری نوین درخط مشیهای کلی این کشور بود.
حادثه ۱۱ سپتامبر سال ۲۰۰۱ تاکنون بزرگترین عملیات تروریستی تاریخ ایالات متحده آمریکا به شمار میآید و پیامدهای مختلف سیاسی، اقتصادی، امنیتی و نظامی برای این کشور و جامعه جهانی به دنبال داشتهاست .
حوادث یازده سپتامبر در سه حوزه بازیگران روابط بینالملل ، قواعد بازی روابط بینالملل ومحیط بازی روابط بینالملل تاثیرگذار بوده است. بازیگران روابط بینالملل، به طورسنتی دولت-ملت، سازمانهای بینالدولی، سازمانهای غیردولتی و افراد میباشند.درحالی که دروقوع حادثهی یازده سپتامبربازیگران جدیدی به نام بازیگران شبکهای در روابط بینالملل وارد عرصه شدندکه این بازیگران نه دولت-ملت،نه سازمانهای بینالمللی ونه سازمانهای غیر دولتی بودند بلکه با توجه به گسترش ارتباطات جهانی شده و با بهرهبرداری از انواع ابزارهای نوین ارتباطی توانستهاند به عنوان شبکهی مؤثر در سرتاسرجهان درشکل دادن به سیاست اثرگذارباشند که نمونه بارزآن گروه القاعده است که در بیش از پنجاه تا شصت کشور جهان عضو داشته و تارهای به هم تنیدهای از ارتباطات سیاسی، مالی و انسانی را فراهم آورده است.
بسیاری از نظریهپردازان غربی با اشاره به دو دوره تاریخی قبل و بعد از یازده سپتامبر، از این حادثه به عنوان نخستین خاستگاه جنگ پست مدرن سخن گفتهاند به طوری که جنگهای سرزمینی وتجاری مدرن میان دولتهای ملی صورت میپذیرفت اما جنگ پست مدرن جنگ علیه بازیگران بدون دولت وسرزمین درمعنای متعارف آن است. جهان بعد ازیازده سپتامبر در فضایی سیال، متغیر و انتقالی به سربرده و هنوز چشم انداز روشنی در افق سیاست جهانی به چشم نمیخورد.چه آنکه چالشها، پاراداکسها و تعارضات متعددحاکم براین فضا توهم و واقعیت را با یکدیگرهم سو ساخته است.
علل وقوع حادثه یازده سپتامبر
نگرش اول - بعضی ازصاحب نظران این واقعه را توطئه سرمایه داری تلقی مینمایند،چرا که سرمایهداری به طور مرتب و مکرراً احتیاج به بحران دارد به خصوص وقتی که با یک بحران یا رکود مواجه میشودچون وقوع حادثهی یازده سپتامبر زمانی اتفاق افتاد که کسادی و بحران اقصادبزرگ آمریکا را فراگرفته بود.
نگرش دوم - این حادثه واکنش کسانی است که به موقعیت غرب حسادت میورزند و چون نمیتوانند به این موقعیت ومقام دست پیدا کنند آمریکا را قربانی میکنند.
نگرش سوم – این حادثه هشدار بزرگ تلافیجویانه به استکبار و تفرعن و خود بزرگ بینی آمریکا از یک طرف و به ستوه آمدن اقشار ستم دیده از طرف دیگر بوده است و در نتیجه آمریکا باید روزی آن حادثه را متحمل میشد.
نگرش چهارم – این حادثه همان تکرارتاریخ است.دو برج دوقلوی نیویورک درواقع برج بابل تاریخ است.
نگرش پنجم – این حادثه توطئه صهیونیسم به منظورایجاد بحران درغرب وجهان اسلام توسط موساد طراحی شده است.
واکنش آمریکا دربرابر حادثه یازده سپتامبر
جرج بوش پسر درواکنش به این حادثه دربیستم سپتامبر2001دشمنان آمریکا را دشمنان آزادی خوانده، عملیات تشکیل ائتلاف بینالمللی علیه ترور را«عدالت نامحدود» نام گذاری نمود. اما با توجه به اینکه عدالت نامحدود به اعتقاد مسلمانان فقط ازآن خداوند متعال است و تلقی عدالت نامحدود اهانت به مسلمانان است
به همین دلیل نام عملیات را «تحمل آزادی» نامگذاری کردند.
