کد خبر: 978219
تاریخ انتشار: ۲۹ آبان ۱۳۹۸ - ۱۲:۵۵
حسین فصیحی
بروز خشونت‌های خانوادگی آسیب‌های بی‌شماری را به همراه دارد. مرتکبان خشونت خانوادگی و قربانیان این خشونت‌ها، آسیب‌های وارد شده را با خود به جامعه منتقل می‌کنند و به سان یک ویروس که بیماری را در جامعه شیوع می‌دهد
سرويس حوادث جوان آنلاين: بروز خشونت‌های خانوادگی آسیب‌های بی‌شماری را به همراه دارد. مرتکبان خشونت خانوادگی و قربانیان این خشونت‌ها، آسیب‌های وارد شده را با خود به جامعه منتقل می‌کنند و به سان یک ویروس که بیماری را در جامعه شیوع می‌دهد، آسیب‌های خود را در جامعه منتشر و گاهی افراد را به بیماری‌های لاعلاجی مبتلا می‌کنند. با طرح این موضوع می‌توان به این دریافت رسید که بسیاری از آسیب‌های اجتماعی، ناشی از بروز خشونت‌های خانوادگی است که اخبار آن مدام در صفحه حوادث هم منتشر می‌شود. با عنوان کردن یک مثال می‌توان به دریافت بهتری از موضوع دست یافت. زن جوانی که از بدگمانی و کتک خوردن‌های مدام از دست شوهرش رنج می‌برد، نیازمند حمایت شدن است. این حمایت یا می‌تواند از سوی خانواده‌اش صورت گیرد یا از سوی مرجع قانونی. بنابراین وقتی از سوی هیچ کدام حمایت‌های لازم را نبیند هنگام سوار شدن به تاکسی، خرید از مغازه، قدم زدن در پارک یا تماس با مردی که قبلاً به او علاقه داشته، ناگزیر می‌شود سفره دلش را نزد مردی دیگر باز کند و جراحت‌های روحی‌اش را به وی نشان دهد. مردان بیگانه در این مواقع به سنگ صبور این دسته از زنان تبدیل می‌شوند و در ادامه با آن‌ها وارد رابطه می‌شوند، بنابراین فاصله بین زن مورد نظر و شوهرش هر روز بیشتر می‌شود. این زن به این دلیل که گوشی برای شنیدن رنج‌هایش پیدا کرده‌است و به او به چشم یک حامی نگاه می‌کند، فاصله خود را با شوهرش بیشتر و با مرد بیگانه کم‌تر می‌کند. هر چند بسیاری از این روابط با خیانت ادامه پیدا می‌کند و هرگز هم راز آن برملا نمی‌شود، اما دسته‌ای از زنان با مردی که به تازگی وارد زندگی‌شان شده تصمیم به حذف شوهر خود می‌گیرند. با ارتکاب قتل، شوهر که به عنوان فردی که مرتکب خشونت علیه همسر خود می‌شد با خشونت بیشتری از سوی همسرش از زندگی حذف می‌شود. بنابراین پیامد‌های ارتکاب خشونت یک مرد، به قتل خودش، قاتل شدن فردی دیگر و همدست شدن همسرش در ارتکاب قتل و یتیم شدن فرزندانش منجر می‌شود و همه این افراد پس از انجام پیگیری‌های قانونی باید در جامعه به حیات خود ادامه دهند. بنابراین خانواده‌ای که می‌توانست کانون محبت و تربیت فرزندان باشد به خانواده‌ای متلاشی تبدیل می‌شود و آسیب‌های جبران ناپذیر آن دامن‌گیر جامعه را می‌گیرد و همه این اتفاق‌ها به یک دلیل رخ می‌دهد و آن عدم حمایت خانواده و قانون از زنی است که در خانه مدام در معرض خشونت قرار دارد و هم قانون چشم خود را به حمایت از او بسته است. عمده خانواده‌ها به دلیل فقر فرهنگی و پیامد‌های ناشی از آن یا فقر مالی حاضر به حمایت از دختران خود پس از وصلت آن‌ها نیستند. حمایت قانونی از این دسته از زنان آسیب‌پذیر هم که هیچ محلی از اعراب ندارد. البته آنچه در بالا به آن اشاره شد تنها جلوه‌ای از بروز خشونت در خانواده‌است و در نحله‌های دیگر زنان و فرزندان در بروز آن نقش دارند، اما فصل مشترک در بین آن متوجه ساختار قانونی است که در قالب حمایت، همواره سکوت کرده‌است. این سکوت، سال‌هاست که دستاویزی شده تا مرتکبان به خشونت به هر شیوه ممکن دست به بروز خشونت بزنند و آن دسته از افرادی را هم که به قانون مراجعه می‌کنند تهدید کنند. جامعه ما پذیرفته است که هزینه‌های کلانی را بابت آسیب‌های پس از بروز خشونت‌ها پرداخت کند و در صورتی که با فراهم شدن حمایت واقعی قانون از افرادی که در خانواده تحت خشونت قرار می‌گیرند، از بروز بسیاری از این آسیب‌ها و شیوع آن به جامعه جلوگیری خواهد شد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار