
در خرداد 82 یعنی زمانی که پرونده هستهای ایران در دستور کار شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی قرار گرفت فضای حاکم بر نوع برخورد آمریکا و برخی کشورهای اروپایی عضو شورای حکام با فعالیت هستهای صلحآمیز ایران آمیخته به گفتمان تهدید بود. هرچند جمهوری اسلامی ایران از همان ابتدا بر اهمیت گفتوگوی برابر با قاعده برد برد جهت برون رفت از وضع پیش آمده در چارچوب آژانس تأکید داشت اما آمریکا و طیفی از دول اروپایی براساس تهدید برقآسا تصور میکردند ایران بهزودی تسلیم خواهد شد و از این رو تصور نمیکردند کار رسیدگی به پرونده هستهای ایران روندی فرسایشی پیدا کند. البته این نگرانی در ایران نیز وجود داشت که با فرسایشی شدن بحث شاید از میزان حمایت مردمی از فعالیت هستهای کاسته شود. اکنون با گذشته شش سال از آن مقطع نه تنها سیاست تهدید برقآسا شکست خورده است که فرسایشی شدن موضوع سبب شکاف بیشتر در مواضع آمریکا و برخی همراهانش شده و این در حالی است که در ایران سیاست پیگیری فعالیت هستهای صلحآمیز در پرتو حمایت مردمی همچنان استوار است. به نظر میرسد در انعطافپذیری سیاست تهدید آمریکا و چرخش آن به گفتوگو که از حضور مستقیم نماینده آمریکا در مذاکرات ژنو آنهم با عقبنشینی از پیششرط قبلی یعنی تعلیق فعالیت هستهای به عنوان پیششرط مذاکرات شروع شد و در جریان نشست 1+5 در شرمالشیخ، پاریس و برلین در سال 87 و نشستهای لندن و فرانکفورت در سال جاری ادامه یافته است متغیرهای متعددی دخیل بودهاند که فهرستوار عبارتند از:
1- بینتیجه بودن اقدام آمریکا، فرانسه و انگلیس از تهدید اول، یعنی پیگیری بحث هستهای ایران در شورای حکام تا تهدید دوم یا حداکثری یعنی ارجاع پرونده به شورای امنیت و صدور قطعنامههای 1696، 1737، 1747، 1803 و 1835؛
2- ناتوانی در شکل دادن اجماع بینالمللی بر ضد فعالیت هستهای صلحآمیز ایران بهرغم در دستور کار قرار دادن آن در نشستهای سران گروه 8، 1+5 و حتی گروه 20 و اتحادیه اروپایی؛
3- افزایش شکاف بین اعضای 1+5 بهویژه ساز مخالف روسیه و چین؛
4- حمایت محکم و قاطعانه 118 کشور عضو جنبش عدم تعهد و 57 کشور عضو سازمان کنفرانس اسلامی از فعالیت هستهای صلحآمیز ایران؛
5- استمرار همکاری شفاف ایران با آژانس و ابهامزدایی از شش مورد اتهامی در چارچوب مدالیته.
6- سپری شدن ادبیات تعلیق و ورود فعالیت و پیشرفتهای هستهای ایران به مرحله غیرقابل بازگشت؛
7- اشاره البرادعی در 20 گزارش آژانس مبنی بر عدم انحراف در فعالیت هستهای ایران با وجود دوپهلو بودن گزارشهای وی در برخی بندها؛
8- روی کار آمدن اوباما و تلاش وی برای گشودن فصلی جدید در قبال بحث هستهای ایران، البته با درک این نکته که فرسایشی شدن بیشتر قضیه ممکن است سبب تنها ماندن آمریکا در پیگیری موضوع شود.
در مجموع با توجه به حقانیت مواضع هستهای ایران براساس مقررات اساسنامه آژانس و NPT از یک سو و آشکار شدن بیاثر بودن گفتمان تهدید از سوی دیگر به نظر میرسد واشنگتن، لندن و پاریس اکنون جز تأکید بر گفتوگو با ایران بر سر بسته پیشنهادی بهروز شده گزینه دیگری پیش رو ندارند؛ امری که حداقل در روزهای اخیر کاملاً در مواضع و دیدگاههای آنها قابل رصد است. هرچند احتمال تغییر رفتار و روی آوردن به ادبیات تهدید نیز ممکن است کاملاً منتفی نشده باشد.