
انقلاب بهمن سال 1357 ناگهانی و خلق الساعه نبود و زمینههای تاریخی و اجتماعی داشت و این زمینهها چه به صورت پنهان و چه به صورت آشکار دلالت بر پیروزی انقلاب اسلامی دارد. نویسندگانی که منتسب به انقلاب اسلامی هستند حیات خود را از بهمن 1357 آغاز کردند و از همان زمان متولد شدند. پیش از بهمن 57 چیزی به نام ادبیات داستانی انقلاب اسلامی در بین معتقدان به نظام جمهوری اسلامی وجود نداشت. البته در حوزه شعر اینگونه نبوده است. شعر پیش از انقلاب شعر اعتراض است و در همه نحلههای فکری مشاهده میشود. با ورود به دهه چهارم انقلاب اسلامی جریان ادبی انقلاب را با فعالترین نویسنده متعهد انقلاب بازکاوی کردهایم.حضور فعال امیرحسین فردی در حوزه ادبیات خصوصاً ادبیات داستانی انقلاب سبب شد تا درباره ادبیات داستانی انقلاب اسلامی و جشن داستان انقلاب با ایشان به گفتوگو بنشینیم. بخش نخست این گفتوگو چهارشنبه منتشر شد، اینک بخش دوم و پایانی پیشروی شماست.
البته در بین نویسندگان انقلاب، نویسندگانی حضور دارند که ضمن اینکه خودشان در بطن انقلاب حضور داشتهاند و درگیر جنگ بودهاند، تربیتیافته کارگاههای قصه و رمان به حساب میآیند و کارهای خوبی نیز عرضه کردهاند. بنابراین آیا گمان نمیکنید در عرصه تربیت نویسندگان نیز غفلتهایی صورت گرفته است و اگر به این حوزه توجه بیشتر میشد، شاید آثار برجستهتری خلق میگردید؟
اصولاً نویسندهپروری و آموزش نویسندگی مسألهای است که بنده چندان اعتقادی به آن ندارم و با وجود اینکه مدتها درگیر این جریانات بودهام، همواره سعی کردهام از آن پرهیز نمایم؛ زیرا به عقیده من نویسنده به مثابه پرندهای است که همیشه به پرواز کردن میاندیشد. به این پرنده فقط میتوان آموخت که نترسد و پرواز کند. بعد از پرواز این خود اوست که افق پرواز خود را انتخاب میکند؛ بنابراین ما نمیتوانیم چگونه نوشتن را به کسی تزریق کنیم.
فرمایش شما کاملاً صحیح است؛ اما فکر میکنم که لازم است قیدی کنار آن ذکر گردد و آن اینکه بحث و نظر شما در مورد مبانی اندیشه، درست است؛ اما در مورد تکنیکهای فنی نویسندگی و مباحث رعایت ساختار نوشته و اثر، نمیتوان چنین نظری را صحیح دانست و آموزش این مباحث جزء ضروریات است.
البته این ضرورت نیز به حدی که شما میفرمایید نیست. حتی قالب و ساختار را نیز نویسنده براساس شرایط حسی و روحی خویش برمیگزیند و در هر قالبی به نوشتن نمیپردازد. نویسنده اگر در نویسندگی قالب و سبک خاصی را انتخاب میکند، برای این است که در آن قالب و سبک بهتر میتواند سخن بگوید و حرف بزند، مثلاً شما 10 تا کتاب را پیش روی خود قرار میدهید و آن را میخوانید و گمان میکنید همه آنها را یک نفر نوشته است؛ چرا از تنوع در لحن و رنگ و نیز از تفاوتها خبری نیست. این نشاندهنده تولید انبوه است؛ حال آنکه در ادبیات تولید انبوه معنا ندارد. در ادبیات هر کس شناسنامه خود و شیوه حرف زدن و نوع نگاه خود را دارد. از آفتهای نویسنده پروری یکی نیز همین است و باید بپذیریم که آفتی خطرناک است.
واقعیت این است که با وجود کمبودهایی که در این عرصه وجود دارد به هر حال در طول این 30 سال کارهایی در این حوزه انجام شده و آثاری تألیف شده است حال آنکه تاکنون فهرست کاملی از این آثار پدیده نیامده و حتی بسیاری از کتابهایی که در حوزه ادبیات انقلاب تألیف شده است در دسترس نیست و به گمان من لازم است حتی کارهایی در این زمینه صورت گیرد. این آثار جمعآوری شود و در اختیار علاقهمندان خصوصاً نسل جدید قرار گیرد.
