
انواع کودک آزاری
کودک آزاری را در یک تقسیم بندی کلی به چهار دسته زیر تقسیم میکنند:
1-کودک آزاری جسمی 2) کودک آزاری جنسی 3) کودک آزاری عاطفی 4) کودک آزاری ناشی از غفلت و مسامحه
1-کودک آزاری جسمی: عبارت است از حمله فیزیکی به کودک به طوری که موجب درد، بریدگی، کبودی، شکستگی استخوان و سایر جراحات و حتی مرگ کودک شود. این نتایج میتواند از طرق مختلفی ایجاد شود؛ مانند: شلاق زدن، بستن کودک، کوبیدن به دیوار، سوزاندن با آب جوش یا مایعات داغ و تکان دادن شدید.
امروزه حداقل در 106 کشور استفاده از تنبیه بدنی در مدارس و در 147 کشور استفاده از تنبیه بدنی در مراکز نگهداری کودکان ممنوع نیست و تا به امروز تنها در 16 کشور استفاده از تنبیه بدنی در خانه ممنوع اعلام شده است.
در خشونتهای جسمی؛ پسران بیشتر از دختران مورد آسیب و خطر قرار میگیرند.
2-کودک آزاری جنسی: درگیر نمودن کودک با فعالیتهایی که منجر به ارضای جنسی افراد بزرگسال میشود. مرکز ملی کودک آزاری سوء استفاده جنسی را تماس یا تعاملات بین کودک و فرد بالغی میداند که کودک را به منظور تحریک جنسی مورد استفاده قرار داده است.
در این نوع خشونت، دختران بیشتر در معرض خطر تجربه آن و بیتوجهی و یا وادار شدن به فحشای اجباری قرار دارند.
کودک آزای جنسی نوعی سوء استفاده از وضعیت و شرایط جنسیتی کودکان تلقی میگردد.
3- کودک آزاری روانی (عاطفی): این نوع کودک آزاری شامل هرگونه رفتاری است که به سلامت روانی کودک آسیب میرساند. مانند: آزارهای کلامی و غیرکلامی، تحقیر، توهین، ترساندن، تبعیض، وضع مقررات شدید و نامعقول، مسخره کردن و. . . . که باعث بیثباتی و دگرگونی شناختی کودک میشود.
4- کودک آزاری ناشی از غفلت ومسامحه: غفلت یکی از شایع ترین انواع آزار کودکان است که اغلب در خانوادههای کم درآمد مشاهده میشود.
توجه نکردن به نیازهای اساسی کودکان و عدم فراهم آوردن احتیاجات تغذیه، بهداشت، پوشاک، آموزش و. . . توسط والدین از مهمترین مصادیق و موارد در این نوع از کودک آزاری است.
مرگ و میر کودکان
یکی از مهمترین وظایف قوانین و سازمانهای حمایتی حقوق کودک، کاهش مرگ و میر آنان به دلیل مشکلات بهداشتی و یا خشونتهای موجود است.
آخرین بررسی جهانی سازمان یونیسف در سال 2008 کاهش چشمگیر مرگ و میر کودکان را نشان میدهد.
جمهوری اسلامی ایران از سال 1372 کنوانسیون حقوق کودک را به صورت مشروط پذیرفته است. در گزارش مقدماتی جمهوری اسلامی ایران در مورد چگونگی اجرای این کنوانسیون که در هشت فصل مستقل با موضوعات مختلف اعلام شده است، وضعیت کودکان در داخل را تفصیلاً تشریح و ابعاد و جوانب متفاوت آن را بررسی و اعلام کرده است. شرط اساسی که در تاریخ 1/12/1372 با تصویب مجلس شورای اسلامی الحاق دولت را به این کنوانسیون اعلام کرده است عدم تعارض مفاد آن در هر مورد و هر زمان با قوانین و موازین اسلامی لحاظ شده است که در صورت داشتن تعارض لازم الرعایه بودن آن منتفی است.
حقوق کودکان در ایران
در ایران آموزش و تعلیم و تربیت کودکان در سن 6 سالگی اجباری است. (ماده 1 قانون تأمین وسایل و امکانات تحصیل اطفال و نوجوانان ایرانی مصوب 1353) وداشتن حق تمتع از آموزش و تحصیل آن هم به صورت رایگان (بند 3 اصل سوم قانون اساسی) حقی است که قابل سلب نیست و هیچ کس را نمیتوان جزئاً یا کلاً از حقوقی اساسی و قانونی بازداشت.
