
تأخیر در اعلام نتایج قطعی انتخابات ریاستجمهوری در افغانستان و بحرانیتر شدن اوضاع سیاسی در این کشور باعث شده تا طالبان از این فرصت استفاده کرده و حملات خود را به سایر نقاط این کشور گسترش دهد. برای تشریح آخرین وضعیت امنیتی و سیاسی این کشور و چینش قدرت و مدیریت تحولات پس از انتخابات با دکتر نوذر شفیعی، کارشناس مسائل افغانستان به گفتوگو نشستهایم.
آقای دکتر، طالبان قبل و بعد از انتخابات ریاستجمهوری از فرصت استفاده کرد و دامنه حملات خود را به تمام نقاط این کشور گسترش داد و مردم زیادی نیز در این میان قربانی شدند. به نظر شما با اعلام نتایج قطعی انتخابات، رویکرد طالبان به چه سمتی پیش خواهد رفت؟ ما باید واکنش طالبان به انتخابات ریاستجمهوری را به سه مقطع تقسیم کنیم؛ یکی مقطع قبل از انتخابات که در این دوره زمانی طالبان تلاش داشت به هر شکل ممکن از برگزاری انتخابات جلوگیری کند یا در صورت برگزاری در شکل حداقلی برگزارشود. در حال حاضر آمار ارائه شده که نشان از مشارکت 30 تا 35 درصدی در این انتخابات دارد، طالبان به این نتیجه رسیدهاند که عملیات آنها موفق بوده است. دوم اینکه در فاصله انتخابات یک تأخیر طولانی و حادثه غیرمعمولی حادث شد. این تأخیر باعث شد که سوءظنها در داخل افغانستان نسبت به نتیجه انتخابات تشدید شود، وقتی این حادثه اتفاق افتاد طالبان تلاش کرد با دامن زدن به ناامنیها از این فرصت برای ضربه زدن به انتخابات افغانستان استفادهکند. سوم اینکه در مرحله بعد از انتخابات طالبان قصد دارد با تشدید عملیاتش وانمود کند که چه انتخابات برگزار میشد چه نمیشد، خطمشی طالبان برای ضربهزدن و بیثبات کردن افغانستان نه تنها ادامه دارد بلکه تشدید هم خواهد شد. بنابراین آنچه در این کشور به ویژه بعد از انتخابات از سوی این گروه مسلح اتفاق میافتد، دارای این پیام است که حکومت کرزای به دلیل مشارکت حداقلی و تشکیکهایی که در ارتباط با صحت انتخابات وجود دارد، آسیبپذیر است و در واقع با تشدید حملات تروریستی میتوان آن را آسیبپذیرتر هم کرد.
آمریکا در رأس کشورهای غربی در حال مطرح کردن طرح دولت ائتلافی است و برخی مطرح میکنند که علت تأخیر در اعلام قطعی نتایج انتخابات تلاش برای اجرای این طرح و قانع کردن کاندیدای رقیب کرزای است. نظر شما چیست؟ در هر حال یک واقعیت است که کل تحولات سیاسی در افغانستان از جمله برگزاری انتخابات ریاستجمهوری بر اساس یک پروژه اتفاق میافتد که هدایت آن توسط آمریکاییهاست. وقتی که قرار است تحولات هم بر اساس این پروژه رخ دهد، چینش نیرو هم بر اساس این پروژه خواهد بود و زمانیکه آقای عبدالله ععدالله و اشرف غنیاحمدزی به عنوان کاندیدای ریاستجمهوری مطرح شدند، در حقیقت کاربرد این دو نفر کاربردی تاکتیکی بود نه استراتژیک. این بدین معنی است که اصلاً قرار نبوده آمریکاییها آقای اشرف غنی احمدزی و یا آقای عبدالله را به سمت ریاستجمهوری برگزینند و یا آنها را در کرسی ریاستجمهوری قرار بدهند بلکه از طریق این دو نفر به خصوص دکتر عبدالله سعی دارند که به عنوان یک ابزار برای تعدیل رفتار کرزای در مرحله بعد از انتخابات استفاده کنند. بنابراین تردیدی وجود ندارد که هدف اصلی رایزنیها برای دولت ائتلافی چینش قدرت و مدیریت تحولات برای شرایط پس از انتخابات است و نقش آقای اشرف غنی و عبدالله عبدالله و این فرآیندها، تعدیل رفتار کرزای است.
با توجه به تغییر تاکتیک آمریکا و ناتو در حمله به طالبان از نبردهای رو در رو به بمبارانهای کور و مخالفت کنگره آمریکا، به نظر میرسد اوباما در اعزام نیروی بیشتر به این کشور دچار تردید شده است. نظر شما در این باره چیست و آینده حضور نیروهای خارجی در این کشور به چه سمتی پیش میرود؟ چند حادثه اتفاق افتاده و ممکن است تداوم پیدا کند؛ اول اینکه جمهوریخواهان در آمریکا به شدت با طرح AFPAK آقای اوباما مخالف هستند و یکی از وجوه این سیاست افزایش نیروهای آمریکایی در افغانستان حداقل به تعداد بیش از 90 هزار نفر است. بنابراین اولین مشکل مخالفت جمهوریخواهان است که با توجه به مشکلات اوباما در حوزه بهداشت و درمان فشار این حزب بر اوباما افزایش پیدا کرده و این احتمال وجود دارد که بر رفتار اوباما برای افزایش نیرو در افغانستان تأثیر منفی بگذارد.نکته دیگر اینکه طالبان در عرصه افغانستان جدیتر عمل میکنند، هم کمیت و هم کیفیت عملیاتشان گسترده شده و نتیجه آن افزایش تلفات نیروهای غربی از جمله آمریکاییها و انگلیسیها است. و از این منظر از ناحیه افکار عمومی نیز فشارهای شدید بر آقای اوباما وارد است که افزایش نیرو در افغانستان مساوی با افزایش تلفات نیروهای آمریکایی است. علاوه بر این به نظر میرسد که افزایش نیروهای آمریکایی در افغانستان باعث شود که نیروهای ضد جنگ یا طرفدار صلح در گوشه و کنار جهان را که امروز به صورت NGO ها فعالیت میکنند، برخواهد انگیخت و تصویر میشود که برخلاف تصور اوباما که قصد داشت وجهه آمریکا را در جهان ترمیم کند، تداوم سیاستهای جرج بوش از سوی وی به این معنی خواهد بود که کماکان وی به سیاست بوش ادامه میدهد و بر اساس تفصیلی که خودش از سیاست خارجی بوش داشت، باعث تخریب بیشتر چهره آمریکا خواهد شد. مجوعه این عوامل باعث تردیدهایی در اعزام گسترده نیروهای آمریکایی به افغانستان خواهد شد و در واقع اگر طرح اوباما اجرا نشود، اولین جرقه برای ناکام ماندن استراتژی کلی اوباما در حوزه افغانستان و پاکستان خواهد بود.
گفتوگو: عبدالحسین مشفق