از نشستهای اکتاو که با حضور همسایگان خزر- غیر از ایران- تشکیل شد برداشتهای بسیاری صورت گرفت و همه آنها معطوف به منافع روسیه و سه کشور دیگر حاضر در این اجلاس بود. نشست اکتاو اما اهداف بزرگتری را دنبال میکند و در واقع، روسیه پایهگذار آن است.پس از تلاشهای بسیار آمریکا برای نفوذ در جمهوریهای عضو شوروی سابق و حضور مستقیم در این کشورها به بهانه گسترش ناتو، کرملین بر آن شد تا به نوعی به کاخ سفید رکب بزند، به این معنا که روسها تلاش کردند در حوزههای تحت نفوذ آمریکا ورود پیدا کرده و جای پای خود را محکم کنند. کوشش بیوقفه مسکو برای تحکیم روابط با آمریکای لاتین، اروپا و آسیای جنوبشرقی اگرچه با موانع و قهر و آشتیهایی مواجه بود، اما نشان از عزم پوتین و یارانش برای حضور در حیاط خلوتهای آمریکا دارد. این مسأله در خاورمیانه هم صدق میکند، بهویژه آنکه روسها همواره رژیم صهیونیستی را خطری برای منافع بلندمدت خود در منطقه دانستهاند و از این رو در چند سال گذشته همکاریهای خود را با گروههای مقاومت همچون حماس گسترش دادهاند.روسها اما از نفوذ آمریکا در اطراف خزر غافل نشدهاند و نشست اکتاو بخشی از تلاشهای مسکو برای تشکیل یک اتحاد منطقهای با هدف دفع خطر واشنگتن به حساب میآید.روسیه در ظاهر نشان میدهد از منافع خزری قزاقستان، آذربایجان و ترکمنستان در مقابل ایران حمایت میکند، به شرط آنکه آنها بیش از آنکه از اوباما حرفشنوی داشته باشند گوش به نصایح مدودوف- بخوانید پوتین- بدهند. به این ترتیب روسها بیآنکه بخواهند یا بتوانند ایران را از خزر حذف کنند به دنبال کشاندن سه کشور دیگر زیر یوغ خود هستند تا به سوی آمریکا نروند.اما چرا روسها نمیتوانند ایران را حذف کنند. مسکو منافع درازمدت و باارزشی در تهران دارد که حتی به قیمت دوستی واشنگتن هم آنها را از دست نمیدهد. در واقع ایران برای روسها یک برگ برنده تمامنشدنی در مقابل آمریکا است. از طرفی کرملین به دنبال نفوذ هرچه بیشتر در خاورمیانه است. تعداد آنهایی که میتوانند مجوز حضور مسکو در تحولات این منطقه را بدهند از عدد دو فراتر نمیرود؛ ایران و آمریکا. واشنگتن قطعاً اجازه حضور مسکو در تحولات خاورمیانه را حتی در سطوح پایین هم نمیدهد. ایران اما راه آسانتری به نظر میرسد. روسها این مسأله را میدانند و روی آن حساب کردهاند، خاصه اینکه همین حالا در مناطق جنوبی ایران مشغول پروژههای نفتی و هستهایاند.کرملین برای حضور در عراق، لبنان و فلسطین نقشهها کشیده اما نیک میداند که بدون کمک ایران، رؤیاهایش پریشان خواهد شد.بنابراین کنار گذاشتن ایران از معادلات خزر و پیش کشیدن ترکیباتی چون 1+4 چیزی بیش از بازی با اعداد نیست و اگر کسی تصور کند آن انسجام و هماهنگی که بین 4 عضور 1+5 در پرونده هستهای ایران دیده میشود، در اطراف خزر هم قابل شکلگیری است، به بیراهه میرود. دلایل شکل نگرفتن این اتحاد هم کاملاً روشن است. از یک طرف آمریکا همچنان به تلاش برای نفوذ خود در سه کشور آذربایجان، قزاقستان و ترکمنستان ادامه خواهد داد و از رهگذر آن، چالشهای بسیاری در روابط این کشورها با روسیه پدید خواهد آورد. از طرفی روسها به دلیل منافع ذیقیمت خود در خانه همسایه جنوبی دریاچه، نمیتوانند منافع آن سه کشور را به طور کامل در خزر تأمین کنند. به این ترتیب روسیه چارهای ندارد جز اینکه همکاریهای ایران را در خزر جلب کند تا گرو لازم را از آمریکا در خاورمیانه داشته باشد و از رهگذر آن، مرزهای خود را از گزند کاخ سفید مصون نگه دارد.روسها نمیخواهند منابع نفت و گاز خزر و همسایگانش را از دست بدهند اما این را هم میدانند که خطر اصلی در این منفعتجویی آمریکا است نه ایران. در حال حاضر آن سه کشور که دارای منابع عظیم نفت و گاز هستند روابط مستحکمی با آمریکا دارند. شرکتهای آمریکایی عملاً در پروژههای نفتی این کشورها حضور فعالی داشته و این مسأله مسکو را بهشدت نگران کرده است. آمریکا میل بیانتهای خود برای حضور در خزر نشان داده است. حضور پایگاههای نظامی آمریکا در منطقه آسیای میانه و قفقاز هم بر نگرانی روسها دامن میزند.آنها نمیخواهند این سه کشور به گرجستانهایی دیگر تبدیل شوند تا نیاز به واکنش نظامی بهوجود بیاید، به همین دلیل روسها با مدلهای مختلف درصدد کاهش میزان نفوذ آمریکاییها هستند.ایران از سهم 20 درصدی و منابع نفتی خود در خزر مقتدرانه حفاظت میکند، اما این را هم میداند که هر تصمیمی برای دریاچه، بدون حضورش ضمانت اجرایی ندارد و همسایه بزرگ شمالی بیش از آنکه نگران تهران باشد، باید به دنبال رفع خطر آمریکا برود.