کد خبر: 96722
تاریخ انتشار: ۲۱ شهريور ۱۳۸۸ - ۰۹:۲۶
واکاوی سند تأملات راهبردی مشارکت(1)

با بازداشت برخی اعضای حزب مشارکت در حوادث پس از انتخابات، نیروهای دادستانی به مدرکی دست یافتند که نام «سند‌تأملات راهبردی حزب مشارکت» بر آن نهاده شده بود، بخش‌هایی از این سند، به عنوان اسناد مجرمیت این حزب در متن کیفرخواست دادگاه‌های اخیر آورده شد. حزب مشارکت این سند را بر روی سایت نوروز نهاد تا جهت همگان در دسترس باشد و حساسیت‌ها نسبت به آن کاهش یابد. امید است محتوای اصلی آن(نسخه موجود در دادستانی) با نسخه منتشر شده توسط حزب منطبق باشد زیرا آنچه در ذیل می‌آید براساس نسخه‌ای است که توسط حزب منتشر شده و به سند موجود در دادستانی دسترسی حاصل نشد.
روح کلی حاکم بر سند
قبل از ورود و بررسی و نقد محتوایی آن لازم است روح کلی حاکم بر آن را به قضاوت بنشینیم زیرا جمع‌بندی آن ناشی از نوع نگرش این حزب به اصول و مبانی انقلاب اسلامی و تحولات موجود در کشور و سطح بین‌الملل صورت گرفته است. در مقدمه این سند آمده است که «مجموعه حاضر حاصل‌ گفت‌وگوها و تأملاتی است که با هدف تقویت «عمل جمعی سیاسی» و تأمین الزامات آن صورت گرفته است».
بنابراین می‌پذیریم که این سند تراوشات ذهنی یک فرد یا دو نفر نیست و «حاصل گفت‌وگوهاست» بنابراین باید همه اعضای حزب پاسخگوی محتوای آن باشند. بعضی از اعضای بازداشت شده این حزب محتوای آن را رد کرده‌اند و بعضی هم از محتوای آن اظهار بی‌اطلاعی کرده‌اند که صادقانه به نظر نمی‌رسد. در این سند هیچ اشاره‌ای به امام راحل به عنوان بنیانگذار انقلاب اسلامی و اندیشه متعالی آن نمی‌شود. به تعبیر بهتر مبانی این سند در درون دین جست‌وجو نمی‌شود و هیچ استنادی برای جهت‌گیری‌های خود به امام و رهبری صورت نمی‌گیرد. از اسلامیت نظام نیز نامی در میان نیست و اگر نیم نگاهی نیز به دین شده است بیشتر جنبه تزیینی دارد. زیرا اسلامی که در سند از آن ذکر شده اسلام فردی است و از اسلام اجتماعی و سیاسی، اسلامی که پاسخگوی همه نیازهای بشری (آن طور که امام راحل معتقد است) و اسلامی که استکبار ستیز است نامی در میان نیست، آنچه از دینداری در سند آمده همان نگاه روشنفکرانه به اسلام مبتنی بر عقلانیت غربی است. از اسلام مبارزه، اسلامی که امام (ره) به پشتوانه آن «در مقابل همه دنیای غرب می‌ایستاد» خبری نیست. از اصول انقلاب اسلامی همچون، ولایت فقیه، امام، حکومت دینی و قانون اساسی، فقط به قانون اساسی اشاره شده است و آن هم نحوه استفاده‌ از «ظرفیت‌های مردمی قانون اساسی است» که بیشتر مسأله فشار از پایین از آن استشمام می‌شود. این سند برای یک دوره پنج ساله تدوین شده است که زمستان 1387 می‌تواند شروع آن باشد و انتخابات اخیر قلیان زودهنگام آن را نشان می‌دهد.