مطالبی که بیان فرمودید کاملاً صحیح است وظیفه فرهنگ و ارشاد اسلامی است که تدبیری در این زمینه بیندیشد و کتابهای موجود در این حوزه را جمعآوری کند. البته کتابخانههایی نیز در حوزه ادبیات انقلاب وجود دارد، مثلاً در حوزه هنری کتابخانهای با همین عنوان یعنی کتابخانه انقلاب وجود دارد که البته بیشتر کتابهای تاریخی را دربرمیگیرد و اما یک نکته را نباید فراموش کنیم و آن اینکه نویسندگان نظام جمهوری اسلامی ایران در زمینه دفاع مقدس کارهای برجسته و ماندگاری تألیف کردهاند که بسی جای افتخار است.
ما هیچ نویسنده بزرگی بعد از انقلاب نداشتیم که تجربه پیش از انقلاب را داشته باشد و دست نویسندگان جوان و کمتجربه ما بعد از انقلاب را بگیرد و راه و چاه را به آنها نشان دهد. اگر هم بودند در حوزه شعر فعالیت داشتند و نه داستان. اگر جلال آلاحمد یا مرحوم شریعتی زنده بودند شاید بعد از انقلاب این خلأ را پر میکردند اما متأسفانه پس از انقلاب پیشکسوتی نبود که راهنمایی و هدایت نویسندگان جوان را بر عهده بگیرد. بسیاری از نویسندگان با تجربه مشهور بعد از انقلاب بلافاصله در برابر انقلاب جبهه گرفتند.
آیا به عقیده شما لازم نیست کانونی وجود داشته باشد و این نویسندگان و شور و شوق نویسندگی آنها را هدایت نماید؟
همچنان که عرض کردم بنده به کلاسهای نویسندگی چندان اعتقاد ندارم. البته دانشگاهها میتوانند متولی این باشند اما حوزه فعالیت آنها هم بیشتر مربوط به جنبه نظری است. در نهایت خود نویسنده است که باید از هستی و مسائل زمان خود را ارتزاق نماید. در تمام دنیا هم همین طور است. نویسندگان بزرگ محصول درس و دانشگاه نبودهاند بلکه محصول زندگی بودهاند. جامعه نیز در این میان نقش تعیینکنندهای دارد. مثلاً وقتی اثری خلق میشود حتی اگر متوسط باشد جامعه باید نسبت به آن واکنش نشان دهد. این واکنش برای یک نویسنده جوان شوقآفرین است. سکوت و بیتفاوتی نسبت به اثر، صاحب اثر را دلسرد مینماید.
بنابراین هر اثری تألیف میشود نیازمند حمایت مردمی است. رسانهها باید این اثر را معرفی کنند و از آن حمایت نمایند حال آنکه در کشور ما آثار تألیف شده در محاق میمانند و نویسندگان ما در سکوت غمانگیزی کار میکنند لذا مقصود من از حمایت نوعی همدلی اجتماعی است که متأسفانه در جامعه ما وجود ندارد. در کشور ما کارهای خوبی تولید میشود اما به آنها پرداخته نمیشود و نویسنده در گمنامی و عسرت به خلق اثر میپردازد. فضای نویسندگی در کشور ما سرد است و این فضا نیاز به سرزندگی دارد. کتابی که تألیف شده است چه بسا و چه بد نیاز به نقد دارد. نویسندگان وقتی این فضا را سرد میبینند از آن فاصله میگیرند و چه بسا جذب فضاهای دیگر میشوند.
به نظر میآید یکی از راههای مهم مطرح کردن آثار ادبی برگزاری جشنوارهها و مسابقات ادبی است. شما در حال حاضر مسؤولیت جشنواره داستان انقلاب را بر عهده دارید. درباره چگونگی شکلگیری این جشنواره و رسالتی که بر عهده دارد توضیح دهید.
بنده همواره نگاهی انتقادی به تشکیلات وزارت ارشاد داشتهام و همین مسأله سبب شده است به خلأهایی که در عرصه ادبیات انقلاب وجود دارد و وزارت ارشاد بدان نپرداخته است، بیندیشم. در سالهای گذشته در تمامی شاخهها، برندگان مشخص میشدند و به آنها جایزه داده می شد.
اما در حوزه داستاننویسی کار به صورت امنیتی انجام میشد تا به آنجا که داوران هم کاملاً ناشناخته بودند. این داوران آثاری را انتخاب میکردند ولی آنها را معرفی نمیکردند. وقتی به ادوار وزارت ارشاد بعد از انقلاب توجه کنیم متوجه میشویم که در بسیاری از دورهها به داستان و نویسنده آن جایزهای تعلق نگرفته است حال آن که حق نویسنده است که این جایزه را دریافت نماید. در این دوره فقط سه رمان شایسته تقدیر شناخته شد و ما از نویسندگان این رمانها میخواستیم که پس از اصلاح این آثار را برای چاپ در اختیار ما قرار دهند.
