
با وجود اعتراض جامعه جهاني و نص صريح مصوبات سازمان ملل درباره غير قانوني بودن تغيير بافت جغرافيايي و جمعيتي بيتالمقدس، رژيم صهيونيستي از همان ابتداي تحميل موجوديت بر فلسطين در مسير يهوديسازي کامل شهر قدس گام برداشته است. مبناي توجيه به اصطلاح شرعي صهيونيستها در اضمحلال هر اثر غيريهودي جمله معروف تئوردور هرتصل «قدس سرزمين قديمي جديد» است که در جريان کنگره بال سوئيس در سال 1997 عنوان داشته است. هرتصل در جريان اين کنفرانس ميگويد:«اگر روزي بر قدس دست يافتيم و زنده و توانا بر هر کاري باشم، هر چيزي که نزد يهود مقدس نيست را نابود خواهم کرد و تمامي آثار غيريهودي که در طول قرون در آن به وجود آمده را ويران خواهيم نمود. اين جمله معروف هرتصل تعيين خط مشي حقيقي دولت صهيونيستي تا کنون بوده است. با آنکه شوراي قيمومت سازمان ملل براي اداره بيتالمقدس، نظامنامه و مقررات ويژهاي تنظيم و براي نگهداري و مخارج اداره کردن آنجا هشت ميليون دلار بودجه معين و نيز قدس را بينالمللي اعلام نموده بود و حتي براي آنجا يک فرماندار و يک مجلس قانونگذاري پيشنهاد کرد که نمايندگان آن به طور مساوي، مسلمان، مسيحي و يهودي باشند. و نيز تقاضاي خلع سلاح منطقه كرده و دستورات مفصلي راجع به اماکن مقدسه، زيارت آنها، فرهنگ و اقتصاد، تشکيلات اداري، تشکيل ادارات ملي و محلي از عرب و يهود، با اختيارات وسيع صادر کرده بود، باز هم کاري از پيش نبرد و سرانجام دولت صهيونيست اسراييل بدون توجه و احترام به مقررات بينالمللي و حقوق ملت فلسطين، شهر قدس را به پايتختي خويش انتخاب كرد. از زمان صدور بيانيه تقسيم فلسطين از سوي مجمع عمومي سازمان ملل در نوامبر 1947، عملاً شهر قدس به بخش مسلماننشين و يهودي نشين تقسيم شد. به دنبال اين بيانيه در سال 1950 دولت صهيونيستي شهر قدس را پايتخت اسراييل اعلام و سپس در تاريخ 28/6/1968 و پس از اشغال بخش شرقي قدس در سال 1967، قدس شرقي را ملحق به قدس غربي (يهودينشين) کرد. آنگاه در 30/7/1980 پارلمان صهيونيستها در يک اقدام تجاوزکارانه و به عنوان يک اصل تصريح شده در قانون، قدس را پايتخت ابدي اسراييل اعلام داشت و بر همين اساس جريان تغيير بافت جمعيتي در قدس نيز شدت گرفت. رژيم اشغالگر قدس پس از جنگ ژوئن 1967 سعي كرده که اقليت يهودي را به اکثريت در بيتالمقدس تبديل کند. اين اقليت که در سال 1918 به سه هزار نفر مي رسيد در سال 1967 به 190 هزار نفر رسيد. به گونهاي که در سال 1967 از کل جمعيت شهر قدس که 267800 نفر بود تنها 7/26 درصد آن را فلسطيني تشکيل ميداد 3/73 درصد آن از مهاجران صهيونيست بودند. اين ترکيب در سالهاي بعدي نيز حفظ شد به گونهاي که در سال 1984 جمعيت قدس به 446500 نفر افزايش يافت که از اين ميان 4/28 درصد به فلسطينيها و 6/71 درصد به يهوديان اختصاص يافت. اما از زماني که توسعه شهرکهاي يهودينشين در قدس از اواخر دهه 80 ميلادي در دستور کار