مردم‌سالاری فزاینده
در بعد الف به عنوان اولین محور اصلی سند آمده است«اقدام پیگیر برای گذار به مردم سالاری فزاینده در چارچوب ظرفیت‌های نظام جمهوری اسلامی ایران» در بند الف از اقداماتی که باید کمیته‌های کاری پیگیری کنند مجدداً و عیناً جمله فوق تکرار می‌شود به دین معنی که حرکت به سمت «مردم‌سالاری فزاینده»‌یا «دموکراسی حداکثری» چند بار در این سند تکرار می‌شود که دو مفهوم همزمان از آن برداشت می‌شود. 1- مردم سالاری در کشور وجود ندارد که در جمله‌ای دیگر این منظور را آشکار می‌سازند«‌در فاصله زمانی 1383-1376 تلاش برای مردم سالارانه کردن بخشی از حاکمیت به دلیل فقدان شرایط فوق تثبیت نشد و مراحل بعد برای گذار به مردم سالاری یا متوقف شد یا به عقب برگشت» جمله مذکور نشان می‌دهد که حزب مشارکت بعد از خروج خاتمی و اصلاح‌طلبان از قدرت، استمرار مردمسالاری در کشور را متوقف شده دانسته و آن را قبول ندارند 2- مردم سالاری و جمهوریت در نسبت با اسلامیت فضای متوازنی دارند که باید بخش مردم سالاری فراینده شود که مفهوم آن همان دموکراتیزه کردن نظام یا به تعبیر اکبر گنجی «جمهوری تمام عیار» است. در بخشی از قسمت اول سند به جای شعار «استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی» از شعار «استقلال، آزادی، مردم سالاری» عدالت اجتماعی، معنویت و اخلاق» نام برده می‌شود. اگرچه مفهوم کیفی مذکور در جای خود قابل دفاع است اما تغییر در شکل و مفهوم شعار محوری انقلاب اسلامی به چه دلیل صورت می‌گیرد؟ «چرا جمهوری اسلامی» از شعار حذف می‌شود.
استقلال و آزادی که خواسته همه ملت‌هاست آنچه وجه تمایز است «جمهوری اسلامی» است که جهت‌گیری را بعد از حصول استقلال و آزادی روشن می‌کند. در همین بند آمده است «به روشنی باید میان انقلاب ایران که انقلاب «جمهوریت» در سازگاری با ارزش‌های دینی و در تکامل انقلاب «مشروطیت» بود با پیامدهای پس از آن فرق گذاشت» در قسمت فوق از انقلاب ایران با عنوان «انقلاب اسلامی ایران» نام برده می‌شود. شاید فرض شود واژه «اسلامی» به صورت سهوی حذف شده باشد اما بلافاصله اشاره می‌شود که «انقلاب جمهوریت...» بنابراین در نگرش حزب مشارکت به جمهوری اسلامی و انقلاب اسلامی چیزی جز «جمهوری» قابل فهم نیست که این مدعا را نیز در انتخابات اخیر با عدم تمکین به رأی اکثریت و یا طرح شعار دروغین و دشمن شاد کن «تقلب» به چالش کشیدند.
تلقی ماکس وبری از جمهوری اسلامی ایران
در ادامه سند، حاکمیت در 30 ساله جمهوری اسلامی را با نگاه کاملاً غرب گرایانه و مبتنی بر اندیشه ماکس وبر مورد تحلیل قرار داده می‌نویسند «از نظام جمهوری اسلامی ایران، قانون اساسی آن و تجربه حیات 30 ساله آن، سه برداشت و تفسیر ارائه می‌شود؛ تفسیر اول، وجه فرهمند(کاریزماتیک) است. تفسیر دوم اندک سالارانه (الیگار شیک) و تفسیر سوم مردمسالارانه (دموکراتیک) است.این سه تفسیر از لحاظ «مبنای مشروعیت»،«شیوه مشارکت سیاسی» و«گفتمان غالب سیاسی» با یکدیگر متفاوتند. به طورمثال مبنای مشروعیت نگرش فرهمند، «اقتدار فرهمندانه» است و شیوه مشارکت سیاسی مورد نظر آن «مشارکت توده‌‌وار و بسیج شده از بالا» و گفتمان غالب سیاسی آن «تقدس بخشیدن به سیاست، تأکید بر رسالت دینی و جهانی حکومت، تقدس بخشیدن به عامه مردم در مقابل نهادهای مدنی و...» است. در حالی که مبنای مشروعیت تفسیر اندک سالارانه، «اقتدار سنتی» و شیوه مشارکت مورد نظر آن «مشارکت نفوذی، غیر رسمی، شخصی و مبتنی بر روابط»‌است و مبنای مشروعیت تفسیر مردمسالارانه «اقتدار قانونی و دیوانسالارانه» و شیوه مشارکت مورد نظر آن «مشارکت خودجوش، سازمان یافته، آزاد و مبتنی بر نهادهای مدنی» است. از هنگام تثبیت نظام این سه برداشت با یکدیگر همزیستی داشته و در هر مقطعی یک نگرش غالب بوده و دو برداشت دیگر در حاشیه قرار داشته‌اند. به طور مثال در دوران حیات رهبر انقلاب با وجود جنگ به رغم وجه فرهمند امام(ره) انتخابات نقش مؤثر در حکومت داشت. پس از آن برداشت اندک سالار غالب شد.
بعد از یک دوره تلاش برای غالب کردن وجه مردمسالار، اینک نیرویی قدرتمند وجود دارد که می‌کوشد نوعی «یکه سالاری» را در نظام غالب نماید، در صورت غالب شدن نیروی طرفدار «یکه سالاری» نظام جمهوری اسلامی تغییر ماهیت خواهد داد. همانگونه که سعید حجاریان از تئوریسین‌های حزب مشارکت بر تأثیرپذیری خود از ماکس وبر اشاره دارد متن ذکر شده نیز عصاره اندیشه ماکس وبر است. ماکس وبر مشروعیت را دارای سه سطح می‌داند: 1- مشروعیت کاریز‌ما که مبتنی از نفوذ کلام رهبری انقلاب‌ها در بین توده‌هاست. 2- مشروعیت سنتی که ناشی از جایگاه تاریخی حاکمان و طبقه حاکم در جامعه است (نگاه مردم به روحانیت در تاریخ یا موروثی بودن حکومت از طریق نژادی و خونی) که مردم به صورت سنتی طبقه حاکم را داوطلبانه می‌پذیرند و آنان را مشروع می‌دانند 3- مشروعیت قانونی که براساس قراردادهای اجتماعی انجام می‌گیرد. این مشروعیت که در ادبیات سیاسی ما ایرانیان امروز «مقبولیت» گفته می‌شود از طریق دموکراسی و مردم سالاری با حاکمیت اکثریت و از طریق پارلمان ظهور و بروز پیدا می‌کند که به آن نمایندگی نیز می‌گویند. حزب مشارکت با بازی با واژه‌های ماکس وبر به تحلیل حاکمیت در 30 ساله جمهوری اسلامی می‌پردازد و به طور کلی «مردمسالاری آگاهانه» را در این 30 سال رد می‌کند. در این سند تلاش می‌شود به شرکت متشرعانه مردم در انتخابات بار ارزشی منفی داده شود و آنان که به فرمان رهبری جهت مشارکت لبیک می‌گویند را «مشارکت توده وار و بسیج شده از بالا» قلمداد کنند. درباره مردمی که مشارکت را شرعی می‌دانند و با احساس تکلیف و بدون توجه به جریانات و گروه‌ها در انتخابات شرکت می‌کنند نیز آورده‌اند «تقدس بخشیدن به سیاست، تأکید بر رسالت دینی و جهانی حکومت، تقدس بخشیدن به عامه مردم در مقابل نهادهای مدنی و...» بنابراین مشخص می‌شود که حزب مشارکت از «تأکید بر رسالت دینی و جهانی حکومت» که شاه بیت حضرت امام (ره)‌در مبارزه جهانی علیه شرق و غرب بود رنج می‌برند. امام (ره) می‌فرمود:«کمربندها را محکم ببندید که ما هنوز در قدم‌های اول مبارزه جهانی علیه غرب و شرقیم». بنابراین حزب مشارکت از تذکر این رسالت توسط رهبری به مردم رنج می‌برد و از اینکه حکومت، مردم را محترم می‌شمارد نیز آزرده خاطر است. «تقدس بخشیدن به عامه مردم در مقابل نهادهای مدنی ...‌»‌بنابراین حزب مشارکت روشن می‌کند که جمهوریت باید آنگونه محقق شود که احزاب خروجی انتخاب مردم باشد و لاغیر.
در این بخش متأسفانه حزب مشارکت در تحلیل شخصیت امام‌(ره) نیز به سراغ ماکس وبر می‌رود و از واژه «وجه فرهمند یا کاریز‌ماتیک» جهت امام (ره) استفاده می‌کند. در صورتی که مردم ایران امام (ره) را از آن رو به رهبری پذیرفتند که وی را عامل به حدود الهی و پیاده کننده مقاصد انبیا می‌دانستند، مردم؛ امام‌(ره) را جلوه نور الهی می‌دانستند و اگر خدایی بودن و الهی شدن امام‌(ره) از وی گرفته می‌شد یا خدای ناکرده شخصاً از این ویژگی‌ها عدول می‌کرد وجه فرهمند یا کاریزماتیک وی برای مردم چه ارزشی داشت؟ بنابراین مردم نور خدا را در امام دیدند نه مشروعیت. کاریزماتیک ماکس وبر را. خود امام‌(ره) نیز جهت تأکید بر الهی بودن مسیر و هدف خود می‌فرمود:«نور خدا در این کشور جلوه‌گر شده است قدر این جلوه الهی را بدانید» ظاهراً جرم امام(ره) این بوده است که بر مبنای اسلام، «توده» را (نه احزاب و نهادهای مدنی) را به موجی توفنده، تبدیل می‌کرد که به تعبیر سید شهیدان اهل قلم «با یک فرمان آن خلف صالح انبیا هزار هزار پای در میدانی می‌گذاشتند که یک درصد احتمال زنده ماندن در آن نبود» و اینچنین بود که امام‌(ره) درباره همین ملتی که «مشارکت توده‌ای!؟» می‌کردند می‌فرمودند:«ملت ما بهتر از ملت رسول الله است.»
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار