ثمره بها ندادن به داشتهها شکست، سرخوردگی و بدتر از آن فاصله گرفتن کاربلدان و دلسوزان از میدان کار و تلاش و باز شدن فضا برای جولان فاسدان، متخلفان و ناکارآمدان است، درست مانند فضایی که امروز بر فوتبال ایران حاکم است.
فوتبال ایران اسیر تخلف است و این را بهوضوح میتوان در رده مدیریتی و حتی باشگاههای آن هم دید. فوتبالی که مربیان سالم و سازنده از آن فاصله میگیرند و دقیقاً به همین علت قید حضور در آن را با تمام علاقهای که به تربیت جوانان و نوجوانان دارند، میزنند.
درست به خاطر همین است که این روزها یک بازی اسم و فامیل و لقب راه افتاده و هر روز یکی سرمربی تیم ملی فوتبال میشود، آنهم در حالی که این تیم خودش سرمربی دارد. مردی که به قول وزیر ورزش و رئیس فدراسیون تا سه ماه آینده هم حقوقش را نقد کرده و باید بالای سر تیمش باشد، اما نیست، چون فدراسیون در عقد قرارداد با او چنان هنری به خرج داده که نمیتواند حتی در ایران هم نگهش دارد. این روزها فدراسیون همه را سرگرم نامهای خارجی کرده، در حالی که نامهای بزرگ فوتبال ایران سالهاست با همین سوءمدیریت و ناکارآمدی از فوتبال فاصله گرفتهاند و حتی در رده باشگاهی و سازندگی هم جایی در فوتبال ندارند، چه برسد به ردههای ملی.
راستی چه میشود که در چنین شرایطی حرف از حضور یک سرمربی جدید به میان میآید و همه به جای اینکه به فکر حضور سرمربی باشند که قرارداد دارد و حقوقش را هم گرفته یا حداقل در این برهه حساس عنان کار را به دست یک مربی کاربلد داخلی بدهند، به دنبال جذب یک خارجی دیگر هستند؟
این برمیگردد به همین ناکارآمدی وسوءمدیریتی که در فوتبال ایران شاهد آن هستیم. فدراسیونی که بعد از دو باخت ناامیدکننده پاسخی به انتقادها نمیدهد و تازه همه را مغرض معرفی میکند و از صعودی حرف میزند که هر نابلدی خوب میداند با توجه به شرایط تیممان در جدول چه کار سختی پیشرویمان است.
فدراسیوننشینان یک بازی کثیف برای فرار از پاسخگویی راه انداختهاند؛ بازی با نامها، راستی مگر فرق میکند نام سرمربی تیم ملی چه باشد؟ برانکو یا ویلموتس، چه تفاوتی دارد وقتی فساد و ناپاکی اینقدر گریبان فوتبال را گرفته که مربیان سازنده آن کنج عزلت را برگزیدهاند و حاضر نیستند پا به میدان بگذارند تا با حضورشان فوتبال ایران جانی دوباره بگیرد و خون تازهای در رگهایش جریان پیدا کند.
این ثمره فدراسیون ناکارآمد طی سالهای گذشته و امروز است که به جای آیندهنگری و کار اصولی و پایهای فقط خوب بلد است خرجتراشی کند و از جیب بیتالمال و مردم بخورد و دنبال نامهای بزرگ و کوچک خارجی باشد. فدراسیون فوتبال با این روند فوتبال پایه را خشکانده، مربیان سازنده را از رده خارج کرده و در کل شرایط را به سمتی برده که فوتبال نه امروز بازیکنساز است و نه توان مربیپروری دارد و این نیست جز اینکه فدراسیون و مسئولانش فقط و فقط در پی خوردن و بردن هستند، ولاغیر. فدراسیونی که عدهای کارنابلد و ناآشنا با فوتبال در آن سر کار هستند و هر طور که دلشان میخواهد همه را بازی میدهند.
در چنین شرایطی نباید هم جز شکست منتظر چیز دیگری بود. نباید هم امید داشت؛ چه برای حضور در المپیک، چه برای راهیابی به جام جهانی و چه موفقیت در ردههای باشگاهی. فدراسیونی که مهدی تاج رئیس آن باشد و محمدرضا ساکت همهکارهاش باید فاتحه فوتبالش را برای همیشه خواند. فدراسیونی که سازمان لیگ و باشگاههایش در تخلفات گوی سبقت را از خودش هم ربودهاند و فقط و فقط پول را میشناسند و بس. فدراسیون متخلفی که مسئولانش هم تخلفات را قبول دارند، اما، چون کسی را جلودار خود نمیبینند به کارشان ادامه میدهند و تا نابودی کامل فوتبال جلو میروند.