با این وصف جشنواره آثار چاپ نشده را نیز در بر میگیرد؟
بله. انتخابی که ما انجام می دهیم از میان آثار چاپ نشده است و سختی کار ما هم در همین جاست. واقعیت این است که داوری بر روی کارهای آماده آسانتر از داوری بر روی آثاری است که به تازگی تألیف شده و هنوز به چاپ نرسیده است.
واقعیت این است که برگزیدگان کتاب سال چه در داخل کشور و چه در سطح جهان انصافاً در حوزه خودشان شاخص و حائز رتبه اول هستند. شاید همین قید کمال مطلوب بودن برای متولیان کتاب سال جمهوری اسلامی ایران نیز مطرح بوده است و چون کمال مطلوب را در این حوزه یعنی حوزه ادبیات انقلاب مشاهده نکردهاند کمتر بدان پرداختهاند. نظر شما در این باره چیست؟
به نظر من نیز کمال مطلوب تعبیری نسبی است و هدف ما گزینش کمال مطلوب نیست ما میخواهیم کتاب سال انتخاب کنیم، نه کتاب قرن، لذا کتابهایی که به نظر داوران این جشنواره دارای ویژگیهایی هستند که آنها را در میان سایر آثار برجسته مینماید انتخاب میشوند و به عنوان کتاب سال معرفی میگردند.
نکته دیگری که لازم است بدان توجه نماییم این است که معدود جایزههایی هم که تاکنون از طرف پنج، شش نهاد فرهنگی به نویسندگان داده شده است همواره به افراد خاصی تعلق گرفته است، کسانی که از یک نهاد جایزه دریافت کردهاند از نهادهای دیگر نیز جایزه گرفتهاند گویا در این بین داد و ستدهایی صورت گرفته است. نظر شما در این باره چیست؟
مسألهای که شما فرمودید اصلاحپذیر است. من از ناحیه دیگری سخن میگویم و آن نادیده انگاشتن جریان ادبیات داستانی در کشور است. گاه ما میبینیم که شیوهای غلط است. شیوه غلط قابل اصلاح است اما این که جایزه ندهیم نویسندگانمان سربلند کنند فاجعهای بزرگ است که اتفاق افتاده است. در کشوری که زمانی رهبر آن بر داستاننویسی تأکید میکرد و روبهروی نویسندگان مینشست و با آنان به گفتوگو مینشست اگر متولیان فرهنگ نسبت به این مقوله بیتفاوتی نشان دهند جای بسی تأسف است و نتیجه این بیتفاوتی گمنامی و غربت است که نویسندگان دچار آن هستند.
جشنواره داستان انقلاب برای رفع این مشکلات چه تدابیری اندیشیده است؟
ما تلاش کردهایم سازنده حرکت کنیم. کارهای زیادی نیز در این حوزه انجام دادهایم. چندین سال پیش نیز جایزه شهید غنیپور را ترتیب دادیم که هماکنون از جایگاه ویژهای برخوردار است. من وقتی به صحنه ادبیات کشورمان توجه کردم متوجه شدم که جای ادبیات انقلاب در آن بسیار خالی است. هر کدام از بنیادهای فرهنگی مسؤولیت بخشی از ادبیات را بر عهده گرفتهاند. مثلاً دفاع مقدس در حوزه مأموریت و مسؤولیت بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس است اما برای ادبیات داستانی انقلاب اسلامی هیچ نهادی تأسیس نشده است و هیچ مرکزی متولی آن نیست. لذا با همین انگیزه بنده پیشنهاد دارم که جریانی در حوزه هنری ایجاد نماییم. در میانه کار وزارت ارشاد نیز اعلام مشارکت کرد و ما پذیرفتیم. هدف ما انتخاب کمالی مطلوب نیست. معتقدم جشنواره باید کتابی را انتخاب کند و به عنوان کتاب سال معرفی نماید ولو اینکه این کتاب ضعیف باشد و یا اینکه از کمال مطلوب برخوردار نباشد.
در نخستین گام اقبال به این جشنواره نسبت به فراخوانی که اعلام کردید چگونه بود؟
در سال نخست فعالیت، جشنواره از اقبال زیادی برخوردار نشد. در شماری از رسانهها مطالبی علیه این جشنواره نوشته شد و افراد زیادی داستان و ادبیات انقلاب را زیر سؤال بردند به نسبتی که رسانههای خارجی نیز نسبت به این جشنواره عکسالعمل نشان دادند؛ در رسانههای داخلی خبری نبود و بسیاری از آنها متوجه این جریان نبودند، به هر حال ما کاری را آغاز کردهایم و با وجود سختیها آن را ارائه خواهیم داد.
