سرویس سیاسی جوان آنلاین: دکتر روحانی در دیدار با رئیس جمهور ونزوئلا گفته است: «مقاومت ملتهای ایران و ونزوئلا در برابر آمریکا و به شکست کشاندن توطئههای آن تحسین برانگیز است.»
این گفته را مقایسه کنید با فرمایشات جناب پرزیدنت در دانشگاه تهران؛ همان جا که باز هم مدافع رفراندوم شد و گفت: «باید دانشگاهها وارد مسائل استراتژیک شوند، حتی اگر در این مسائل به نتیجه نرسیدیم، باید همهپرسی از مردم را برگزار کنیم. راهی نداریم چراکه این ۴۰ سال دائماً بحث کردیم. ما باید راه را انتخاب کنیم.»
همین آقا در جای دیگر هم فرمودهاند: «[آمریکاییها]به بعضی از کشورهای شرق آسیا پیغام میدهند که با ما مذاکره کن؛ این کشورها مگر دیوانه شدهاند که با شما مذاکره کنند؟»
البته تناقضات فقط هم در همین مورد و تنها هم مختص روحانی نیست؛ از خیلی دیگر از مسئولان هم میتوان چنین تناقضاتی را کشف کرد. اما این مورد آنچنان خاص است که نمیتوان تصور داشت آقای روحانی از سر کثرت سخنرانیها سوتی داده است!
حقیقت این است که برخی موضوعات همچون مذاکره با آمریکا، حصر سران فتنه، مسائل زنان و سربازی تنها کارکرد تبلیغاتی و ایجاد انحراف در افکار عمومی دارند. این مسائل هیچگاه با این حرفها و متلکهای سیاسی حل نمیشوند بلکه فقط جایی که برادر رئیس جمهور راهی زندان یا مدیر آمدنیوز دستگیر میشود، حرفهایی پیرامونشان گفته میشود تا سر بحث باز شود و مخالفها و موافقها آتشخانههای خود را برای انحراف توجهها به راه اندازند.
اینها حکایت از نبود عقلانیت در کشور ما و بهویژه در میان مسئولان دارد. همین است که مردم گاهی حس میکنند مسئولان توان اداره امور را ندارند و به حرفهای جدی آنها هم مشکوک نگاه میکنند. تنها راه مقابله با این نوع رفتار و گفتار بیتوجهی مردم و فعالین رسانهای و سیاسی است. اگر ما هر بار با این حرفها همراهی نکنیم و هی آب به آسیابشان نریزیم، مسئولان هم یاد میگیرند از پاسخگویی به مردم فرار نکنند!