اين رژيم قرار گرفت اين موازنه روز به روز به نفع مهاجران صهيونيست تغيير يافت. سازمان ملل متحد با توجه به بررسيهاي فراوان و تحقيقات و کارشناسان تحقيق مجمع عمومي سازمان ملل، در تاريخ 29 نوامبر سال 1947 و 11 دسامبر 1948، اعلاميههايي صادر كرد که طبق مفاد آنها مقرر شد، بيتالمقدس به صورت يک شهر بينالمللي اداره گردد و اداره آن به عهده شوراي قيمومت سازمان ملل متحد باشد. همچنين آن سازمان موظف گرديد از اماکن مقدسه حمايت و حفاظت نمايد اما دولت صهيونيستي اسراييل نه تنها اين اعلاميهها را رعايت نکرد بلکه به هيچ يک از آراي صادره از طرف سازمان ملل نيز احترامي قائل نشده است. پارلمان دولت اسراييل، پس از قرارداد مزبور اعلام کرد که پايتخت اين رژيم از تل آويو به قدس جديد منتقل خواهد شد. پس از آن به تدريج پارلمان و ساير ادارات مرکزي اسراييل به اين شهر منتقل گرديد. همچنين شعار رسمي پارلمان اسراييل جمله «اي اسراييل! حدود تو از فرات تا نيل است» ميباشد. که گويا از تورات اخذ كردهاند. در پي اشغال بخش شرقي و باستاني بيتالمقدس در جنگ سال 1967، سازمان ملل متحد با تصويب قطعنامههاي متعدد کوشيد از رسميت يافتن تجاوز و اشغالکري اين رژيم جلوگيري کند. در اين جهت قطعنامه 2253 که در همان سال در مجمع عمومي تصويب شد از اسراييل خواست هرگونه اقدامي که به تغيير اوضاع جغرافيايي بيتالمقدس منجر شود باطل و بيارزش تلقي کند. يک سال بعد شوراي امنيت نيز با تصويب 252 که در آن کليه اقدامات اداري و قانوني رژيم صهيونيستي از جمله مصادره کردن اراضي و مايملک مردم که مستلزم تغيير وضعيت قانوني بيتالمقدس بود غيرمجاز اعلام شد. همچنين وقتي رژيم صهيونيستي در سال 1980 شهر بيت المقدس را پايتخت اداري کيان صهيونيستي اعلام کرد، شوراي امنيت قطعنامههاي 476 و 478 را در ژوئن و جولاي همان سال صادر کرد و در اين دو قطعنامه اقدامات رژيم صهيونيستي به خاطر تصويب چنين قانوني به شدت مورد انتقاد و ملامت قرار گرفت و بر اين نکته تأکيد شد که اين قانون مخالف قوانين بينالمللي است و نبايد موجب عدم اجراي پيمان چهارم ژنو مصوبه 1949 در مورد بيتالمقدس شود. رژيم صهيونيستي از سال 1967 تا 1977 تمامي سياستهاي تجاوزکارانه خود را بر مصادره اراضي فلسطيني و ساکنان آن بنا نهاد و در اين جهت برخلاف قوانين حقو ق بينالملل به تصويب قوانين و دستورالعملهاي داخلي پرداخت. مهمترين اين قوانين مصوبهاي است که فقط 18 روز پس از اشغال شرق قدس در سال 1967صورت گرفت که به «قانون اداره و حاکميت دولت بر قدس» شهرت دارد. بر اساس اين قانون، هر فلسطيني ساکن شهر قدس که از قدس خارج و محل اقامت خويش را در نتيجه انتقال به شهر يا کشوري تغيير دهد، کارت شناسايي او که ضامن هويت قدسي اوست از او اخذ و باطل اعلام ميشود. براساس اين قانون فلسطينيهايي که با گذشت بيش از هفت سال از تغيير مکان خويش درخواست اقامت مجدد در قدس را دارند بايد