حمله هوایی به دو تانکر نفتکش در افغانستان و عواقب آن برای سیاستمداران آلمانی دردسرهای زیادی را به وجود آورده است. این دو تانکر که متعلق به نیروهای ایساف بودند توسط نیروهای طالبان در محل یکی از ایستهای بازرسی ایالت قندوز ربوده شدند و به دنبال آن نیروهای آلمانی درخواست حمله هوایی به این دو تانکر را کردند و از این رو، مسؤولیت حمله به این دو تانکر و تلفات ناشی از آن به عهده این نیروهاست. در طی حمله به این دو تانکر، حدود 100 تن کشته شدند و با وجود آنکه در ابتدای امر سعی بر آن بود تا با نظامی قلمداد کردن هدف حمله، تلفات غیر نظامی آن به نحوی نادیده گرفته شود اما تحقیقات بعدی نشان داد که دستکم ۴۹ نفر از جان باختگان این حمله غیر نظامی بودند زیرا به هنگام بمباران، گروهی از مردم در پی دعوت طالبان برای دریافت سوخت با سطل در کنار تانکرها تجمع کرده بودند. اکنون و پس از گذشت قریب به دو هفته از این ماجرا، عواقب آن دامن دستگاه دیپلماسی آلمان و عملکرد آنان در افغانستان را گرفته است.آنجلا مرکل، صدراعظم آلمان، در ابتدای امر این حمله را سنگینترین درگیری نظامی با شرکت ارتش آلمان نامید و اطمینان داد که برای روشن شدن علت این واقعه هرگونه تحقیقی انجام خواهد گرفت و هیچ چیز لاپوشانی نخواهد شد، اما ادامه تحقیقات چندان به سود سیاست دولت وی در افغانستان تمام نشد. او برای کاستن شدت حملات مخالفینش موضوع خروج نیروهای آلمان از افغانستان را مطرح کرد که قرار است در یک کنفرانس بینالمللی در سال جاری در یک راهبرد دراز مدت تدوین شود و به گفته وی، هماهنگیهایی با فرانسه و انگلیس در این زمینه انجام شده است. جدول زمانی موردنظر او در این راهبرد مدت پنج سالهای است که به شرط تامین پیشرفتهایی در افغانستان انجام خواهد گرفت. با وجود آنکه متحدان سیاسی مرکل در مجلس آلمان مثل گذشته از نظرات وی دفاع کردند اما واقعه اخیر باعث شد که مخالفان وی دلیل موجهی را در مخالفتشان با وی و درخواست خود برای خروج زودهنگام نیروهای آلمان از افغانستان بیابند. اسکار لافونتن، رهبر حزب چپ آلمان، با استفاده از موقعیت پیش آمده دولت آلمان را سرزنش کرد و مدعی شد که دولت آلمان با گسیل نیرو به افغانستان، نه تنها امنیتی در آنجا ایجاد نکرده، بلکه باعث شده تا آن کشور نسبت به گذشته ناامنتر شود. از سوی دیگر، یورگن تریتین از حزب سبزهای مجلس آلمان، با فاجعهبار خواندن سیاست اطلاعاتی آلمان در افغانستان، دستور ارتش آلمان برای حمله هوایی به این دو تانکر را «گسستی» در سیاست این کشور در افغانستان ارزیابی کرده که به گفته وی، آلمان با چنین اقدامی راهبرد نادرستی برگزیده که ریسک قربانیان غیرنظامی را در نظر نمیگیرد. اکنون، حمله به این دو تانکر موجب شده تا چالش بر سر حضور نیروهای آلمانی از مجادلات سیاسی فراتر رفته و پای هنرمندان و روشنفکران آلمان نیز به میان بیاید.۲۵ هنرمند و روشنفکر عمدتاً آلمانی در یک فراخوان خروج نیروهای نظامی آلمان را از افغانستان درخواست کردند. در بیانیه این افراد گفته شده: «در هندوکش جنگی در جریان است که نیروی مخالف در آن یک ارتش نیست، بلکه یک فرهنگ است. بنابراین، این منازعه با تقویت تعهدات نظامی قابل حل نیست، بلکه فقط از گذرگاه تعهدات درازمدت برای توسعه و سازندگی میتوان آن را حل کرد». این افراد در بیانیه خود از دولت آلمان خواستهاند تا ظرف دو سال به حضور نظامی خود در افغانستان خاتمه دهد. به نظر میرسد که اینک حضور ماجراجویانه نظامیان غربی در افغانستان موجب شده تا مبنای توجیهپذیر خود را از دست بدهد و اندیشمندان غربی را نسبت به مشروعیت چنین امری دچار تردیدهای جدی کند. از این رو، بعید نیست که کنفرانس آینده در مورد افغانستان بهانهای برای سیاستمداران اروپایی فراهم کند تا پیش از آنکه دردسرهای آنان از ماجراجوییشان بیش از این نشده خود را از گرداب افغانستان نجات دهند.