ماده 959 قانون مدنی جمهوری اسلامی میگوید: «هیچ کس نمیتواند به طور کلی حق تمتع و یا حق اجرای تمام یا قسمتی از حقوق مدنی را از خود سلب کند. » در راستای اجرای این تأکید قانونی دولت موظف است از ادامه تحصیل کودکان در ایران حمایت کند و جمعیت 24 723 875 (برابر آمار سرشماری 1370) نفری کودکان ایران را از طریق سازمانهای حمایتی از قبیل بهزیستی، کمیته امداد و سایر نهادهای مردم نهاد و حمایتی موردتوجه و کنترل قرار دهد.
ماده 7 پیمان نامه حقوق کودک که به ثبت موجودیت و هویت رسمی هر کودک به عنوان حقی اساسی اشاره دارد میتواند مورد اهمیت و نگرش از نگاهی دیگر قرار گیرد.
نماینده یونیسف در ایران (کریستین سالازار) میگوید: آمارهای موجود نشان میدهد که 36 درصد از کل تولدها در جهان ثبت نمیشوند و در ایران نیز باتوجه به تأکید قانونی مبنی بر گرفتن شناسنامه تا 15 روز بعد از تولد کودک، آمارها نشان میدهد که تقریبا 13 درصد تولد کودکان به ثبت نمیرسد.
آمار فوق عدم تحقق ثبت واقعه تولد که دادن حق هویت به کودک تازه متولد را اشاره دارد به وضوح جمهوری اسلامی ایران را در مقایسه با نرخ رشد این امر در دنیا نشان میدهد.
مستند به بند یک ماده 993 قانون مدنی جمهوری اسلامی ایران ولادت هر طفل و همچنین سقط هر جنینی که بعد از ماه ششم از تاریخ حمل واقع شود، باید ظرف مدت و به طریقی که به موجب قوانین یا نظامات مخصوص مقررات به دایره سجل احوال اطلاع داده شود. ضمناً براساس ماده 997 همان قانون هرکس باید دارای نام خانوادگی باشد. و سایر مطالب مربوط به سجل احوال به موجب قوانین و نظامنامههای مخصوص مقرر شده است. »
در جمهوری اسلامی ایران قانونگذار به منظور ایجاد رویه و رعایت جامعیت در افراد تحت شمول و مانعیت از افراد غیرتابع اقدام به تقنین در ماده 976 قانون مدنی کرده است که: «اشخاص ذیل تبعه ایران محسوب میشوند. » 1- تمامی ساکنین ایران به استثنای اشخاصی که تبعیت خارجی آنها مسلم باشد. تبعیت خارجی کسانی مسلم است که مدارک تابعیت آنها مورد اعتراض دولت ایران نباشد.
2- کسانی که پدر آنها ایرانی است اعم از اینکه در ایران یا خارج متولد شده باشند (پذیرش اصل تابعیت خونی)
3- کسانی که در ایران متولد شده و پدر و مادر آنان غیر معلوم باشد (پذیرش اصل تابعیت خاکی)
4- کسانی که در ایران از پدر و مادر خارجی که یکی از آنها در ایران متولد شده بهوجود آمدهاند.
5- کسانی که در ایران از پدری که تبعه خارج است به وجود آمده و بلافاصله پس از رسیدن به سن 18 سال تمام لااقل یکسان دیگر در ایران اقامت کرده باشد والا قبول شدن آنها به تابعیت ایران بر طبق مقرراتی خواهد بود که مطابق قانون برای تحصیل تابعیت ایران مقرر است.
6- هر زن تبعه خارج که شوهر ایرانی اختیار کند (برگرفته از فقه شیعی است که زن تابعیت مرد میگیرد و مرد در امور مدنی و قانونی و حکومتی بر زوجه ولایت دارد.)
7- هر تبعه خارجی که تابعیت ایران را تحصیل کرده باشد.
تبصره: اطفال متولد از نمایندگان سیاسی و کنسولی خارجه مشمول فقره 4 و 5 نخواهند بود.