
رویکرد سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) به ایران آرامآرام در حال تغییر است. اوایل فروردین ماه 1388 دیپلماتهای ایرانی برای اولین بار طی 30 سال گذشته با مقام بلندپایه ناتو درباره مسائل افغانستان مذاکره کردند. انتظار میرفت مذاکرات فروردین سنگ بنای مناسبات جدید بین طرفین باشد ولی کارگردانی نه چندان ملموس بازیگری پنهان طی چند ماه گذشته رویکرد ناتو به ایران را تغییر داده است. رژیم صهیونیستی در حاشیه کنفرانس تروسیه جهانی که اواخر دسامبر 2006 در تلآویو برگزار شد، با مقامهای ناتو توافقنامهای امضا کرد که شاید آن موقع خیلی با اهمیت به نظر نمیرسید.
توافقنامه تبادل اطلاعاتی که بین طرفین امضا شد طی سه سال گذشته زمینهای فراهم کرده تا اسراییلیها نگاه ناتو به مسائل امنیتی ایران را تحت تأثیر قرار داده و به سمت و سویی خاص هدایت کنند.
سازمانهای اطلاعاتی اسراییل در چارچوب این توافقنامه گزارشهای مختلفی به سازمان پیمان آتلانتیک شمالی ارایه کردهاند که آخرین آنها سند دسامبر سال 2008 است؛ گزارشی که البته مطبوعات اسراییلی هم بخشهایی از آن را منتشر کردند. این سند، توصیفی از آخرین وضعیت هستهای و قابلیتهای موشکی ایران به مقامهای ناتو ارایه کرده، سعی میکند بین قابلیتهای هستهای و موشکی ایران پیوند برقرار کند و تهدید موشکی و هستهای ایران را در ورای مرزهای سرزمینهای اشغالی متوجه کشورهای اروپایی نماید. روزنامه اسراییلی هاآرتص به نشستی که مقامهای امنیتی رژیم صهیونیستی با ناتو در این باره برگزار کردهاند، اشاره کرد و همان موقع نوشت: «هیأت اسراییلی بحث خود را بر روی تلاشهای ایران برای توسعه موشک شهاب 4 با برد 3 هزار کیلومتر متمرکز کرد که این موشک در مراحل تکمیلی میتواند بخشهایی از اروپا را هم تهدید کند».
به نوشته هاآرتص مقامهای بلند پایه در تلآویو و بروکسل گفتهاند که همکاری نظامی بین ناتو و اسراییل در آینده نزدیک توسعه خواهد یافت و وزرای خارجه ناتو نیز در این باره به توافق رسیدهاند.
اسراییلیها طی چند سال گذشته به طور گسترده و مداوم تلاش کردهاند پیمان آتلانتیک شمالی، آنها را به عنوان یک عضو رسمی قبول کند ولی برخی ملاحظات سیاسی و امنیتی در بروکسل مانع این موضوع شده است. با این حال چنین ملاحظاتی مانع توسعه همکاریهای ناتو با تل آویو نشده است.
رژیم صهیونیستی طی ماههای اخیر تلاش کرده شاخکهای امنیتی ناتو را نسبت به تحولات امنیتی ایران حساس کند و با وجود اینکه برای تضمین امنیت خود در خاورمیانه با آمریکاییها توافقات سفت و سخت و گستردهای دارد، چتر امنیتی ناتو در مقابل ایران را به عنوان تضمینی تکمیلی تلقی میکند.