در چارچوب درخواست از دولت و شهرداري يهوديان اقدام کنند، در غير اين صورت هزاران فلسطيني مقيم در قدس از ليست ساکنين قدس خارج و به افزايش جمعيت يهوديان قدس شرقي بر مسلمانان فلسطيني همين منطقه منجر شده است. از سال 1991 و به دنبال کنفرانس مادريد بيش از هشت هزار فلسطيني براي کسب هويت قدسي مجبور شدهاند درخواست هويت اسراييلي کنند تا بتوانند در شهر قدس اقامت گزينند. در واقع آن روي سکه لغو کارتهاي اقامت فلسطينيها در شهر قدس، عبارت است از تشويق فلسطينيها به درخواست هويت اسراييلي، به دنبال همين نقشه مرموزانه بود که «شيخ عکرمه صبري» رئيس دارالفتوي در 28/1/97بيانيهاي صادر و درخواست هويت اسراييلي از سوي فلسطينيها راتحريم کرد.فلسطينيها ساکن در قدس بر اساس قوانين مهاجرت، ورود و خروج از قدس، و قانون ورود به اسراييل مصوب سال 1974 به عنوان مقيم قدس تلقي ميشوند و نه ساکن و صاحبان سرزمين خود. به همين دليل است که فلسطينيهاي اهل قدس که در خارج از فلسطين و حتي خارج از قدس و ديگر شهرهاي کرانه غربي به سر ميبرند، براي ورود به قدس از ويزاهايي با اعتبار سه ساله استفاده ميکنند. براساس همين مقررات اشغالگرانه و تجاوزکارانه از سال 1996 تا کنون 1500 کارت اقامت اهالي قدس باطل اعلام شد که عملاً به اخراج 6 هزار نفر از ساکنين شهر قدس منجر گرديد. با اين همه براساس آخرين آمارهاي اعلام شده، جمعيت شهر قدس 603 هزار نفر است که 30 درصد از اين تعداد را فلسطينيهاي مسلمان و مسيحي تشکيل ميدهند. در کنار همه سياستهاي نسلبراندازي و ويرانگرانه تاريخ و فرهنگ اسلامي که از سوي رژيم صهيونيستي در شهر قدس اعمال ميشود، طرح نابودي مسجدالاقصي از سوي صهيونيستها و به خصوص گروههاي يهوديان صهيونيست بحث مستقلي را به خود اختصاص داده است. در آئين تلموديها، نابودي مسجدالاقصي مقدمه ظهور مجدد هيکل سليمان تلقي ميشود و از همين روست که از 40سال پيش تاکنون بارها و بارها مسجدالاقصي دستخوش حملات وحشيانه و ضداسلامي صهيونيستها شده و خسارات بسياري را تحمل کرده است. جريان ويرانسازي آثار اسلامي و عربي در شهر قدس از سوي رژيم صهيونيستي آن قدر گسترده است که صداي اعتراض سازمان يونسکو را نيز در آورده است. اين سازمان حفظ ميراث فرهنگي اديان الهي در شهر قدس و به خصوص آثار اسلامي را در صدر اولويتهاي خويش قرار داده است. احزاب اسراييل در اين مورد که شهر قدس پايتخت توراتي حاضر و الي الابد اسراييل است با يکديگر اختلافي ندارند و دليل عملي آن اين است که اعضاي حزب کار اسراييل به اتفاق اعضاي ائتلاف حزب ليکود حاکم، مصوبه الحاق و يهودي نمودن آن را در تاريخ 28/6/1967 در مجلس اسراييل تصويب نمودند. همچنين توافق دو حزب کار و ليکود در خصوص شهر قدس که معروف به پيمان «ايتان بيلين» است تصريح مي کند که قدس پايتخت ابدي رژيم صهيونيستي است و هيچ طرف عربي يا فلسطيني را درباره اين پرونده به رسميت نميشناسند.