واکنش ایالات متحده به این حملات، شروع جنگ علیه تروریسم با حمله به افغانستان و از قدرت بر کنار کردن طالبان که تروریستهای القاعده را پناه می داد، و نیز تصویب طرح «قانون میهن پرستی آمریکا» بود. کشورهای بسیاری قوانین ضد تروریسم خود را تقویت کردند و اجرای آنها را گسترش دادند. آمریکا با هم سویی کشورهای غربی پس ازحمله به افغانستان درسال2003 به کشور عراق حمله نموده و به بهانه تعقیب و مبارزه با تروریست حملات خود را همچنان به پاکستان ادامه میدهد.
تناقضات و ابهامات حادثه یازده سپتامبر
1. آمریکا از حادثه یازده سپتامبر به عنوان یک سناریو سیاست سلطه اقتدارگرایانه و تسری آن به خارج استفاده کرد. حقیقت و واقعیت پشت پرده حادثه یازده سپتامبر بعد از گذشت نه سال هنوز در هالهای از ابهام است.
بر اساس برخی از گزارشات از بیست فرد مشکوک که در این حادثه دست داشتهاند، چهارده نفر آن از شهروندان عربستان سعودی و وابستگان حکومت آل سعود بودند که هنوز هیچگونه کیفرخواست علیه آنان صادر نشده است بلکه بعد از حادثه مذکور با یک فروند هواپیمای ویژه به کشور عربستان منتقل گردیدند. و آنگهی بر فرض اینکه بپذیریم شبکه القاعده به رهبری بن لادن طراح و مجری این سناریو بوده است؛ موفقیت این گروه تروریستی در کارگردانی این سناریو، نهایت ضعف دستگاههای امنیتی کشور قدرتمندی چون آمریکا را نشان می دهد.
2. کشورهای داعیهدار مبارزه با تروریست در رفتار و گفتار صداقت ندارند و نیت اصلی و بازیهای پشت پرده آنان استراتژی اساسی آنها را تشکیل میدهد. چگونه میتوانیم باور کنیم که مبارزه با تروریست جدی است در عین حال بعد از نه سال گروه تروریستی القاعده و طالبان قدرتمندتر از گذشته نیروهای خارجی و دولت به ظاهر ملی را به چالش میکشند. و حتی مشکل آنان از افغانستان به کشور پاکستان که در راستای اهداف توسعه طلبانه کشورهای خارجی قدم بر می دارد، تسری کرده است. از دیگر سو روابط نیک و دوستانه آمریکا و انگلیس با برخی از کشورهای عربی که سر منشأ تروریست و صادرکننده آن به کشورهای دیگر هستند، پوچی مبارزه با تروریست را عیان می سازد.
3. تأمین امنیت جانی و مالی آمریکاییها هدف مهم سناریوی یازده سپتامبر تلقی گردیده بود. آنچه از بدو این حادثه تا هنوز محقق شده است، کاملاً با این هدف تضاد دارد و این مهم بیش از گذشته در معرض زوال قرار گرفته است. علاوه بر تعداد روز افزون تلفات نیروهای آمریکایی در عراق و افغانستان و تحریک احساسات رادیکالیسم اسلامی در خاورمیانه در قالب گروههای رهاییبخش و ضد امپریالیسم غرب و بستن انگ اتهام تروریسم به گروههای دارای پایههای اجتماعی وسیع، مانند حزبالله در لبنان و حماس در فلسطین گزینه تنفر و انزجار از آمریکا و همپیمانان وی را میان تودههای مسلمان میانه رو نیز افزایش داده است و این تنفر و انزجار بیشتر به ضرر امنیت آمریکاییهاست تا به نفع آنان.
4. کذب وعدههای داده شده و عدم تحقق رفاه اقتصادی، امنیت اجتماعی، تحکیم پایههای دموکراسی و آزادیهای مدنی در کشور افغانستان ، اعتماد مردم را از داعیهداران و مدعیان طلایهداری حقوق انسانی سلب کردهاند و بی پایگی این شعارها با گذشت نه سال بیش از پیش نمایان شده است.
نتیجه گیری
وقوع حادثه 11سپتامبر یکی از مهمترین وقایع هزاره سوم است که منجربه تحول عظیم در نظام بینالملل شد. این عصرکه مصادف با عصر جهانی شدن است، با ورود بازیگران شبکهای به صحنه بینالملل قواعدبازی را تغییرداده است که نمود بارز آن ناتوانی غرب در مبارزه و کنترل گروه شبکهای به نام القاعده است. که پس از گذشت نه سال به نتیجه نرسیده است.