روزنامههای اسراییلی طی هفتههای اخیر گزارشهای مختلفی از قول منابع اروپایی ناتو منتشر کردهاند که نشان دهنده تقویت نگاه امنیتی ناتو به ایران است. روزنامه اسراییلی هاآرتص سه هفته قبل طی گزارشی به نقل از منابع اسراییلی نوشت:« در حالی که ناتو تا پیش از این هیچ تمایلی به طرحهای مربوط به حمله به تأسیسات هستهای ایران نداشت ولی اکنون بحث بر روی تاثیرات این موضوع بر زیرساختها و چارچوب بندی نیروهای خود را آغاز کرده است». چند روز بعد از این گزارش شبکه سیانان اسراییل در گزارش دیگری با عنوان «ناتو دیدهبانی ایران را افزایش میدهد» از قول یک مقام این سازمان نوشت: «آمریکا و ناتو اخیراً طرحهای خود برای استقرار سپر دفاع موشکی در اروپا را به روز کرده و بحث در این باره را شروع کردهاند که تحولات هستهای ایران چگونه میتواند بر این سپر تأثیرگذار باشد. یک دلیل خاص (استقرار) سپر موشکی در اروپا این بود که این سپر بتواند از منطقه در مقابل تهدید هستهای روبه رشد ایران محافظت کند». این مقام اروپایی اضافه کرد: «موشکهای ایران در حال حاضر به اسراییل میرسند ولی ایران کماکان به دنبال این است که برد موشکهایش را بیشتر کند. ما معتقدیم که ایران در آینده قابل پیشبینی خواهد توانست موشکهای متعارف یا هستهای به اروپا شلیک کند».
از سپر موشکی تا کشتی
استقرار سپر موشکیآمریکا در اروپای شرقی و جمهوری چک از اواسط دوره بوش، به مناقشهای کلیدی بین واشنگتن و مسکو تبدیل شد. ورود باراک اوباما به کاخ سفید در نوامبر 2008 شعلههای این مناقشه را کم سوتر کرد و باعث شد دولت جدیدآمریکا به مساله استقرار سپر موشکی در اروپای شرقی را از دریچههای متفاوتتری نگاه کند. هر چند مقامهای آمریکایی میگویند که روند مطالعه درباره سپر موشکی به اتمام نرسیده ولی یکی از گزینههای مطرح شده استقرار سپر موشکی در ترکیه است که ظاهراًآمریکا و ناتو به طور مشترک روی آن کار میکنند. طرح استقرار سپر موشکی در ترکیه اولین بار اواخر دی ماه 1387 به دنبال سفر رابرت گیتس وزیر دفاعآمریکا به آنکارا مطرح شد. منوچهر متکی وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی در واکنش به این طرح، اواخر اسفند ماه 1387 ضمن ابراز نگرانی از آن، تأکید کردکه استقرار سپر موشکیآمریکا در ترکیه میتواند امنیت روسیه را هم به مخاطره بیندازد. برخی منابع اخیراً حتی اعلام کردهاند کهآمریکا علاوه بر ایران، استقرار سیستم سپر موشکی در اسراییل را هم مد نظر قرار داده است.
در واقع خبری که چند روز قبل درباره فروش موشکهای زمین به هوای پاتریوت به ترکیه منتشر شد، بخشی از طرح گستردهآمریکا و ناتو برای استقرار سپر موشکی ضدایرانی در ترکیه است. بر اساس این طرح 8/7 میلیارد دلاری که به تازگی پنتاگون آن را رسانهای کرده نسخهای به روز شده از سیستم موشکهای زمین به هوای پاتریوت به ترکها فروخته خواهد شد و ترکها نیز به عنوان بال شرقی ناتو، آن را در خاک خود مستقر خواهند کرد. اگر چه برخی منابع این طرح را بخشی از همکاریهای نظامی دو جانبهآمریکا با ترکیه میدانند ولی بیشتر منابع استقرار موشکهای پاتریوت را قسمتی از چتر دفاعی گستردهتر ناتو -آمریکا قلمداد میکنند.
«ریکی السیون»، رئیس اتحاد دفاعی دفاع موشکیآمریکا مستقر در واشنگتن، در گفتوگو با روزنامه حریت چاپ ترکیه، پیشبینی کرده که این چتر دفاعی تا 2013 در ترکیه مستقر شود.
