کد خبر: 978657
تاریخ انتشار: ۰۳ آذر ۱۳۹۸ - ۰۵:۰۵
سه‌سارق که صبح پنج‌شنبه ۳۰ آبان‌ماه با دستبرد به کارگاه طلاسازی موفق به سرقت شش‌کیلو طلا شده‌بودند عصر همان روز بازداشت شدند. متهمان روز گذشته با انتقال به پلیس‌آگاهی تهران مورد تحقیق قرار گرفتند.
سرویس حوادث جوان آنلاین: سه متهم اعتراف کرده‌اند که در خدمت سربازی با هم آشنا شده بودند. از آنجا که یکی از آن‌ها کارگر کارگاه طلاسازی بود نقشه سرقت طلایی را طراحی و با همدستی دو دوست قدیمی‌اش اجرا کرده‌بود. رامین ۲۳‌ساله است و دوماه قبل در کارگاه طلافروشی مشغول کار شده‌بود. او قهرمان مدال‌آور رده نونهالان کشتی شهرری بود. متهم مدعی بود: وقتی جایزه‌ام را به خانه بردم پدرم مرا مسخره کرد و گفت «برو دنبال درس...» خلاصه رفتار‌های پدرم و قُدبازی‌های خودم کار را به اینجا رساند.
 
برای لجبازی سرقت کردم

چقدر درس خواندی؟
در رشته مدیریت صنعتی تحصیل می‌کردم، اما درس را رها کردم. چون علاقه‌ای نداشتم، اما پدرم اصرار داشت درسم را بخوانم که به حرفش گوش ندادم. خودم بیشتر به ورزش علاقه داشتم.

قبل از کار در کارگاه شغلت چه بود؟
در قهوه‌خانه کار می‌کردم که برادر صاحب کارم پیشنهاد کار در کارگاه طلاسازی داد و قبول کردم. در آنجا داخل النگو‌ها را تراش می‌دادم و درآمدم ۲‌میلیون تومان بود.

چرا به فکر سرقت افتادی؟
متهم سکوت کرد و در حالیکه سرش پایین بود، گفت: «این نقشه از طرف محسن بود که وسوسه شدم و قبول کردم.»

از نقشه سرقت بگو؟
از آنجائیکه راه‌های ورودی کارگاه را بلد بودم، قرار شد با نقشه وارد کارگاه شویم. برای این کار سعید و محسن در حالیکه صورتشان را پوشانده بودند، زودتر جلوی کارگاه رفتند و بعد از ۴۵‌دقیقه من رفتم. محسن اسلحه داشت و با مشت به بینی‌ام زد. سعید هم با چاقو کاپشنم را پاره کرد. بعد آن‌ها مرا به عنوان گروگان گرفتند و داخل کارگاه رفتند. هنوز دیگر کارگران نیامده بودند و خلوت بود و فقط صندوق‌دار حضور داشت. آن‌ها با چاقو و اسلحه صندوقدار را تهدید کردند و از گاوصندوق چند کیلو طلا برداشتند و بعد از آن از کارگاه خارج شدیم. من بینی‌ام شکسته‌بود به همین دلیل به بیمارستان رفتم. در حال درمان بودم که از طریق دوربین‌ها شناسایی شدم و مأموران فهمیدن این یک تله برای سرقت بوده‌است به همین دلیل عصر همان روز در بیمارستان بودم که دستگیر شدم.

به این پول احتیاج داشتی؟
خیلی نه، یک خواهر و برادر بیشتر نبودیم و پدرم بازنشسته و مادرم نیز معلم بازنشسته بود. بیشتر وسوسه شدم و لجبازی کردم.

با چه کسی لجبازی کردی؟
متهم در حالیکه دندان‌هایش را هم به هم فشار می‌داد، نفس بلندی کشید و با گریه جواب داد: «با پدرم میانه خوبی نداشتم. با او لج می‌کردم و هرچی می‌گفت و از من توقع داشت برعکس انجام می‌دادم. همه حرفهایم با مادرم بود....»

لجبازی با پدر ارزش داشت یا اگر حرف او را گوش می‌کردی؟ متهم به گریه افتاد و گفت: «دیگر نپرسید خیلی در فشار روحی هستم. اشتباه کردم و پشیمانم.»

به دنبال ثروت زیاد بودم
دیگر متهم سعید ۲۶‌ساله بود. او وضع مالی متوسطی داشت. آنقدر که نیاز به سرقت نداشت، اما دندان طمع او را سارق کرده‌بود و می‌گفت دوست دارد هر چه زودتر برای خودش خانه بخرد و صاحب دارایی شود!

شغلت چه بود؟
آرایشگر بودم.

چقدر درس خواندی؟
در رشته مکانیک مشغول تحصیل بودم، اما درس را رها کردم. علاقه به درس خواندن نداشتم.

چرا همدست دوستانت شدی؟
طمع کردم. نیاز مالی نداشتم، اما دوست داشتم خانه بخرم و تشکیل زندگی بدهم.

من فقط بدشانسم
طراح نقشه محسن ۲۷‌ساله بود. او فوتبالی بود و در تیم معروفی مهاجم بود. می‌گفت بدشانس است و دست به هر چه می‌زند خاکستر می‌شود. حتی این بار هم دست به طلا زده‌است، اما...! محسن اسلحه را ۲‌میلیون و ۵۰۰ هزار تومان برای سرقت از یک قاچاقچی خریده‌بود. یکبار هم تصمیم به سرقت می‌گیرد، اما پشیمان می‌شود تا اینکه دوستش کارگر کارگاه طلاسازی می‌شود و همین بهانه طراحی نقشه برای سرقت از طلاسازی می‌شود. البته هنگام سرقت، اسلحه خالی بود.

چرا طراح سرقت شدی؟
به خاطر بدبختی، ۲۰‌میلیون تومان بدهکاری داشتم و باید آنرا تسویه می‌کردم چطور با حقوق ۲‌میلیون تومانی می‌توانستم بدهی‌ام را بپردازم؟ بدهی برای تصادف بود.

شغلت چه بود؟
آرایشگر بودم و قبل از آن در تیم معروفی مهاجم بازی می‌کردم.

چرا فوتبال را ادامه ندادی؟ در آن هم بدشانس بودم!
از روز سرقت بگو؟ روز حادثه دستانم می‌لرزید و اصلاً باورم نمی‌شد که مرتکب سرقت شده‌ام. بعد از انجام نقشه به خانه رفتم و طلا‌ها را در انباری خانه گذاشتم. رامین به بیمارستان رفت و سعید هم به محل کارش رفت. قرار بود تا بعد از عید با هم تماسی نداشته باشیم و پول طلا‌ها را هم تقسیم بر سه کنیم. اما کمتر از ۲۴‌ساعت هم نکشید که دستگیر شدم.

چطور دوستانت به تو اعتماد کردند و طلا‌ها را به تو سپردند؟
مرا اینطور نبینید. در دوستی خیانت نمی‌کنم سهمشان را به آن‌ها می‌دادم.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار