بازی‌هایی که رفت، ورزش‌هایی که آمد
کد خبر: 976029
لینک کوتاه: https://www.Javann.ir/0045uP
تاریخ انتشار: ۱۴ آبان ۱۳۹۸ - ۰۴:۲۶
احیای بازی‌های سنتی در قالب ورزش‌های همگانی
قدیم‌تر‌ها اگر بچه‌ها توی کوچه قیل‌وقال راه می‌انداختند، کسی ناراحت نمی‌شد و سرشان فریاد نمی‌کشید. همین که هوای مسن‌های کوچه را داشتند و سر ظهر صدا نمی‌کردند، اهالی محل را راضی می‌کرد. اما امروز، کسی اعصاب ندارد. به محض شنیدن اولین صدای توپ سر بچه‌ها فریاد می‌زنیم و با فراموش کردن کودکی خودمان از آن‌ها می‌خواهیم که هر کدام جلوی خانه خودشان بازی کنند
سرویس سبک زندگی جوان آنلاین: بعضی‌ها معتقدند ورزش یعنی یک سرگرمی. چیزی که باعث استرس و دلهره نباشد و شادی و سرکیفی به ارمغان بیاورد. شاید ورزش یعنی با هم دویدن، با هم یاد گرفتن و فریاد‌های از سر خوشحالی کشیدن. کاری که ما توی بچگی‌هایمان می‌کردیم. با حداقل‌ها خوش بودیم و دنیای جذابی برای خودمان می‌ساختیم.

تمام زندگی‌مان شده بود یک توپ چهل تیکه که هر کدام به نوبت از بقال سر کوچه می‌خریدیم و با آن گل کوچک یا وسطی بازی می‌کردیم. دختر‌ها بساط خاله‌بازی داشتند و یک سنگ که هر وقت خسته از نشستن می‌شدند به آن پناه می‌بردند و ساعت‌ها لی‌لی بازی می‌کردند. یادش به خیر آنقدر توی کوچه می‌ماندیم که پدر و مادر‌ها صدایشان درمی‌آمد و چند تا حرف بارمان می‌کردند تا خجالت بکشیم و به خانه برویم. امکانات کم بود و خوشی‌های کودکانه زیاد. اسمش ورزش نبود، اما همان بازی ضربان قلبشان را به شماره می‌انداخت و اشتهایشان بهتر می‌شد.
پسر‌ها کنار هم هفت‌سنگ بازی می‌کردند. یک بازی جذاب و پر تحرک که باید توپ را به هفت‌سنگی که روی هم چیده بود، می‌زدند تا برنده شوند. یک قل دو قل هم بازی دخترانه بود. با سه یا پنج سنگ ساعت‌ها سرشان گرم می‌شد.

کم کم بچه‌ها بزرگ شدند، زمانه عوض شد و همه چیز بوی تمدن و تکنولوژی گرفت. کم کم آسیب‌های اجتماعی و ترس از دزدیده شدن و تصادف و خیلی مشکلات دیگر آن‌ها را خانه‌نشین کرد. تجمع پر شر و شورشان به محیط خانه رسید. آن‌هایی که توی خانه‌های ویلایی بودند خیلی اوضاعشان فرقی نکرد، اما آپارتمان‌نشین‌ها با کودکی‌های توی کوچه خداحافظی کردند و یک شبه بزرگ شدند. دیگر ملاک خوب بودن کودکی شیطنت و جنب وجوش نبود، بلکه به بچه‌ای خوب و اهل می‌گفتند که قوانین را رعایت می‌کرد و کمتر توی محیط خانه تحرک داشت. ساخت قوطی‌های کبریتی، کودکی بچه‌ها را کشت و بازار شرکت بازی‌های رایانه‌ای و فکری را سکه کرد. اگر قبلاً بچه‌ها یک لاستیک دوچرخه را قل می‌دادند و همه دنبالش می‌دویدند، حالا با یک دسته پلی‌استیشن بازی می‌کنند. اگر قبلاً با کاغذ و مقوا بادبادک درست می‌کردند و ساعت‌ها با آن سرگرم بودند حالا به لطف تکنولوژی ماشین و هواپیما‌های شارژی دارند که می‌تواند بپرد یا راه برود.

وقتی پارک می‌رفتند یا کنار بعضی سوپرمارکت‌ها اسب‌های سکه‌ای بود که چند دقیقه‌ای سوار می‌شدند و گاهی مدت‌ها توی صف می‌ایستادند و بی‌قرار می‌شدند تا نوبتشان بشود، اما ماشین‌های شارژی زیبا و گران‌قیمت آن‌ها را به کنج خانه کشاند. حالا بهترین ماشین زیر پایشان است، اما تنها هستند. بازی یک نفره به آن‌ها مزه نمی‌دهد. به همین دلیل اسباب‌بازی‌های گران‌قیمت تبدیل شدند به دکوراسیون اتاق بچه‌ها. بعضی‌شان آنقدر گران‌قیمت هستند که مادر‌ها حتی اجازه نمی‌دهند در دسترس بچه‌ها باشد و آن را قایم می‌کنند. دلشان لک می‌زد برای عکس‌برگردان‌هایی که از پشت آدامس‌های خرسی جمع می‌کردند و با آن‌ها جذاب‌ترین رقابت‌های محله را راه می‌انداختند. یا تیله! تیله یکی از دارایی‌های ارزشمند پسر‌های محل بود. آن‌ها را با سلام و صلوات توی کوچه می‌آوردند و با آن بازی می‌کردند و گاهی همه آن را می‌باختند. اما حالا بچه‌ها هر کدامشان یک جعبه تیله دارند بدون اینکه بلد باشند با آن بازی کنند. یا کسی باشد که با او بازی کنند.

