پارسا یزدانی
علی سعیدلو پنجشنبه گذشته رسماً سکان هدایت ورزش کشور را در دست گرفت و برای چهار سال میراثدار محمد علیآبادی در رأس سازمان تربیت بدنی شد.
حضور سعیدلو در هیأت مدیره پرسپولیس در زمان مدیریت حسن انصاریفرد و کاشانی عاملی بود تا این یار نزدیک رئیس جمهور با ورزش و اهالی ورزش آشنایی نسبی داشته باشد و از این لحاظ از مدیر پیشین خود یک گام جلوتر است. اما سعیدلو به این مهم نیز باید توجه کند که تا شناخت کافی روی مجموعه مدیریتیاش راهی طولانی در پیش دارد.
سعیدلو در روز معارفهاش به نکتهای هم اشاره کرد که میتواند سر منشأ اقدامات تحولی در ورزش باشد: «دستگاههای دولتی از این پس باید یک درصد از بودجه جاری و عمرانی خود را صرف ورزشی کنند.» هرچند قید باید و الزام دستگاهها به هزینهکرد این بودجه در ورزش بیشک مبلغی بین هزار تا دو هزار میلیارد تومان به بودجه ورزشی تزریق میکند اما نباید فراموش کرد بزرگترین چالش ورزشی ایران در عصر حاضر کمبود پول و بودجه نیست. از حدود شش سال پیش که بودجه ورزشی به ناگاه با افزیش تصاعدی سال به سال رشد کرد و به سقف 700، 800 میلیارد تومان در بخش جاری و عمرانی رسید همواره ورزش کشور به نسبت گذشته در بعد قهرمانی پسرفت داشته و سوءمدیریت ها و بهخصوص برخوردهای سیلقهای و فارغ از برنامهریزیهای بلندمدت در راستای سند چشمانداز عاملی برای افول روز بهروز ورزش ایران بهخصوص در بعد قهرمانی و در المپیکها شد.
هیچ شکی نیست که در دهه گذشته با بودجهای به مراتب کمتر از چند سال اخیر در المپیکها چهره موفقتری از ورزش کشور در جهان به نمایش میگذاشتیم و تردیدی نیست که کسب مقام پنجاه و یکم در المپیک چین، مؤید سیر نزولی ورزش ما بهرغم برخورداری از بودجهای مناسب و مکفی است.
حال با این تفاسیر آنچه رئیس تازه کار ورزش باید به آن توجه ویژهای داشته باشد مدیریت صحیح منابع بهخصوص در بعد انسانی است. ورزش ایران بیشتر از آنکه به پول و بودجه بیحساب نیاز داشته باشد، محتاج مدیریت مناسب و هوشمندانه و با برنامه است. طرح جامع ورزش اگرچه نقایص فراوانی دارد اما میتواند پس از اصلاح، نقشه راه سازمان ورزش باشد.
توجه به جنبش نرمافزاری و تولید علم در ورزش و پرهیز از کانالیزه شدن مجرای علمی ورزش نیز راهی است برای برونرفت از این ورزش بیبرنامه و باری به هر جهت. متأسفانه سالهاست که عدهای معدود از تحصیلکردههای این رشته، امور علمی ورزش را در اختیار دارند و در یک دور باطل قدم بر میدارند. باز کردن دایره مطالعات علمی در جهت برنامهریزیهای کلان ورزشی در حل این مشکل هم بسیار گرهگشاه خواهد بود.
بیشک استفاده بجا از همه نخبگان علمی ورزش در آزادسازی پتانسیل این رشته تأثیری بسزا خواهد داشت.
مسأله مهم دیگری هم که باید مدنظر قرار بگیرد تکمیل پروژههای عمرانی ورزش است که از زمان علیآبادی آغاز شده. سعیدلو در صورتی میتواند روی ورزش قهرمانی به عنوان نقطه ضعف مدیریت پیشین سازمان تمرکز کند که جبهه جدیدی در ورزش ایجاد نکند. زیرساختهای ورزشی هماکنون در وضعیت مطلوبی قرار دارد و اگر پروژههای نیمهتمام هم به سرانجام برسد دیگر دغدغه چندانی وجود ندارد و با رویکرد خصوصیسازی نیز میتوان در این عرصه به موفقیتهای تازهای دست یافت. رئیس سازمان تربیت بدنی بیتردید با گسترش دایره استفاده از نخبگان ورزشی که البته بسیاری از آنها در پس پرده نظارهگر اقدامات سایرین بودند میتواند در مسیر تحول ورزشی کشور قدم بردارد. باز هم تأکید میکنیم مشکل اصلی ورزشی ما نبود امکانات نیست، بلکه عدم بهکارگیری بجا و صحیح منابع و امکانات توسط مدیرانی نخبه و کاربلد در مکان و زمان مناسب است.
به امید روزی که بودجه و امکانات در این چهار سال در اختیار مدیرانی قرار بگیرد که توانایی استفاده بهینه از امکانات را داشته باشند.