ما در این زمینه پافشاری میکنیم تا آثار خوبی تألیف شود. این جایزه و نیز حقالتألیفی که نفر برگزیده دریافت میکند تشویق خوبی در این حوزه به حساب میآید. من بارها در مصاحبههای رسانهای عرض کردهام که ما حیثیت ادبیات را زیر سؤال نخواهیم برد و صرف این که مضمون اثری خوب است آن را انتخاب نخواهیم کرد.
در وهله اول ادبیت اثر و قدرت و قوت آن را در نظر میگیریم و بعد مضمون آن را، اگر ادبیت اثری قوی باشد مضمون ماندگار میشود ولی اگر ادبیت ضعیف باشد مضمون نیز به هدر خواهد رفت لذا وقتی ما از ادبیت اثر دفاع میکنیم در حقیقت به مضمون ارزش میدهیم.
نکته دیگر درباره سفارشی بودن اثر است. سفارشی بودن حسن است یا عیب محسوب میشود؟
سفارشی کار کردن فقط مربوط به حوزه ادبیات نیست و سایر حوزهها نظیر سینما و گرافیک و... را نیز در بر میگیرد. اما متأسفانه در حوزه ادبیات لکه ننگی به حساب میآید، حال آن که سفارشی کار کردن هم میتوان حسن باشد و هم قبح و در حقیقت حسن و قبح آن به نوع کار ارتباط مییابد.
به باور شما این ذهنیت منفی نسبت به سفارشی کار کردن به چه چیز بازمیگردد؟
به این بازمیگردد که عدهای نمیخواهند نویسندگان ما پیشرفت کنند. نویسندگانی که با سفارشدهندگان مواجه میشوند دو دسته هستند؛ دسته اول نویسندگانی هستند که به موضوع اعتقاد دارند ولی فرصت نکردهاند که بدان بپردازند، لذا وقتی با این پیشنهاد مواجه میشوند آن را فرصت خوبی به شمار میآورند و از آن استفاده میکنند، دسته دوم کسانی هستند که به موضوع اعتقاد ندارند ولی پیشنهاد به قدری اغواگرانه است که آن را میپذیرند، اما اگر بخواهیم از منظر یک نویسنده حرفهای به قضیه نگاه کنیم باز هم قبحی در کار مشاهده نمیشود زیرا کار او نویسندگی است و به هر حال باید بنویسد. مؤلفههای مختلفی نظیر شرایط سفارشدهنده و شرایط سفارشگیرنده در حسن و قبح این قضیه مؤثر است.
متأسفانه آثار سفارشیای که امروزه تألیف میشود، از میان سفارش گیرنده دست کم ؟؟ را نداشتهاند، مثلاً حتی اگر سفارش گیرنده با اعتقاد اثر را تألیف کرده است اثر بسیار ضعیف بوده است. حال احتمالاً این اثر به دلیل قیودی است که سفارش در تألیف اثر تعیین میکند.
بسیاری از این سفارشدهندگان چون منتسب به دستگاههای دولتی هستند و دغدغه فروش ندارند به جذابیت اثر فکر نمیکنند و متأسفانه این آفتی است که وجود دارد. لذا برای اینکه این آفت از بین برود سفارشدهندگان باید از میان کارشناسان و ناشران موفق انتخاب شوند.
آینده نویسندگان انقلاب را چگونه میبینید؟
من به آینده نویسندگان انقلاب بسیار امیدواریم و به گمان من آینده ادبیات انقلاب در اختیار نویسندگان سالم و اصیل این جامعه است. واقعیت این است که آثار اصیل و سالم جامعه را تکان میدهد و بنده امیدوارم روز به روز شاهد تولید بیشتر این آثار باشیم.
گویا قرار است جشنواره داستان انقلاب برگزار نشود. در این باره توضیح دهید.
بله. همین طور است. به دلیل نداشتن زمان، جشنواره داستان انقلاب دهه فجر سال آینده برگزار خواهد شد. به دلیل کمبود زمان و ارائه فرصت مناسب به داستاننویسان، این جشنواره به سال آینده موکول شد. تجربه مستقیم نویسنده از تمام جریانات و رویدادهای انقلاب اسلامی سرمایه عظیم و قابل اعتمادی در تولید و نگارش داستان و رمان انقلاب است. این جشنواره قرار است جریانات قبل و بعد از انقلاب را در قالبهای ادبی همچون داستان و رمان به تصویر بکشد.