البته استقرار سپر موشکی در ترکیه فقط با مخالفت ایران مواجه نیست بلکه در داخل ترکیه هم واکنشهایی به دنبال داشته است؛ به طوری که برخی کارشناسان معتقدند سفر چند روز قبل احمدداود اغلو وزیر خارجه ترکیه به ایران که به فاصله چند روز بعد از انتشار خبر معامله 8/7 میلیارد دلاری واشنگتن - آنکارا انجام شد، نوعی اطمینان دهی به مقامهای جمهوری اسلامی درباره سپر موشکی یاد شده است. با این حال کارشناسان ترک معتقدند این طرح دیر یا زود باعث تنش بین تهران و آنکارا خواهد شد.
«عمر الیاسلان آکسو» استاد دانشگاه ترکیه روز یکشنبه در مصاحبه با روزنامه حریت گفت: خریداری موشکهای پاتریوت به معنی ورود به یک کشمکش با ایران است.
آکسو میگوید: «تحت شرایط افزایش نفوذ ایران در منطقه و مذاکره بر سر بحث هستهای، واشنگتن نیازمند کار بر روی مکانیسمی برای کنترل کردن ایران است. تازهترین استراتژیآمریکا در منطقه، اعطای نقش محوری به ترکیه است. اوباما میخواهد با استفاده از همه گزینههای احتمالی، مشکل (هستهای) ایران را فوراً حل و فصل کند ولی در هر حالت او به دنبال جلب مساعدت ترکیه خواهد بود. »
میتوان طرحآمریکا برای استقرار سپر موشکی در خاک ترکیه را بخشی از طرح گسترده ایجاد چتر دفاعی در خاورمیانه هم محسوب کرد؛ طرحی که هیلاری کلینتون وزیر خارجهآمریکا در ماه جولای از آن سخن به میان آورد. کلینتون گفت: با اینکه مقامهای رژیم صهیونیستی از طرح چتر دفاعی استقبال نمیکنند و برای حل و فصل مساله هستهای ایران به دنبال راهحلهای فوریتری مثل گزینه نظامی هستند، ولی آمریکاییها این طرح را یکی از لایههای قوی حفاظتی خاورمیانه میدانند که در موقع تبدیل ایران به یک قدرت هستهای حافظ تل آویو خواهد بود. اگر بحث چتر دفاعیآمریکا و ناتو در خاورمیانه را از این دریچه نگاه کنیم، اسراییلیها نه تنها مخالفتی با آن ندارند بلکه خودشان هم از آن استقبال میکنند.
اما همکاریهای رژیم صهیونیستی با سازمان پیمان آتلانتیک شمالی به این سپر موشکی محدود نمیشود. اطلاعات موجود نشان میدهد اسناد و اطلاعاتی که دستگاههای اطلاعاتی اسراییل به مقامهای ناتو ارائه میکنند قدری تأثیرگذار بوده که آنها نیز در مقابل اطلاعات ذی قیمتی به دستگاههای امنیتی اسراییل ارائه کردهاند.
اواخر ماه جولای یک فروند کشتی باربری روسی که گفته میشود حامل الوار بوده در فاصله آبهای ناپدید شد. روسها به فاصله روز بعد این کشتی را پیدا کردند ولی بحثهای زیادی حول و حوش این کشتی مطرح شده است. مقامهای روس اعلام کردند که دزدان دریایی این کشتی را ربودهاند ولی منابع غیر رسمی روس ادعا کردند که این کشتی حامل موشکهای اس 300 به ایران بوده و دستگاه اطلاعاتی اسراییل در ربودن کشتی نقش داشته است. صرفنظر از اینکه داستانها درباره ربوده شدن کشتی چقدر صحت دارد، نکته مهم این حادثه که اکثر منابع خبری هم به آن اشاره کردند، این بود که گرای این کشتی روس را منابع اطلاعاتی ناتو وآمریکا به دستگاههای اطلاعاتی رژیم صهیونیستی داده بودند.
اگر حادثه کشتی آرکتیک سی برای روسها و ایرانیها هیچ درسی هم نداشته باشد لااقل این حاوی یک درس کلیدی بود: «تل آویو شاخکهای ناتو را به تحولات امنیتی حول و حوش ایران حساس کرده است».