همه چیز را گردن تکنولوژی نیندازیم. خودمان هم بدجنس شدیم. قدیم‌تر‌ها اگر بچه‌ها توی کوچه قیل‌وقال راه می‌انداختند، کسی ناراحت نمی‌شد و سرشان فریاد نمی‌کشید. همین که هوای مسن‌های کوچه را داشتند و سر ظهر صدا نمی‌کردند، اهالی محل را راضی می‌کرد. اما امروز، کسی اعصاب ندارد. به محض شنیدن اولین صدای توپ سر بچه‌ها فریاد می‌زنیم و با فراموش کردن کودکی خودمان از آن‌ها می‌خواهیم که هر کدام جلوی خانه خودشان بازی کنند. آن‌ها را تنها و آرام می‌خواهیم و برای ارضای شیطنت و حس تحرکشان آن‌ها را توی کلی کلاس و فوق‌برنامه ثبت‌نام می‌کنیم که خدای ناکرده هوس کوچه به سرشان نیفتد و داد ِ کسی را درنیاورند.
تا اینکه فدراسیون ورزش‌های همگانی شروع به کار کرد. آمد و خیلی از ورزش‌ها که قبلاً بازی بود را احیا کرد. قبلاً اگر بچه‌ها با هم طناب می‌زدند حالا می‌توانند حرفه‌ای و جذاب‌تر توی مسابقات و رقابت‌ها شرکت کنند. حالا می‌توانند در کمیته باژبال فدراسیون وسطی را حرفه‌ای و جذاب‌تر دنبال کنند. باژبال همان وسطی قدیمی خودمان است که با قوانین مسابقه‌ای خاصی دوباره احیا شده است.
این فدراسیون برنامه‌های همگانی زیادی برای قشر‌های مختلف تدارک می‌بیند. آن‌ها را به پیاده‌روی خانوادگی فرا می‌خواند. برایشان تدارک کوهنوردی در روز تعطیل می‌بیند و برای بچه‌ها فراخوان بادبادک بازی و ساختشان ر ا صادر می‌کند.

دوباره قرار است توی شهر‌های شلوغ صدای هیجان بچه‌ها طنین افکند و دوباره بادبادک‌ها بر فراز آسمان نه چندان آبی شهرمان بالا بروند و روی بند آرزو‌های فرزندانمان پیچ و تاب بخورند.
جالب است بدانید که ماهیگیری هم ورزش همگانی است و خیلی از ورزش‌های قدیمی مثل طناب‌کشی و دارت و ... شامل این دسته‌بندی می‌شوند. ورزش‌های آمادگی جسمانی، پیلاتس، پیاده‌روی، ورزش‌های روزانه، فریز بی‌و برخی ورزش‌های آبی در دسته همگانی‌ها قرار دارند که شما می‌توانید با مراجعه به مسیر‌های ارتباطی این فدراسیون یا اداره ورزش هر شهر و استانتان از برنامه‌های مفرح آن‌ها مطلع شوید.

یادتان باشد که اهمیت دادن به جسم در اسلام سفارش زیادی شده است زیرا ابزاری است برای تکامل روح. ضرب‌المثل خودمان هم می‌گوید عقل سالم در بدن سالم و پیامبر مهربانی‌ها فرموده‌اند: «به بازی و سرگرمی بپردازید زیرا دوست ندارم که در دین شما خشکی و خشونت دیده شود.»
در اسلام ورزش وسیله‌ای برای تفریح و خدمت بهتر به خلق یاد شده و هدفش از حمایت ورزش، شهرت و مال‌اندوزی نبوده است.

یکی از ورزش‌هایی که مورد توجه اهل بیت علیه‌السلام بود و حضرت ابوطالب با پسرانش توجه خاصی به آن داشتند، ورزش کشتی بوده است که حضرت علی (ع) نیز از همان کودکی نیروی خود را در مقابله با بزرگ‌تر‌ها می‌آزموده است.
اسب‌دوانی و تیراندازی هم از جمله ورزش‌های سفارش شده اسلام است که متأسفانه امروزه یکی از تفریحات گران‌قیمت محسوب شده و دسترسی برای عموم دشوار است.
رشته‌های پیاده‌روی، شمشیرزنی، وزنه‌برداری و شنا نیز از جمله ورزش‌های تأکید شده دین رحمت است.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربازدید ها
مهمترین عناوین
آخرین اخبار